تبليغاتX
کمیته بحران زندانیان سیاسی
ارگان رسمي کميته بحران زندانيان سياسي
 

 



بنابه گزارشات رسیده از سلولهای انفرادی زندان سمنان که در کنترل بازجویان وزارت اطلاعات است ،مدت بازداشت خانم خدیجه نبوی در سلولهای انفرادی برای 2 ماه دیگر تمدید شد.

خانم نبوی روز چهارشنبه 19 فروردین ماه با یورش مامورین وزارت اطلاعات به محل کارش دستگیر و ابتدا برای مدتی به نقطه نامعلومی منتقل گردید و سپس به سلولهای انفرادی زندان مرکزی سمنان که در دست وزارت اطلاعات است منتقل شد.

خانم نبوی همسر زندانی سیاسی ظهور نبوی مقاله نویس سرزمین آریائی است که برای دفاع از همسرش که به دلایل غیرواقعی در زندان بسر می برد تلاش می کرد وسعی داشت ظلمی را که بر این خانواده روا داشته شده است را افشا کند و از حقوق خود دفاع کند. او تلاش داشت که اتهامات غیر واقعی و حکم سنگین و غیر انسانی که علیه همسرش بکار برده شده را با سازمانهای مدافع حقوق خبرنگاران در جهان ،فعالین حقوق بشری و سازمانهای حقوق بشری و رسانه ها پیگیری کند.

خانم خدیجه نبوی علاوه بر سرپرستی فرزندش صمد نبوی ،سرپرستی رویای 5 ساله دختر زندانی سیاسی حمیده نبوی را به عهده داشت .

خانواده خانم نبوی از زمان دستگیری تا به حال بارها به اداره اطلاعات سمنان مراجعه کردند و هر بار به آنها گفته شد که بزودی او را آزاد خواهند کرد ولی تا به حال به گفته های خود عمل نکرده اند و در آخرین مراجعه به آنها گفته شد که تا 2 ماه دیگر در سلولهای انفرادی باقی خواهد ماند.

خانم خدیجه نبوی بارها به اداره اطلاعات شهرستان سمنان فراخوانده شد و هر بار ساعتها مورد بازجوئی و تحت فشار قرار گرفت و در آخرین احضار، او را وادار به دادن تعهد که دیگر از همسرش دفاع نکند کردند.

عرفانی بازجوئی وزارت اطلاعات در سمنان که در اذیت و آزار این خانواده نقش دارد و توسط همین فرد احضار ،مورد بازجوئی ،تهدید ، دستور بازداشت،قرار دادن در سلولهای انفرادی و رفتارهای وحشیانه قرار می گیرند .اعمال این فرد وحشیانه و غیر انسانی است او هچنین بازجوئی از هموطنان بهائی دستگیر شده را به عهده دارد و زندانیان سیاسی که در زندان مرکزی سمنان بسر می برند را تحت اذیت وآزارهای این فرد قرار دارند. این فرد هر بار با نامی دیگر خود را معرفی می کند.

یکی از شیوه های وزارت اطلاعات علیه زندانیان سیاسی دستگیر شده که در حال بکار گیری آن است .به دستگیر شدگان، از طرف بازجویان وزارت اطلاعات اتهاماتی نسبت داده می شود . ابتدا با فشارهای جسمی و روحی سعی در وادار کردن زندانی به پذیرفتن آن هستند. در صورتی که این شیوه به نتیجه نرسد با دادن وعده هایی که در صورت پذیرفتن اتهامات آزاد خواهی شد و حتی در مواردی از خانواده زندانی می خواهند که به عزیزشان بگوید اتهامات نسبت داده شده را بپذیرد تا آزاد شود. در صورت پذیرفتن اتهامات اقدام به پرونده سازی و صدور احکام سنگین علیه زندانی سیاسی خواهد نمود.این شیوه در حال حاضر علیه تعداد زیادی از زندانیان سیاسی دستگیر شده بکار برده می شود.

در حال حاضر 4 عضو این خانواده در زندان بسر می برند که اسامی آنها به قرار زیر می باشد:زندانی سیاسی سید ظهور نبوی مقاله نویس مجله سرزمین آریائی محکومیت 4 سال زندان، در بند 350 زندان اوین ،خانم حمیده نبوی به دلیل قصد شرکت کردن در مراسم بیستمین سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی در سال 1367محکوم به 1 سال زندان شد و در بند زنان زندان اوین ،خانم فاطمه نبوی از 2 اسفند ماه بلاتکلیف در زندان مرکزی سمنان و خانم خدیجه نبوی که در سلولهای انفرادی وزارت اطلاعات در زندان سمنان بسر می برد.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،ادامه بازداشت در سلول انفرادی،تحت شکنجه های جسمی و روحی قرار دادن ،بی سرپرست گذاشتن فرزندانش،بدلیل دفاع از همسر در بندش را محکوم می کند و از دبیر کل وکمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل و سایر سازمانهای حقوق بشری خواستار دخالت برای پایان دادن به اذیت وآزار خانواده های زندانیان سیاسی در ایران و آزادی تمامی آنها است.

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
31 فروردین 1388 برابر با 20 آپریل 2009

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:

کمیساریای عالی حقوق بشر

کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا

سازمان عفو بین الملل

سازمان دیدبان حقوق بشر

+ نوشته شده در  2009/4/20ساعت 18:24  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

 

 

 



بنابه گزارشات رسیده از دانشگاه تربیت معلم واحد حصارک کرج ،صبح روز دوشنبه 31 فروردین ماه بیش از 1000 نفر از دانشجویان در مقابل سلف سرویس دانشگاه در اعتراض به ضرب وشتم و اهانت به یک دانشجو توسط نیروی انتظامی دست به اعتراض زدند.

شب گذشته حوالی ساعت 20:00 شب یک ماشین نیروی انتظامی وارد محوطه دانشگاه گردید و و حشیانه به یکی از دانشجویان دانشگاه تربیت معلم حمله ور شد آنهااین دانشجو را مورد ضرب و شتم شدید قرار دادن وبه چشمان او گاز اشک آور پاشیدن و به زور او را سوار ماشین نموده وقصد بازداشت این دانشجو را داشتند .سایر دانشجویان نسبت به این عمل نیوری انتظامی و حراست داشنگاه اعتراض نموده و برای آزادی این دانشجو به سمت حراست حرکت نمودند .و خواستار آزادی این دانشجو شدند. دانشجوئی که مورد ضرب و شتم و اهانت نیروهای سرکوبگر قرار گرفت آقای عباس مفاخری نام دارد.

دانشجویان نسبت به ضرب وشتم و اهانت به این دانشجو صبح امروز 31 فروردین ماه اقدام به برگزاری یک تجمع اعتراضی گسترده در مقابل سلف سرویس دانشگاه نمودند. این اعتراضات از ساعت 11:30 آغاز گردید و تا ساعت 13:00 ادامه داشت که با حضور وحشت زده رئیس دانشگاه و معاونین وی، و دادن قول مساعد به دانشجویان که به خواسته های آنها رسیدگی خواهد شد به صورت مشروط پایان یافت.

دانشجویان معترض این دانشگاه تا روز شنبه 5 اردیبهشت ماه به وزیر علوم ورئیس نیروی انتظامی کرج و سایر افرادی مهلت دادند که آنها باید در جمع دانشجویان حاضر شوند و از آنها عذرخواهی رسمی نمایند در غیر این صورت روز شنبه 5 اردیبهشت ماه با اعتراضات گسترده دانشجویان مواجه خواهند شد.

دانشجویان همچنین خواهان آزادی فوری و بدون قید وشرط دانشجوی زندانی شبنم مددزاده و برادرش فرزاد مددزاده شدند.

دانشجویان ،دانشگاه تربیت معلم کرج همچنین از سایر دانشگاه های کشور خواهان حمایت و محکوم کردن این عمل غیر انسانی شدند و اهانت به دانشجویان در هر دانشگاه را اهانت به سایر دانشجویان در دانشگاه های کشور دانستند

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،یورش وحشیانه به محیط امن دانشگاه و مورد ضرب وشتم و اهانت قرار دادن دانشجویان تربیت معلم واحد حصارک کرج را محکوم می کند و از اتحادیه های دانشجوئی جهان خواستار حمایت از دانشجویان در ایران است.

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
31 فروردین 1388 برابر با 20 آپریل 2009


http://pejvakzendanyan.blogfa.com

pejvak_zendanyan10@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

tel. : 0031620720193

+ نوشته شده در  2009/4/20ساعت 18:23  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

 
 


رياست محترم سازمان نظام پزشكي جمهوري اسلامي ايران
جناب آقای دکتر سید شهاب الدین صدر
با سلام و آرزوي توفيقات خدمتگزاري به آستان طبابت و تعميم آرامش بيماران
اينجانب پيشواي روحاني زنداني كه مدت چند سال است در آزار بندهاي استبدادي و اذيت محبس هاي خودكامگان مي باشم به خاطر شكنجه هاي جسمي كه در بند 209 اوين بر من وارد شد و فشارهاي طاقت فرساي تداوم آن، به پيري زودرس رسيده ام و تمامي اعضاي بدنم فرسوده و فرتوت گرديده است كه نياز مبرم و فوري به معالجات پزشكان آزاد دارم.
از آنجائي كه همواره از ناحيه مسئولين امنيتي و اطلاعاتي رژيم مدعي ديانت و جمهوريت، تهديد به مرگ شده ام، نمي توانم از اطباء درمانگاه هاي زندان استفاده نمايم و به تمامي كادر درماني حكومت فاشيستي ايران، بد بين مي باشم و نيز از قراري كه منشور سازمان ملل متحد قيد نموده و كشورهاي مدعي دموكراسي آن را تأييد كرده اند، زندانيان سياسي مي توانند از پزشكان برون مرزي بهره بگيرند و به اين لحاظ كه اينجانب يك اسير سياسي اعتقادي در دستان قدرت طلبان مي باشم از شما كه مقام مسئول نظام پزشكي كشور هستيد مي خواهم تا در امر معالجات من دخالت كرده و مجوز ديدار پزشكان سازمان ملل را براي درمان درنگ ناپذيرم بگيريد و به سوگند صنفي خود پايدار باشيد و ننگ قتل يك آزاديخواه را كه از فرزندان رسول الله است حمايل خاطرات خويش نگردانيد.
با سپاس سيد حسين كاظميني بروجردي

 

+ نوشته شده در  2009/4/20ساعت 18:10  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

 
 

 



بنابه گزارشات رسیده از زندان مرکزی اصفهان (دستگرد) ،زندانی حبیب باقریان ،که روز شنبه برای اجرای حکم اعدام به سلولهای انفرادی منتقل شده بود صبح امروز اعدام گردید.

روز شنبه 29 فروردین ماه زندانی حبیب باقریان 29 ساله از بند 4 زندان دستگرد اصفهان جهت اجرای حکم اعدام به سلول انفرادی منتقل گردید.او صبح امروز 30 فروردین ماه در زندان مرکزی اصفهان اعدام شد.

این زندانی اخیرا پیامی به بیرون از زندان داده بود و از جهانیان تقاضای کمک کرده بود که بخشهایی از آن به قرار زیر می باشد:

اینجانب حبیب باقریان که در سال 82 توسط آگاهی شاهین شهر به مدت 10 روز تحت شکنجه های شدید جسمی قرار گرفتم که این شکنجه ها توسط ماموران آگاهی بنام های اکبر کبیری ،مرتضی زمانی،احمد یاوری،قالی پور،زارع و صفوی بودند که تا حدی شکنجه ها ی آنان شدید بود که بعد از 5 سال هنوز آثار شکنجه ها بر بدنم باقی است. من درخور چنین حکم سنگینی نیستم واین حکم غیر منصفانه است. من از تمام مدافعان حقوق بشر و آزادیخواهان جهان تقاضا دارم به من که در آستانه اجرای حکم اعدام هستم.تقاضای کمک دارم.

یکی از دلایل اسرار به اعدام این جوان، داشتن ارتباط با زندانیان سیاسی این زندان بوده . بنائی رئیس حفاظت و اطلاعات زندان قبلا اورا تهدید کرده بود که در صورت ادامه ارتباط با زندانیان سیاسی حکم اعدام اورا به اجرا خواهد گذاشت.

سیاست سرکوبهای گسترده مردم ایران مانند اعدام زندانیان سیاسی، اعدام کودکان،اعدامهای گروهی ،سنکسار ،دستگیریهای گسترده فعالین دانشجوئی ،کارگران ،زنان و سیاسی توسط علی خامنه ای ولی فقیه مطلقه رژیم تعیین می شود و برای اجرا به دست دادگاه های انقلاب و وزارت اطلاعات سپرده می شود. این سیاست در تعارض با کنوانسیونهای حقوق بشری و معاهدات بین المللی است که این رژیم ملزم به اجرای آنها است و نقض آنها در ابعاد گسترده و سیستماتیک به عنوان جنایت علیه بشریت محسوب می گردد .

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران، اعدام زندانیان که با اهداف سیاسی و برای ایجاد رعب و وحشت در بین مردم است را محکوم می کند و از دبیر کل سازمان ملل خواهان مداخله برای پایان دادن به اعدامها در ایران است.

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
30 فروردین ماه برابر با 19 آپریل 2009

گزارش اعدام فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:

کمیساریای عالی حقوق بشر

کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا

سازمان عفو بین الملل

سازمان دیدبان حقوق بشر

+ نوشته شده در  2009/4/20ساعت 16:57  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

 

 



بنابه گزارشات رسیده از زندان مرکزی اصفهان (دستگرد) ،زندانی حبیب باقریان ،روز شنبه برای اجرای حکم اعدام به سلولهای انفرادی منتقل گردید.

روز شنبه 29 فروردین ماه زندانی حبیب باقریان 29 ساله از بند 4 زندان دستگرد اصفهان جهت اجرای حکم اعدام به سلول انفرادی منتقل گردید.او به مدت 6 سال در زندان اصفهان بسر برد.

برای تحت فشار روحی قرار دادن او و خانواده اش تاریخ اجرای حکم اعدام او را از اواخر اسفندماه به خانواده وی اطلاع دادند و به آنها گفته شد که 30 فروردین ماه به اجرا در خواهد آمد.همچنین به این خانواده وی گفته شد که اگر هم شاکی خصوصی وی رضایت دهد تاثیری در عدم اجرای حکم اعدام او نخواهد داشت. این در حالی است که او مرتکب قتل نشده است.یکی از دلایل اسرار به اعدام این جوان، داشتن ارتباط با زندانیان سیاسی این زندان بوده . بنائی رئیس حفاظت و اطلاعات زندان قبلا اورا تهدید کرده بود که در صورت ادامه ارتباط با زندانیان سیاسی حکم اعدام اورا به اجرا خواهد گذاشت.

زندانی حمید باقریان دی ماه 1382 دستگیر شد و به بازداشتگاه اداره آگاهی شاهین شهر منتقل گردید.مامورین آگاهی برای گرفتن اعترافات مد نظر خود او را به مدت 10 روز تحت شکنجه های جسمی قرار دادند.زمان شکنجه بعد از وقت اداری بود و در زیر زمین اداره آگاهی شاهین شهر صورت می گرفت.شکنجه جسمی علیه این زندانی به حدی بود که بدن او در اثر ضربات کابل کبود شده بود و وضعیت جسمی بسیار حادی داشت .هنگامی که او را می خواستند به زندان مرکزی اصفهان تحویل دهند آنها از ترس اینکه او در زندان فوت کند از پذیرش او برای مدتی خوداری می کردند .

زندانی حبیب باقریان در شعبه 4 دادگاه عمومی شاهین شهر به اتهام آدم ربائی و تجاوز محکوم به مرک شد. او در تاریخ 20 آذر 1384 برای اجرای حکم اعدام برده شد و حتی طناب دار هم بر گردن او قرار دادند ولی در آخرین لحظات از اعدام وی منصرف شدند.سال گذشته پرونده آقای باقریان به دیوان عالی کشور ارسال شد و دیوان عالی حکم اعدام او را تایید کرد و به خانواده او گفتنه شد که رضایت شاکی خصوصی تاثیری بر عدم اجرای حکم اعدام او نخواهد داشت.

لازم به یادآوری است زندانی ولی الله امیری 23 ساله که روز دوشنبه 24 فروردین ماه جهت اجرای حکم اعدام به سلول انفرادی منتقل شده بود اجرای حکم اعدام وی به تعویق افتاد و او را به سلول خود بازگرداند

سیاست سرکوبهای گسترده مردم ایران مانند اعدام زندانیان سیاسی، اعدام کودکان،اعدامهای گروهی ،سنکسار ،دستگیریهای گسترده فعالین دانشجوئی ،کارگران ،زنان و سیاسی توسط علی خامنه ای ولی فقیه مطلقه رژیم تعیین می شود و برای اجرا به دست دادگاه های انقلاب و وزارت اطلاعات سپرده می شود. این سیاست در تعارض با کنوانسیونهای حقوق بشری و معاهدات بین المللی است که این رژیم ملزم به اجرای آنها است و نقض آنها در ابعاد گسترده و سیستماتیک به عنوان جنایت علیه بشریت محسوب می گردد .

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران، اعدام زندانیان که با اهداف سیاسی و برای ایجاد رعب و وحشت در بین مردم است را محکوم می کند و از دبیر کل سازمان ملل خواهان مداخله برای پایان دادن به اعدامها در ایران است.

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
29 فروردین ماه برابر با 18 آپریل 2009

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:

کمیساریای عالی حقوق بشر

کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا

سازمان عفو بین الملل

سازمان دیدبان حقوق بشر

+ نوشته شده در  2009/4/19ساعت 2:5  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

گزارشگران بدون مرز نگرانی صدور حکم هشت سال زندان برای خبرنگار امریکایی ایرانی تبار رکسانا صابری را قویا محکوم می کند.

گزارشگران بدون مرز خواهان آزادی فوری این خبرنگار است و در این باره اعلام می‌کند " این حکم حتا در چارچوب قوانین جمهوری اسلامی سنگین و ناعادلانه است. رکسانا صابری در پشت درهای بسته دادگاه انقلاب و بدون حضور وکیل خود در دادگاه انقلاب اسلامی محاکمه شد. مقامات مسئول ایران از اتهام " جاسوسی" سواستفاده می‌کنند تا روزنامه‌نگاران را زندانی و آزادی بیان را محدودتر کنند. در عین حال صدور این حکم در آستانه انتخابات ریاست جمهوری در ایران هشداری به خبرنگاران خارجی است. "

سه شنبه ٢٥ فروردین علیرضا جمشیدی سخنگوی دستگاه قضایی ایران اعلام کرد که محاکمه خبرنگار امریکایی ایرانی تبار رکسانا صابری در یکی از شعب دادگاه انقلاب آغاز شده است. حسن زارع دهنوی معاون امنیتی دادستان تهران که خود را به نام "حسن حداد" معرفی می‌کند پیش از این در تاریخ ٢٠ فروردین اعلام کرده بود که این خبرنگار « بدون مجوز خبرنگاری و تحت عنوان خبرنگار، فعالیت های جاسوسی انجام می داده است که مدارک در پرونده موجود است و وی نیز تمام اتهامات را پذیرفته است.» عبدالصمد خرمشاهی وکیل رکسانا صابری با تائید خبر محکومیت موکل خود به گزارشگران بدون مرز گفت که به این حکم اعتراض خواهد کرد.

بازداشت رکسانا صابری در تاریخ ١٠ اسفند ماه ١٣٨٧ از سوی شبکه رادیویی ان پی آر اعلام شد. رضا صابری پدر این روزنامه‌نگار گفته بود " دخترش در پی مکالمه کوتاهی در تاریخ ٢٢ بهمن بازداشت خود را به وی اعلام کرده است." مقامات رسمی ایران در فردای انتشار خبر از سوی رسانه‌ها، زندانی شدن روزنامه نگار را در زندان اوین و بدون توضیح در باره "اتهامات" وی تائيد کردند. حسن قشقاوی سخنگوی وزارت امور خارجه در تاریخ ١١ اسفند اعلام کرد که فعالیت رکسانا صابری در ایران " غیر قانونی" بوده است. در روز ١٢ اسفند علیرضا جمشیدی اعلام کرد " وی با قرار صادره از دادسرای انقلاب در بازداشت به سر می‌برد و اکنون در زندان اوين است. " پدر و مادر رکسانا صابری یک روز پس از ورود خود به ایران در تاریخ ١٧ فروردین موفق شدند در زندان اوین با دختر خود ملاقات کنند.

رکسانا صابری ٣١ ساله در امریکا متولد و بزرگ شده است و از شش سال پیش در ایران به‌ تحقیق و تحصیل مشغول بود. وی با شبکه رادیویی ان پی آر و بخش جهان رادیو و تلویزیون بی بی سی تا ١٣٨٥ همکاری داشته است. رضا صابری پدر روزنامه‌نگار زندانی در تاریخ ١٤ اسفند ماه به گزارشگران بدون مرز اعلام کرده بود " که دخترش از زمان عدم تمدید مجوزش با رسانه ها همکاری نداشته است چون بدون مجوز نمی‌توانسته است به مقامات و منابع خبری دسترسی داشته باشد، مطالب انتشار یافته یادداشت‌های شخصی وی در باره مسائل فرهنگی و ادبی بوده است. از آن تاریخ وی بیشتر بر روی تحصیلات خود را در باره زبان و فرهنگ ایران متمرکز بوده و در یکی از دانشگاه های تهران تحصیل می‌کرده است

+ نوشته شده در  2009/4/19ساعت 2:4  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

 
 
 
 
 
 
 
 


حامد یازرلو، کارشناس ارشد هوا فضا که در جریان بازداشت های گسترده در اسفندماه در منزلش بازداشت شده بود، پس از گذشت 57 روز همچنان در بند 209 زندان اوین نگهداری می شود و نسبت به شرایط او اطلاعی در دست نیست.

هود یازرلو، برادر وی، پیش تر از سوی دادگاه انقلاب تهران به تحمل 3 سال حبس تعزیری محکوم شده بود و هم اکنون در بند 8 زندان اوین نگهداری می شود. همچنین مادر این خانواده نیز، با داشتن 3 سال حکم، در انتظار دادگاه تجدید نظر به سر می برد.

گفتنی است حامد یازرلو، از جمله دانشجویان ستاره دار است که با وجود قبولی در مقطع دکترای دانشگاه امیرکبیر، طی دو سال متوالی، امکان ثبت نام و ادامه تحصیل را بدست نیاورد.

لازم به ذکر است، در ماههای اخیر، بازداشت افراد خانواده های اعضای سازمان مجاهدین خلق در ایران شدت یافته است. این افراد، که به اتهام ارتباط با گروهک های مخالف نظام مورد محاکمه قرار می گیرند، از جمله کسانی هستند، که برخی از اعضای خانواده شان، عضو سازمان مجاهدین خلق هستند.
+ نوشته شده در  2009/4/19ساعت 2:2  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

 

 



روايت خواني و درايت داري از متون حاكميت ديني ايران:

بارها تصميم داشتم تا كتاب خاطراتي از ديده ها و شنيده هايم از حكومت مذهبي ايران بنگارم، اما پيري زودرس زندان و افت حافظه و بيماري مغزي اجازه تاليف اين مكتوب گسترده را نمي داد، ولي به نظرم آمد تا اسنادي را هرچند محدود براي درج در تاريخ معاصر -ايران ارائه دهم، چرا كه ما تقويم نگاران حقيقي و حقوقي عصر خويشيم و نسلهاي آينده به چنين براهيني استدراك نموده و قضاوت خواهند كرد.

1. روزي در بند ويژه اوين و در بخش 500 موقت آن، يكي از روحانيون چپي را كه مغضوب ملاهاي راستي شده بود، ديدم و چندي با وي هم سلول شديم. او اطلاعات مهم و بي واسطه اي را از مقامات بلند پايه داشت، از جمله مي گفت: يك روز در اواخر عمر شيخ صادق خلخالي، در قم به ملاقاتش رفته بوديم و او را در وضعيت تعفن بار و اسفناك و دلخراشي از لحاظ روحي و جسمي و فكري ديديم و سه بار با ما حرف زد و سپس از او جداشديم، بار اول گفت: در اين چند سال بسيار كشته ام و آمارش را نمي دانم و خيلي اضطراب دارم. دوم گفت:هر چه كردم به امر سيد بود و او دست مرا در كشتارهايم باز گذاشته بود و من هيچ گونه مسئوليت دنيوي و اخروي را نمي پذيرم. سومين حرفي كه زد اين بود: به خانواده ام گفته ام تا مجوزهاي سيد را در كفنم بگذارند تا خيال من از بابت حساب و كتاب و بازجويي هاي قيامت راحت شود!

2. كارمندان سالدار اوين و مراقبيني كه بيش از بيست و پنج سال سابقه كار دارند مي گفتند كه در اوايل انقلاب اسلامي چندين هزار دختر مجاهد خلق را به اينجا آوردند كه سن بيشتر آنها زير بيست سال بود و اكثرا به جرم روزنامه فروشي دستگير شده بودند و آنها همگي محكوم به اعدام شده بودند و قبل از مرگ به دستور اسدالله لاجوردي با آنها آميزش اجباري مي شد.

3. در بند امنيتي 209 كه بودم بازجوي رابط بين وزارت اطلاعات و ويژه روحانيت به نام مستعار سيد حسن حسيني كه يدي در شكنجه داشت و دست و پا و بيني بسياري از نزديكانم را خرد كرده بود، سعي داشت پرونده مرا از اعتقادي به منكراتي بكشاند، مي گفت كه سي سال قبل با سيد عبد الرضا حجازي ارتباط جنسي داشته اي و حشمت الواعظين قمي نيز شاهد است! در حالي كه من در آن سالها براي آموزش وعظ و خطابه به منزلش مي رفتم، هچنانكه به منزل فلسفي، واعظ معروف نيز مي رفتم و داستان دكتر سيد عبد الرضا حجازي كه سخنران مشهور و توانايي بود از اين قرار بود كه بيست سال قبل به همين تهمت او را در اوين كشتند و در حقيقت او در مدرسه فيضيه در سي و پنج سال قبل شاهد خلافكاريها و بي بند و باري هاي آخوندهاي مسند نشين فعلي بود و روي افشاي آن اسرار به دار كينه آويخته گرديد .

به هر حال سعي مي كنم تا آنچه را كه به خاطر مي آورم براي انتقال به اوراق ماندگار تاريخ بگويم.

سيد حسين كاظميني بروجردي – زندان یزد

28 فروردین

+ نوشته شده در  2009/4/18ساعت 18:19  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

 
 
خبرگزاری ديده‌بان حقوق بشر كردستان: سامان رسول‌پور، روزنامه‌نگار و فعال حقوق بشر از طرف شعبه يكم دادگاه انقلاب مهاباد به يك سال حبس تعزيری محكوم شد.

اين حكم به اتهام تبليغ عليه نظام و تشويش اذهان عمومی ‌از طريق مصاحبه با رسانه‌های خارجی برای اين فعال كُرد صادر شده است.

گفتنی‌ست سامان رسول‌پور در پی بازداشت در مرداد ماه سال گذشته و متعاقب آن فشارهای وارده از سوی نهادهای امنيتی مجبور به ترك كشور شد و حكم مزبور نيز به صورت غيابی برای وی صادر شده است.
+ نوشته شده در  2009/4/18ساعت 18:18  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

 

راديو فرانسه، مجید محمدی  :  بازداشت و زندانی کردن ایرانیان دو ملیتی یا ایرانیان مقیم خارج از کشور در ایران در سال‌های دههء هشتاد شمسی و بالاخص پس از یکدست شدن حکومت در دست اقتدارگرایان به یک پدیدهء روزمره تبدیل شده است. رامین جهانبگلو، کیان تاج بخش، زهرا کاظمی، عشا مومنی، نازی عظیما، مهرنوش سلوکی، و اخیرا رکسانا صابری مورد دستگيري، حبس طولانی مدت بدون ذکر اتهام، بازجويي‌های طولاني مدت، توقيف گذرنامه، و احضار مرتب به دادگاه واقع شدند. بازداشت و اِعمال فشار بر این افراد اعم از روزنامه نگار، خبرنگار، محقق، استاد دانشگاه، فعال سیاسی و فعال مدنی، دانشجو، وهنرمند چند معنی و پیام در بردارد:
اول این که حکومت می خواهد از آنان به عنوان چک و سفته و ژتون در معامله با غربیان استفاده کند. اگر غربی‌ها بر مسائل مربوط به غنی سازی هسته‌ای یا تروریسم تاکید دارند وازاین طریق بر حکومت فشار وارد می آورند، طرف ایرانی نیز با بازداشت شهروندان ایرانی- آمریکایی یا ایرانی- اروپایی بر آنها فشار وارد می کند. وقتی یکی ازمقامات وزارت امور خارجهء امریکا فهرستی از سه ایرانی- امریکایی را در مذاکرات ژنو به مقام ایرانی می دهد و خواستار آزادی آنان می شود، مقام ایرانی نیز در مقابل می تواند خواسته‌هایی راعرضه می کند. دراین حال ایرانیان دو ملیتی به عنوان گوشت قربانی توسط رژیم مورد سوء استفاده واقع شده‌اند.
درحوزهء معامله، داستان این است که دو ملیتی‌ها بازداشت می شوند و بعد سیاستمداران غربی‌ تحت فشار نهادهای مدنی خود خواستار آزادی آنها می شوند. آنها باید پیام بفرستند و رهبری رژیم که خود (یا بیت و عوامل وی) دستور بازداشت را صادر کرده‌اند لطف کند و هر از گاهی یکی دو نفر را که از او توسط مقامات بالای غربی خواسته شده آزاد کند و بقیه را نیز آزاد نکند تا هم نشان دهد که قرار نیست به دشمنان روی خوش نشان داده شود و هم باب مذاکره را باز نگه دارد. مورد هاله‌ی اسفندیاری به نامه‌ی لی همیلتون، مدیر مرکز وودرو ویلسون، به خامنه‌ای منجر شد و اخیرا مورد رکسانا صابری در مذاکرات هالبروک با آخوند زاده مطرح شده است. زدن اتهام‌هایی مثل جاسوسی و اقدام علیه امنیت ملی به روزنامه نگاران و محققان و سپس پس از چند ماه آزاد کردن آنها دادن علامت به غربی هاست که "بله، ما هم می توانیم برای شهروندان شما و خود شما دردسر درست کنیم". این کار بر روی شهروندان تک ملیتی غربی کمتر انجام می شود چون پیامدهای حقوقی و سیاسی بیشتری برای رژیم در بر دارد.
دوم آن که این بازداشت‌ها ابزار فشار به ایرانیان فعال مقیم خارج کشور است که اگر می خواهند به دیدار خانواده‌ی خود بیایند (مثل مورد هاله‌ی اسفندیاری که برای دیدار از مادر پیرش به ایران سفر کرده بود) باید دهانشان را سال‌ها ببندند. این فشارها برای آن دسته از ایرانیانی که می خواهند به ایران رفت و آمد داشته باشند و ارتباط خود با خانواده و دوستان خود را حفظ کنند یا دارای مشغله و منافعی در ایران هستند معمولا موثر واقع می شود. وقتی یک فعال انجمن‌های اسلامی دانشجویان در اروپا که با بخشی از نیروهای درون حاکمیت نیز ارتباط داشته (سعید رضوی فقیه) پس از پیاده شدن از هواپیما به زندان فرستاده می شود بقیه باید حساب کار خود را بکنند. این امر نشان می دهد که رژیم ج.ا.ا. نه تنها در داخل بلکه در خارج به دنبال تهدید و تحدید آزادی بیان ایرانیان با سیاست‌های ارعاب و ارهاب است.
بدین ترتیب رژیم سیاسی با گروگانگیری یک ملت و استفاده ی ابزاری از خانواده ها و عزیزان میلیونها ایرانی مقیم خارج از کشور می خواهد ایرانیان خارج از کشور را نیز به سکوت در برابر نقض حقوق بشر، آزادی‌های اساسی مردم و تداوم حکومت استبدادی دینی وادار کند. رژیم همچنین به ایرانیان جهت واگذاشتن کار بر روی مسائل ایران علامت می دهد.
سوم آن که رژیم نمی خواهد هیچ گونه‌ای از ارتباط با خارج کشور از مجاری غیر دولتی و غیر حکومتی برقرار باشد. بازداشت روزنامه نگاران دو ملیتی که به قتل یکی از آنها نیز منجر شد (زهرا کاظمی) و زندانی کردن برخی از اساتید دانشگاه‌ها، دانشجویان، و فیلمسازان دو ملیتی ایرانی- اروپایی یا ایرانی- آمریکایی دقیقا با این هدف انجام می گیرد. ازسوی دیگر محدود کردن و بر چسب زدن به اساتید ایرانی که در کنفرانس‌های علمی در اروپا و امریکا می روند و ضرورت درخواست کسب مجوز برای این گونه مسافرت‌ها نمایانگر این سیاست رژیم است.
رژیم سیاسی ایران به دلیل احساس بی ثباتی و عدم مشروعیت از ارتباط نهادهای مدنی ایرانی با نیروهای خارج از کشور بالاخص ایرانیان مقیم خارج و حتی ارتباط نهادهای علمی و هنری و فرهنگی هراسان است. در این میان حتی سفر چند عضو آکادمی اسکار به ایران از سوی نهادها و رسانه‌های اقتدار گرا با مخالفت شدید مواجه شد. ارتباط با جهان خارج از منظر حاکمیت نه تنها مجرای ورود اندیشه‌ها و ایده های تازه و بستر سازی برای حرکت‌های مدنی بلکه زمینه سازی برای ساقط کردن حکومت از انحصار در همه‌ی حوزه های سیاسی و فرهنگی است.
وچهارم آن که حکومت با این گونه فشارها به ایرانیان خارج کشور می گوید، "فکر نکنید که اگر شهروند کشورهای غربی باشید در امان هستید. تا وقتی شناسنامه و گذرنامه‌ی ایرانی دارید در ذیل سایه‌ی ولی فقیه هستید و یکی از رعایای او به شمار می روید و حقوقی ندارید مگر آن که روحانیت به شما لطف کرده و امتیازاتی مثل حق حیات یا سفر به کشور خود را برای شما قائل باشد." همچنین حکومت به ایرانیان داخل کشور این پیام را می دهد که "چندان رویای خروج از کشور و خلاصی از دست حکومت استبداد دینی را در سر نپرورانید. هر کجا که باشید کابوس ما با شما خواهد بود".

+ نوشته شده در  2009/4/17ساعت 19:24  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

 

فعالان حقوق بشر در ایران

مهدی جلیل‌خانی وبلاگ‌نویس زنجانی، به اداره‌ی اطلاعات احضار شد

مهدی جلیل‌خانی، نویسنده، منتقد ادبی و رسانه‌نگار مستقل زنجانی صبح روز یکشنبه 23 فروردین به اداره‌ی اطلاعات زنجان احضار شد.

جلیل‌خانی نویسنده‌ی وبلاگ «بوی کاغذ»، که پیش‌تر دو وبلاگ از او فیلتر شده، اکنون برای توضیح درباره‌ی پرونده‌ی خویش که به گفته‌ی او از سال 1381 را دربرمی‌گیرد، به ستاد خبری اداره‌ی‌کل اطلاعات زنجان فراخوانده شده است.

امضای بیانیه‌ی حمایت از دانشجویان در سالگرد 18 تیر، انتشار بیانیه‌ی کانون نویسندگان بر ضد سانسور در فصلنامه‌ی توقیف‌شده‌ی اشراق، و اطلاع‌رسانی پیرامون قتل عام زندانیان در سال‌های دهه‌ی شصت، و حمایت و پشتیبانی از حقوق زنان از جمله موارد مطرح در بازجویی وی بوده‌اند.

به گفته‌ی جلیل‌خانی، برخی اطلاع‌رسانی‌ها از سوی وی، همچون اعدام زندانیان در دهه‌ی شصت و حمایت از حقوق زنان، تنها توسط ایمیل‌های شخصی و در گستره‌ای محدود به برخی افراد ارسال شده‌ که نویسنده‌ی آن‌ها نیز خود او نبوده‌اند و بنابراین جنبه‌ی عمومی نداشته و تأیید و موضع‌گیری شفاف نیز تلقی نمی‌شدند، اما با این حال وی پیرامون آن‌ها بازخواست و تفتیش شده است. او همچنین تهدید شده که در صورت ادامه‌ی روندِ در پیش گرفته، اداره‌ی حقوقی وزارت اطلاعات نسبت به بازداشت و تشکیل پرونده‌ی قضایی برای وی اقدام خواهد کرد.

گفتنی است مهدی جلیل‌خانی، دبیر گروه ادبیات و فرهنگ هفته‌نامه‌ی لغو امتیاز شده‌ی مهرزنجان، سردبیر فصلنامه‌ی توقیف‌شده‌ی اشراق و عضو سابق هیأت دبیران انجمن ادبی اشراق زنجان بوده و فرزند غلامحسین جلیل‌خانی نماینده‌ی مردم زنجان در پنجمین دوره‌ی مجلس شورای اسلامی نیز هست.

+ نوشته شده در  2009/4/17ساعت 1:49  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

 

 

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران

برای چهارمین بار دادگاه زندانی سیاسی فرهاد حاج میرزائی به تعویق افتاد
بنابه گزارشات رسیده از بند 4 زندان گوهردشت کرج ،دادگاه زندانی سیاسی فرهاد حاج میرزائی برای جهارمین بار به تعویق افتاد.
از مدتها قبل به زندانی سیاسی فرهاد حاج میرزائی و خانواده اش اعلام کرده بودند که زمان تشکیل دادگاه او روز سه شنبه 25 فرودین ماه در شعبه 2 دادگاه انقلاب سنندج برگزار خواهد شد .در این راستا از خانواده حاج میرزائی مبلغ هنگفتی گرفته شده بود تا فرزندشان را از زندان گوهردشت به دادگاه انقلاب سنندج منتقل کنند.
همچنین پیگیریهای آقای حاج میرزائی در زندان از محمود مغنیان رئیس بند 4 و از مجریان حملات خونین علیه زندانیان سیاسی برای انتقالش به دادگاه انقلاب سنندج با حالتی تمسخر آمیز به او اینگونه جواب داده شد: توی مخوای بری سنندج چکار،بمون اینجا بین زندانیای خودمون.
از طرفی دیگر به وکلای این زندانی سیاسی اطلاع داده نشد که موکلشان را به دادگاه انقلاب سنندج منتقل نخواهند کرد و دادگاه او تشکیل نخواهد شد. وکلائی آقای حاج میرزائی با طی مسافتی طولانی از تهران به سنندج بدون نتیجه صورت گرفت.
زندانی سیاسی فرهاد حاج میرزائی بیش از 15 ماه است که در بلاتکلیفی بسر می برد و تا به حال 4 بار دادگاه وی به تعویق افتاده است.
لازم به یادآوری است فرهاد حاج میرزائی 28 دی ماه 1386 در یکی از خیابانها شهر سنندج توسط مامورین وزارت اطلاعات دستگیر شد و پس از چند روز شکنجه در زندان وزارت اطلاعات سنندج به بند مخوف 209 زندان اوین منتقل گردید. او نزدیک به 11 ماه در بند 209 زندان اوین بازداشت بود در طی مدت بازداشتش مورد بازجوئی ،بازجویان وزارت اطلاعات قرار داشت که در حین بازجوئی از شکنجه های وحشیانه مانند شوک الکتریکی،شکنجه با کابل،تهدید به شکنجه جنسی،تهدید به مبتلا کردن به بیماری ایدز و هیپاتیت و سایر شکنجه هامواجه بود.
فردی که اقای حاج میرزائی را مورد بازجوئی و شکنجه قرار میداد حاج سعید نام دارد که این نام مستعار سعید شیخان از سر بازجویان وزارت اطلاعات می باشد. زندانی سیاسی حاج میرزائی 23 آذر ماه 1387 از بند 209 زندان اوین به زندان گوهردشت کرج تبعید شد این در حالی بود که او در بلاتکلیفی بسر می برد.از 23 آذر ماه تا به حال در زندان گوهردشت کرج بسر می برد .
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ،به تعویق انداختن مکرر دادگاه این زندانی سیاسی که برای طولانی کردن مدت بازداشت او صورت می پذیرد را محکوم می کند و از سازمانهای حقوق بشری خواستار اقدامات عملی و فوری برای پایان دادن به اقدامات غیر انسانی علیه زندانیان سیاسی در ایران است.

27 فروردین 1388 برابر با 16 آپریل 2009
گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر

+ نوشته شده در  2009/4/17ساعت 1:47  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

 
 
 

چه سخت است اخبار مرگ شخصیتهای سیاسی را یکی پس از دیگری شنیدن. مدت کوتاهی از مرگ چند تن از شخصیتهای سیاسی، ادبی و هنری نگذشته بود و اشک چشمان دوستداران آنان نخشکیده بود که خبر مرگ محبوب دلهای مردم ستم دیده و فرهنگ دوستان ایران، رضا فاضلی به شدت ما را شوکه نمود و اما نیز، چه سخت تر است که یادآوری کنیم که سالیان پیشتر رژیم سراسر ظلم و مستبد دینی ایران، پسر عزیز و دلبرش را از او و خانواده اش ربود و سلاخی نمود و به دنبال آن 3 سال قبل هم، دختر مهربانش به علت بیماری ابتلا به سرطان تسلیم مرگ گشت و برای همیشه با زندگی وداع نمود.

زنده یاد رضا فاضلی با آنکه یک هنرمند بود اما درک عمیق او از ظلمهای وارده بر مردم ایران و نیز شرایط سخت توأم با رنج و اندوه آنان، وجدان بیدار وی را بیدارتر نمود و به آزاد مردی مبدل ساخت که هنر و تاریخ سیاسی را با زیبایی هر چه تمامتر در هم آمیخت و در پی آن با رسای سخن و بلاغت بی مانند به آموزشهای فرهنگی مردم کشورش اقدام ورزید.

رضا فاضلی عمر زیادی از زندگی اش را صرف جنبش بیداری مردم میهن و رهایی از ستم نه خویشتن، تعصب و جهل و خرافات نمود. یقیناً درگذشت او ضایعه بزرگ فرهنگی تاریخی است.اما او به نیکی به تاریخ پیوست و نامی جاودانه در سرزمین جاودان ایران از خود برجای گذاشت، چیزی که باعث شداو را به تاریخی با صفات نیکو پیوند دهد، آزادگی، حس مردم دوستی و نیز کار بزرگ نوین فرهنگی توأم با خلقت و جسارت مثال زدنی او بود.

در واقع او بازگو کننده فریاد دادخواهی و اعتراض پنهان درونی چند صد ساله مردم ایران به خود آنان بود. افسوس و بسیار افسوس که او دیگر در میان ما نیست اما بسیار خرسندیم که اندیشه او چه قبل و چه بعد از آزادی ایران در میان مردم ایران بوده و راهگشای راه آنان خواهد بود.

دانشجویان زندانی سیاسی

غلامرضا مهاجری نژاد - رضا اشرفپور - حمید علیزاده - فرزاد عزیزان

- کیانوش سنجری - امین موحدی - کورش صحتی - علیرضا بردبار

- علیرضا رنجبر - اردشیر زارع زاده - ماشاالله عباس زاده - مهدی هویزی - رحیم رمضانی- فرزاد حمیدی - منوچهر محمدی
+ نوشته شده در  2009/4/15ساعت 16:39  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

 

 

کميته گزارشگران حقوق بشر

دانشجویان بازداشت شده پلی تکنیک، با وجود گذشت حدود 2 ماه از زمان بازداشت، همچنان بدون داشتن حق ملاقات با خانواده هایشان در بند 209 زندان اوین نگهداری می شوند.

حسین ترکاشوند، مجید توکلی، اسماعیل سلمان پور و وحید دانشیار 4 تن از اعضای انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر در جریان مراسم بزرگداشت"مهندس مهدی بازرگان" در 17 بهمن ماه دستگیر و به زندان اوین انتقال یافتند.

عباس حکیم زاده، مهدی مشایخی، نریمان مصطفوی،احمد قصابان و یاسر تركمن دیگر دانشجویان عضو انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر نیز، در جریان اعتراضات دانشجویی نسبت به خاکسپاری شهدا در این دانشگاه بازداشت شدند.

مطابق با آیین نامه حقوق شهروندی قوه قضائیه، متهمان در ایام بازداشت حق دارند که با خانواده و وکیل خود ملاقات داشته باشند، با این وجود دستگاه قضایی در ایران، در سالهای گذشته همواره قوانین خود را مورد نقض قرار داده است. هم اکنون با توجه به برخوردهای صورت گرفته با دانشجویان زندانی در دو سال گذشته، بیم آن می رود که آنها در زندان تحت فشار و بدرفتاری قرار گیرند.

طبق اظهارات دانشجویان در تماسهایشان با خانواده، آنان همچنان در سلول انفرادی به سر میبرند.

اظهارات قاضی حداد

حسن زارع دهنوی، معروف به حداد،معاونت امنیت دادستان تهران، که پیش تر نیز بسیاری از پرونده های سیاسی را مورد قضاوت و رسیدگی قرار داده است،چند روز پس از بازداشت دانشجویان، در مصاحبه ای با بیان اینکه، افراد بازداشت شده از جریانات تند دانشجویی بودند، آنها را "افراد تحت تعقیب" خواند.

قاضی حداد در این مورد به ایسنا گفت: «در روز بعد از مراسم خاکسپاری شهدا، چهار نفر در ارتباط با همين مساله و همچنين به دلايل ديگر دستگير شدند كه از مدت‌ها قبل تحت تعقيب قرار داشتند. اين افراد جريانات تند دانشجويي را برنامه‌ريزي و هدايت ‌مي‌كردند و به ارائه‌ي اطلاعات كذب و درج آن در خبرنامه‌ي اميركبير و همچنين مصاحبه با راديوهاي بيگانه مي‌پرداختند. اكثر اين اقدامات از سوي اين چهار نفر صورت مي‌گرفت».

قاضی حداد همچنین در مورد ۴ دانشجوی بازداشت شده در مراسم بزرگداشت مهندس بازرگان گفت: «در مراسم بدون مجوز سالگرد مهندس بازرگان، ۷ نفر بازداشت شدند كه اغلب آنها داراي سابقه هستند كه يكي از آن‌ها مجيد توكلي است كه در پرونده‌ توهين به مقدسات در دانشگاه اميركبير از متهمان اصلي بود. اين افراد از مدت‌ها قبل تحت نظر و تحت تعقيب نيروهاي امنيتي و قضايي بودند.»

این اظهارات درباره این ۴ دانشجو درحالی بیان شد که یک هفته قبل از اعتراضات دانشجویان دانشگاه امیرکبیر به دفن شهدا، به خانواده های حسین ترکاشوند، اسماعیل سلمانپور و کوروش دانشیار گفته شده بود که فرزندانشان در هفته آینده آزاد خواهند شد .

بازداشتگاه 209

بند امنیتی زندان اوین که تحت نظر وزارت اطلاعات، اداره می شود در سال های گذشته محل نگهداری متهمان با جرایم سیاسی بوده است. اغلب دانشجویان بازداشت شده نیز به این بازداشتگاه انتقال پیدا می کنند.

بازداشت شدگان دانشگاه امیرکبیر،پس از بازداشت به بند 209 و سلول انفرادی منتقل شده و تا هفته ها امکان تماس تلفنی با خانواده های خود را نیافتند. آنها تنها توانسته اند، در دفعات محدود، ضمن تماس با خانواده هایشان به آنان خبر دهند که"حالشان خوب است." با این حال تعدادی از آنها از جمله عباس حیکم زاده و حسین ترکاشوند، تاکنون امکان تماس را نیافته اند.

خانواده عباس حکیم زاده، چندی پیش با ابراز نگرانی نسبت به وضعیت سلامتی وی، عدم تماس او را از زمان بازداشت، غیرقانونی و نگران کننده دانستند.

هفت سین در برابر زندان اوین

خانواده های دانشجویان زندانی که طبق وعده قبلی، قرار بود روز 28 اسفندماه با فرزندان خود ملاقات کنند. پس از ساعت ها سرگردانی در برابر زندان اوین، موفق به دیدار با آنها نشدند.

پیش تر قرار بود با دستور دادگاه، خانواده ها بتوانند در آخرین روزهای سال، فرزندانشان را در زندان ملاقات کنند، با این حال مسئولان بند 209 زندان اوین، از این ملاقات ممانعت به عمل آوردند.

با این وجود، جمعی از خانواده های دانشجویان زندانی به همراه گروهی از فعالان دانشجویی و سیاسی، با حضور در برابر زندان اوین در لحظه تحویل سال، قصد داشتند تا سال نو را در نزدیک ترین مکان ممکن با دانشجویان دربند آغاز کنند. با این حال، نیروهای امنیتی و انتظامی مستقر در محل، ضمن برخورد شدید با افراد حاضر در برابر زندان اوین، اقدام به بازداشت 10 تن از آنان نمودند. در این میان، شماری از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، و تعدادی از خانواده های دانشجویان زندانی نیز حضور داشتند.

بازداشت شدگان، پس از دو روز درحالی که شرایط بسیار سختی را در دوران بازداشت سپری کرده بودند، آزاد شدند.

ادامه فشارها بر دانشجویان

تماس تعدادی از دانشجویان با خانواده هایشان در روزهای اخیر از ادامه بازجویی ها و فشارهای غیرانسانی بر آنان خبر می دهد.

به گفته خانواده های دانشجویانی که موفق به تماس شده اند، این دانشجویان به هنگام صحبت کردن دچار مشکل بوده و از فشارهای بسیار زیاد همراه با آزار و اذیت، ابراز ناراحتی می کردند. 11 دانشجو در بازداشت

علاوه بر دانشجویان دانشگاه امیرکبیر،هم اکنون چندین دانشجو از دانشگاه های مختلف نیز در زندان به سر می برند.شبنم مددزاده، دانشجوی دانشگاه تربیت معلم از جمله افرادی است که روز اول اسفندماه بازداشت شد، دستگاه قضائی اتهام وی را ارتباط با گروهک های مخالف نظام اعلام کرد. به گفته خانواده این فعال دانشجویی، وی از سوی بازجویان وزارت اطلاعات جهت انجام اعترا، به شدت تحت فشار قرار دارد. پس از بازداشت وی، نیروهای امنتی، برادر او را که جهت پیگیری وضعیت خواهرش به دادگاه مراجعه نموده بود، بازداشت کردند.

محمد پور عبدالله، دیگر دانشجویی که در بهمن ماه در منزلش بازداشت شده بود، پس از یک ماه نگهداری در بند 209، به زندان قزل حصار انتقال یافته است. وی از دانشجویان طیف چپ دانشگاه تهران است. زندان قزل حصاؤ، در سال های اخیر، به عنوان محلی برای نگهداری افراد با جرایم " شرارت"، "قتل"، " تجاوز" و ... شناخته شده است.

ادامه بلاتکلیفی دانشجویان

علی رغم موضع گیری های مقامات قضایی،علیه دانشجویان زندانی، تاکنون هیچ اتهامی بطور رسمی به آنان نسبت داده نشده است و دانشجویان علی رغم گذشت حدود 2ماه، همچنان دروضعیت بلاتکلیفی نگهداری می شوند. این درحالی است، که مطابق قانون "پرونده متهم می بایست در اسرع وقت جهت صدور حکم، به دادگاه ارسال شود." در سال های گذشته، وزارت اطلاعات، گاه تا چندین ماه، اقدام به نگهداری فعالان دانشجویی نموده است

+ نوشته شده در  2009/4/15ساعت 2:29  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

 

 

فعالان حقوق بشر ایران


علی گِردالی یکی از کارگران شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه صبح روز جاری توسط اداره اطلاعات شهرستان شوش احضار و از وی خواسته شد تا ساعت 9 صبح فردا چهار شنبه 26/1/1387 به ستاد خبری این اداره مراجعه نمایدو در غیر اینصورت با وی برخورد می شود.

به گفته منابع کارگری دلیل این احضار صحبت های علی گردالی در اخرین اعتصاب کارگران بود که خطاب به مدیران شرکت و مامورین امنیتی گفته بود: "سندیکا نهاد صنفی قانونی کارگران است و شما نمی توانید با این فشارها ما را از داشتن این تشکل صنفی محرم کنید و تا جایی که امکان دارد از اعضای هیات مدیره سندیکای خود حمایت می کنیم"

+ نوشته شده در  2009/4/15ساعت 2:28  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

 

 مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران  :  صبح روز جاری از سوی شعبه اول دادگاه انقلاب دادگاه دزفول حکم 5 نفر از متهمین پرونده اعتصابات کارگری شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه ابلاغ شد.
در این ابلاغیه آمده است به استناد ماده 500 آیین دادرسی متهمین آقایان جلیل احمدی، فریدون نیکو فر،علی نجاتی، قربان علیپور ومحمد حیدری مهر  به یکسال حبس محکوم شدند. در این حکم 6 ماه از محکومیت جلیل احمدی ، فریدون نیکو فر،علی نجاتی، قربان علیپورو 8 ماه از محکومیت محمد حیدری مهر به مدت 5 سال تعلیق گردید. کارگران نامبرده به مدت سه سال نیز از حضور در کلیه فعالیت های کارگری وانتخابات صنفی کارگران محروم شدند.
همچنین در پایان ابلاغیه ذکر شده که  این پرونده برای رسیدگی به اتهامات آقای ابوالفضل عابدینی در حال بررسی و همچنان مفتوح می باشد.
+ نوشته شده در  2009/4/15ساعت 2:27  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

 

رئيس قوه قضاييه دستور توقف اعطاي مرخصي به جزايري را صادر كرده است تا وي در زندان مجازات حبس را تحمل كرده و بدهي‌هاي خود را پرداخت نمايد.
به گزارش خبرنگار ايلنا عليرضا جمشيدي در اولين جلسه مطبوعاتي خود در سال 87 در خصوص پرونده اعضاي باند پاليزدار گفت: اين پرونده مثل پرونده‌هاي ديگر مراحل رسيدگي را در دادگاه كيفري استان طي كرد و به دليل آخرين دفاع از 9 متهم اين پرونده اخذ شد و تا پايان همين ماه و يا اوايل ارديبهشت ماه حكم آن‌ها صادر و منتشر خواهد شد.
وي در خصوص بيماري پاليزدار گفت: وي به دليل بيماري‌اي كه از قبل داشته در حال حاضر در بيمارستان بستري بوده و قراراست تحت عمل جراحي قرار گيرد.
وي از تمديد شدن بازداشت پاليزدار خبر داد و در مورد اتهامات دو نفر از نمايندگان مجلس در رابطه با همين پرونده اظهار كرد: قاضي پرونده بايد در مورد عدم حضور آن‌ها تصميم‌گيري كند و طبيعي است راي‌اي كه صادر شد بحث اين اشخاص اين نيز مشخص مي‌شود.
سخنگوي قوه قضاييه در خصوص اعطاي مرخصي به شهرام جزايري گفت: در هر سال بيش از دويست هزار درخواست مرخصي و عفو از سوي زنداني، خانواده و يا وكيل آن‌ها به قوه قضاييه ارسال مي‌شود كه بر اساس آيين‌نامه سازمان زندان‌ها مرخصي و عفو از حقوق اوليه زندانيان بوده و بنابراين همه زندانيان حق دارند كه براي خود به صورت متعدد در طول سال تقاضاي مرخصي كنند.
وي ادامه داد: در همه رده‌ها اين درخواست‌ها جمع و به يكي از دو مرجع شوراي طبقه‌بندي زندان‌ها و يا قضات و داديارهاي ناظر زندان ارسال مي‌شود كه آن‌ها به بررسي درخواست مرخصي پرداخته و شرايط و جوانب امر را بررسي مي‌كند.
جمشيدي با بيان اينكه در مورد پرونده پاليزدار مهم اين است كه آيا امكان فرار وي وجود دارد يا خير؟ گفت: ما پرونده‌هاي سنگين‌تري از ايشان داريم اما چون شهرام جزايري در پرونده خود سابقه فرار دارد، طبيعي است كه به درخواست وي با دقت بيشتري رسيدگي شود.
سخنگوي قوه قضاييه در مورد درخواست شهرام جزايري از رئيس قوه قضاييه براي مرخصي خود گفت: شهرام جزايري طي درخواستي از رئيس قوه قضاييه خواهان اعطاي مرخصي بود كه رئيس قوه قضاييه اين درخواست را به معاونت امور زندان‌ها ارجاع داد كه آن‌ها نيز درخواست را بررسي كرده و اعلام كردند كه امكان فرار وجود ندارد به همين دليل براي شهرام جزايري قرار وثيقه و كفالت صادر شد اما از سوي حفاظت اطلاعات قوه قضاييه و مجتمع امور اقتصادي به رئيس قوه قضاييه رسيد كه در آن آمده بود شهرام جزايري به دليل اينكه بدهي‌هاي خود را نپرداخته و توديع وثيقه نكرده است، امكان عدم بازگشت وي وجود دارد به همين دليل رئيس قوه قضاييه دستور توقف اعطاي مرخصي به جزايري را صادر كرده است تا وي در زندان مجازات حبس را تحمل كرده و بدهي‌هاي خود را پرداخت نمايد.
جمشيدي در مورد پرونده ركسانا صابري گفت: اتهام وي جاسوسي به نفع اجانب بود كه به همين دليل كيفرخواستي صادر و پرونده در دادگاه انقلاب مطرح شد.
ديروز اولين جلسه محاكمه برگزار شده و آخرين دفاع از وي اخذ شد و به زودي حكم صادر خواهد شد.
خبرنگاري به جمشيدي گفت مقامات آمريكايي اتهامات ركسانا صابري را بي‌اساس عنوان كردند كه جمشيدي در پاسخ به وي گفت: روند رسيدگي يك پرونده قضايي روند خاصي است به اين ترتيب كه ابتدا در دادسرا مطرح،‌تحقيقات مقدماتي انجام شده و پس از صدور كيفرخواست به دادگاه ارسال مي‌شود اين‌كه كشوري پرونده را مطالعه نكرده و اظهارنظر مي‌كند، خنده‌آور است.
سخنگوي قوه قضاييه همچنين در مورد مسوولان دوشغله اظهار كرد: براساس قوانين وقتي سازمان بازرسي موضوعي را جرم تشخيص دهد و پرونده تشكيل و به دادگستري ارسال كند دستگاه قضايي موظف به رسيدگي به آن است. اخيرا علي‌آبادي با آيت‌الله هاشمي‌شاهرودي ديداري داشته و در آن جلسه نامه‌اي ارائه داده و مي‌خواهد به اصل موضوع رسيدگي شود كه ايشان نيز نامه را براي بررسي به ديوان عدالت اداري ارسال مي‌كند.
جمشيدي در مورد اتهامات سيلوا هارتونيان گفت: اتهام اين شخص اقدام عليه امنيت بوده كه از سوي دادگاه بدوي به سه سال حبس محكوم مي‌شود كه از سوي دادگاه تجديدنظر نيز تاييد مي‌گردد.
در مورد پرونده حسين درخشان كه متهم به توهين به مقدسات است، گفت: پرونده ايشان مانند ساير پرونده‌ها بوده و روند رسيدگي آن در دادسرا در حال طي شدن است

+ نوشته شده در  2009/4/15ساعت 2:26  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

 

 

فعالان حقوق بشر در ایران

دکتر حسام فیروزی در زندان اوین تحت فشار و بازجویی‌های هر روزه قرار دارد.

دکتر حسام فیروزی که از اسفندماه سال گذشته برای طی محکومیت 15 ماهه‌ی خود در زندان اوین قرار دارد، از طرف مسئولین و حفاظت زندان تحت فشار و بازجویی‌های مستمر و هر روزه قرار دارد.

وی که هم‌اکنون از بدو ورود به زندان از دیدار با خانواده و ملاقات با آن‌ها محروم بوده است، از طرف مسئولین زندان به دلائل واهی تحت فشار قرار دارد. یکی از این مسائل درگذشت امیدرضا میرصیافی بود که این پزشک و فعال حقوق‌بشر به عنوان پزشک شاهد بر بالین او گزارشی را ارسال کرده بود که در آن مسئولان زندان را متهم به قصور و کم کاری نموده بود.

گفتنی است در حال که دکتر حسام فیروزی شرایط لازم را برای استفاده از حق مرخصی دارد، مسئولین زندان از دادن مرخصی به وی خودداری می‌کنند.

+ نوشته شده در  2009/4/15ساعت 2:25  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

انتشار: فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران

گروگانگیری خانواده زندانیان سیاسی توسط وزارت اطلاعات
بنام خدا
مردم شریف و آزاده ایران
فعالین حقوق بشر و حقوق زنان درود بر شما
صبح چهارشنبه 19 /1/1388 مامورین اطلاعات با ورود به محل کار همسرم خانم سیده خدیجه نبوی چاشمی در شهرستان سمنان او را بازداشت نموده و بعد از ظهر همان روز به محض بازگشت پسر نوجوان ما از مدرسه به خانه وارد منزل ما شده و ضمن بازرسی از خانه کیس کامپیوتر موجود را به همراه یک سری نوشتها ، بیانیه ها و نامه ها با خود شان بردند وبه شیوه دروغ پردازیها و فریبکاریهای معمول چنین وضعیتها به بستگان ما که به اداره اطلاعات مراجعه کرده اند گفتند 2الی 3 روز ی بیشتر طول نمی کشد اما تا امروز 24 /01/1388 که 5 روز از دستگیری او می گذرد نه تنها آزاد نشده است بلکه هیچ خبری هم از او به خانواده های ما نمی دهند به همین دلیل صلاح دیدم که ماجرا را رسانه ای کرده و رسما به اطلاع عموم برسانم .
این ماجرا در واقع حلقۀ آخر یک سلسله آزار و اذیتها است که بویژه بعد از زندانی شدن من در فروردین ماه سال گذشته آن هم به اتهامی کاملا واهی و بی اساس در حق خانوادۀ من اعمال می شود از شنود دائم تلفن و احضارهای وقت و بی وقت گرفته تا جلوگیری از رساندن صدای مظلومیت ما به گوش دیگران نمونه اش جلوگیری از مصاحبۀ تلویزیون امریکا با همسرم بود که با قطع مکرر تلفن مانع از انجام آن شدند. آخرین مورد این آزار و احضارها هم در ایام عید بود که خانم مرا احضار کردند و ضمن اعتراض به نوشته ها و بیانیه های من از او تعهد گرفتند که پیام تبریک نوروزی مرا به هم محلیهای ما پخش نکند ضمن اینکه سخت معترض به نامه ای بودند که من قبلا به رئیس جمهور امریکا باراک اباما در رابطه با روش درست برخورد با مسئله ایران نوشته بودم .ظاهرا مواضع مستقلانۀ مطرح شده در آن نامه اصلا به مزاق آقایون خوش نیامد .
واقعیت ماجرا این است که همسر من هم، مانند بقیۀ خانواده های زندانیان سیاسی تلاش می کرد تا صدای مظلومیت مرا به گوش مردم ایران و نهادهای حقوق بشری در داخل و خارج از کشور برساند. مظلومیتی که از قضا مورد تایید خود مسئولین اطلاعات سمنان هم می باشد به خود من گفتند برای تو نباید 4 سال حبس می بریدن .حالا جالب اینجاست که همینها اینگونه بی مهابا به آزارواذیت خانواده من که به همین اجحاف اعتراض دارند پرداخته اند .شگفت انگیزتر کار این ماموران معذور کار آن قاضی گوش به فرمان است که با اتهام جعلی و وزارت ساختۀ ارسال مطالب برای سایتهای ضد انقلاب حکم بازداشت و دستگیری همسر مرا صادر کرده است .همسری که مسئولیت خرج خانه نگهداری از فرزند و پیگیری از وضعیت همسر زندانی اش را همزمان به دوش می کشد و تازه در همین ایام عید بعد از 20 و چند سال اجاره نشینی و خانه بدوشی صاحب یک قفس قسطی به نام خانه شخصی شده است که هنوز حتی گازش وصل نیست به هر حال این قاضی یقینا در دادگاه عدل الهی باید پاسخگوی این عمل ظالمانه باشد .
در پایان ضمن محکوم کردن این گروکشی ضد اخلاقی از نهادهای حقوق بشری ،فعالین حقوق زنان می خواهم که این عمل ستمکرانه را که مغایر با حق اولیه شهروندی و نقض معیارهای حقوق بشری است محکوم کرده و افشا نمایند امیدوارم که من و خانواده ام به شایستگی از این آزمون الهی سربلند و پیروز بدر آییم.ربنا علیک توکلانا .....سورۀ 60 آیه 4
سلا بر آزادی
بند 350 زندان اوین
سید ظهور نبوی چاشمی

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر

+ نوشته شده در  2009/4/13ساعت 18:41  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

 

 

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران

بنابه گزارشات رسیده از زندان دستگرد اصفهان یک زندانی جهت اجرای حکم اعدام به سلولهای انفرادی منتقل گردید.
روز دوشنبه 24 فروردین ماه زندانی ولی الله امیری 23 ساله ،از بند 4 زندان مرکزی اصفهان جهت اجرای حکم اعدام به سلول انفرادی منتقل گردید،او در حدود 2 سال است که در این زندان بسر می برد. نامبرده به اتهام قتل دستگیر شده بود.
آقای امیری مدتی پیش جهت اجرای حکم اعدام به سلول انفرادی منتقل شده بود ولی به دلیل حضور هیئتی بازدید کننده در زندان از اعدام او منصرف شدند و به بند باز گردانده شد.
موج اعدامهای گروهی و لاینقطع در زندانهای مختلف برای ایجاد رعب و وحشت در بین مردم به اجرا گذاشته می شوند.
سیاست های سرکوب گسترده و اعدام های گروهی و مستمر توسط ولی فقیه مطلقه این رژیم علی خامنه ای تعیین می شود و به دستور و تایید شاهرودی رئیس قوه قضائیه به اجرا گذاشته می شود . احکام ضد بشری اعدام زندانیان سیاسی ، اعدام کودکان ، اعدام های گروهی و سنگسار، دستگیریهای گسترده وسرکوب فعالین دانشجویی،زنان و کارگران برخلاف قوانین و معاهدات بین المللی است که این رژیم ملزم به اجرای آن است.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، انتقال زندانی فوق جهت اجرای احکام ضدبشری اعدام را محکوم می کند و از دبیر کل و کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل برای پایان دادن به موج اعدامها در ایران خواهان ارجاع پرونده نقض حقوق بشر این رژیم به شورای امنیت سازمان ملل متحد برای اخذ تصمیمات لازم اجرا است.

24 فرودین 1385 برابر با 13 آپریل 2009

انتقال این زندانی به سلولهای انفرادی جهت اجرای حکم اعدام به سازمانهای زیر گزارش گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر

+ نوشته شده در  2009/4/13ساعت 18:41  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

 
 
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران : بنابه گزارشات رسیده از زندان گوهردشت کرج، فشاره و اذیت آزارها و محدویتها  علیه زندانیان سیاسی و سایر زندانیان ادامه دارد.
در طی روزهای اخیر فشارها و اذیت و آزارها و پرونده سازی جدید علیه زندانی شهرام پورمنصوری ادامه دارد.روز جمعه 21 فروردین ماه عباس سعیدی رئیس بند 4 زندان گوهردشت کرج اقدام به قطع تمامی ملاقاتهای حضوری که مدتها از طرف زندانیان درخواست شده بود و خانواده های آنها از شهرستانهای دور برای دیدن عزیزانشان آمده بودندولی موفق به ملاقات با آنها نشدند .این فرد همچنین تمامی ارتباطات آنها را طی روز جمعه قطع نمود.
شب شنبه 22 فروردین ماه 2 پاسدار بند به نامهای  بای که از مجریان حملات خونین علیه زندانیان سیا سی در بند 2 بود و پاسدار بند دیگری به نام قهرمانی به سلولی که شهرام پور منصوری در آن محبوس است یورش بردند و او را مورد اهانت و بدرفتاری قرار دادند .آنها به بهانه بازرسی سلول حداقل وسائل موجود که از فروشگاه زندان خرداری کرده بودند و یا وسائلی که خانواده اش برای او تهیه کرده بودند یا تخریب کردن و یا آنها را با خود بردند . پس از آن توسط فردی بنام پیرایش از افسر پاسدار جانشین زندان به مدت 24 ساعت به سلول انفرادی منتقل کردند .
روز یکشنبه 23 فروردین ماه به حفاظت و اطلاعات  زندان گوهردشت کرج فراخوانده شد و با برخوردی وحشیانه فردی بنام شجاعی مواجه گردید. شجاعی او را مورد تهدید و توهین قرار داد و به آقای پور منصوری گفت که پاسداربند بای از او شکایت کرده است و قرار است که پرونده او را به دادگاه ارسال کنند تا او را مورد محکمه قرار دهند. وقتی که آقای منصوری به او می گفت که این فرد به سلول ما یورش برده حداقل وسائل ما را تخریب و یا ضبط کرده و ما را مورد توهین و اذیت آزار قرار داده است و باز هم او از ما شاکی است؟ 
از طرفی دیگر در یک اقدام سرکوبگرانه دیگر علیه زندانیان سیاسی و سایر زندانیان ،خانواده حق تامین لباسهای عزیزان خود را ندارند  و زندان تا به حال از تامین لباسهای زندانیان سیاسی و سایر زندانیان خوداری می کند و این مسئله فشار مضاعفی است که بر زندانیان روا داشته می شود.
وسائل شخصی شهرام پورمنصوری که مدتها قبل توسط کرمانی رئیس حفاظت و اطلاعات  ضبط شده بود و تلاشها و پیگیری او برای بازگرداندن وسائل شخصی اش تا به حال بی نتیجه بوده .
اقدامات ضد بشری که علیه زندانیان سیاسی و سایر زندانیان بکار برده شده است که  بخشی از آن به قرار زیر می باشد:
حذف گوشت قرمز ،سفید و ماهی از غذای زندانیان از ماها قبل؛حذف میوه وسبزیجات از غذای زندانیان/ محروم بودن از درمان/عدم انتقال بیماران که در شرایط سخت بسر می برند و می بایست در بیمارستانهای خارج از زندان تخت درمان قرار گیرند /وسائلی اولیه که خانواده ها برای عزیزانشان تهیه می کنند زندانبانان از گرفتن آنها خوداری می کنند و یا از آنها گرفته می شود ولی به زندانیان داده نمی شود/ طولانی کردن فواصل  ملاقاتها با خانواده که هر 45 روز یکبار و گاها ملاقاتهای حضوری به چند ما طول می کشد/ مورد تحقیر و تهدید قرار دادن خانواده ها با شیوه های مختلف / وارد کردن مواد مخدر در ابعاد گسترده و به اعتیاد کشاندن زندانیان/ انتقال زندانیان به سلولهای انفرادی بند 1 و تحت شکنجه های وحشیانه قرار دادند آنها /انتفال به سلولها انفرادی  بند 8 سپاه به مدت چند ماه/ قتل های مشکوک که تا به حال در این زندان روی داده است و موادر متعدد دیگر.
کسانی که در اقدامات سرکوبگرانه و غیر انسانی فوق نقش دارند عبارتند از :علی حاج کاظم رئیس زندان گوهردشت ،علی محمدی معاون علی حاج کاظم از تشکیل دهندگان باندهای مافیایی در زندان،کرمانی رئیس و نبی زاده معاون حفاظت و اطلاعات از یورش برندگان به سلول زندانیان سیاسی و شکنجه آنها،محمود مغنیان رئیس بند 6 از مجریان حملات خونین علیه زندانیان سیاسی ،آخریان رئیس بند 2 ،عباس سعیدی رئیس بند 6 و خادم رئیس شکنجه گاه بند1 که محل شکنجه زندانیان سیاسی و سایر زندانیان
+ نوشته شده در  2009/4/13ساعت 2:48  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

 
هفته ی سوم فروردین ماه 1388 را نیز با نقض گسترده ی حقوق بشر سپری کردیم. این هفته در حالی آغاز شد و پایان یافت، که هنوز 9 دانش‌جوی امیرکبیر هم‌چنان در بی‌خبری مطلق در زندان به سر می‌برند و هیچ‌کدام از مسئولین زندان اوین و مسئولان قضایی در مورد مرگ امیدرضا میرصیافی وبلاگ‌نویس و امیرحسین حشمت‌ساران پاسخی نداده‌اند.

در پانزدهم فروردین ماه پنج عضو کمپین یک میلیون امضا به دادگاه احضار شدند. نفیسه آزاد، پرستو اللهیاری، ناهید کشاورز، سارا ایمانیان و محبوبه حسین زاده بنا بر احضاریه های کتبی که دریافت کرده اند در فروردین ماه جاری باید به دادگاه انقلاب مراجعه کنند. در دیگر خبر بهروز رحیمی به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق ارتباط و با یک حزب کردی توسط دادگاه انقلاب سنندج به یک سال حبس محکوم شد. در همین روز عباس جلیلیان با قرار وثیقه‌ی 100 میلیون تومانی از زندان آزاد شد، تا روز 17 فروردین ماه در دادگاه حاضر باشد. یک فعال کرد نیز به نام “امیر رضا اردلان” ساکن شهرضای اصفهان از سه هفته پیش ناپدید شده و پیگیری های خانواده برای کسب اطلاع از سرنوشت وی تا کنونه به نتیجه‌یی نرسیده است. 15

فروردین ماه مصادف با روز جهانی «مین» بود که «کانون مدافعان حقوق بشر» در اطلاعیه‌یی توجه دولت به مواردی چون «ضرورت تسریع در پاکسازی مین»، «الحاق به کنوانسیون بین المللی اوتاوا مبنی بر عدم استفاده مجدد از مین» و «رسیدگی به وضعیت بازماندگان» خواستار شد. به گفته‌ي اقبال محمدی؛ نماینده مریوان و سروآباد در مجلس استان‌های غربی کشور هر ساله در حدود دویست نفر قربانی انفجار مین می‌شوند.

در شانزدهم فروردین ماه مادر و خواهر زندانی سیاسی محمد نیک بخت هنگام مراجعه به زندان جهت ملاقات با عزیزشان دستگیر و به نقطه نامعلومی انتقال داده شدند. دو نفر از روحانیون اهل سنت به نام مولوی خلیل الله زارعی و حافظ صلاح الدین سیدی، در زاهدان اعدام شدند. این دو نفر به خاطر نگه‌داری اسلحه غیرمجاز و تلاش برای مقابله با حكومت جمهوری اسلامی به اعدام محكوم شده بودند. یک فعال حقوق بشر کرد اهل شهرستان سقز به نام محی الدین آزادی توسط نیرو های امنیتی در شهرستان سنندج بازداشت شده است. اتهامات وی هنوز مشخص نیست و به زندان مرکزی سنندج منتقل شده است.

در خبر دیگر در این روز 10 فعال جنبش زنان که در عید نوروز به خاطر «دیدار نوروزی» بازداشت شده بودند، به دادگاه رفتند. فرخنده احتسابیان، شهلا فروزانفر، بهارا بهروان، لیلا نظری، دلارام علی، ثریا یوسفی، علی عبدی، محمد شوراب، آرش نصیری اقبالی و امیر رشیدی، ۱۰ فعال جنبش زنان نهم فروردین پس از سپری کردن سه روز زندان، با قرار کفالت آزاد شده بودند.

بحران مالی و اقتصادی زمینه‌ساز اخراج ده‌ها روزنامه‌نگار از محل کارشان بود. فرهنگ آشتی، خورشید، اعتماد ملی، سرمایه و همشهری عصر از جمله روزنامه‌هایی هستند که بسیاری از خبرنگاران‌شان یا اخراج شده‌اند یا مجبور به استعفا. در همین روز حکم 3 سال زندان محمد احسانی از متهمان پرونده‌ی موسم به براندازی نرم در دادگاه تجدید نظر تایید شد. سلمان یزدان پناه دانش‌جوی ارشد روابط بین الملل دانشگاه تهران و از فعالین حقوق بشر از سوی شعبه سوم بازپرسی امنیت دادگاه انقلاب احضار شد.


دوشنبه هفدهم فروردین ماه نیز را با نقض حقوق‌بشر سپری کردیم. علی‌رضا فیروزی از اعضای مجموعه فعالان حقوق‌بشر در ایران توسط دادستانی زنجان بازداشت شد. وی ابه خاطر پرونده‌ی دانش‌گاه زنجان بازداشت و بلافاصله در طی روزهای بعد محاکمه شد. ترور مسئول مدارس «قدس رستگاران» شهرستان خاش به ضرب گلوله چند فرد مسلح ناشناس نیز از دیگر خبرهای روز بود. افراد مسلح و ناشناس «حجت‌الاسلام عبادی» را مقابل خانواده‌اش به ضرب گلوله ترور کردند. در این روز حکم 9 سال زندان کامیار و آرش اعلایی در دادگاه تجدیدنظر تایید و به آنان ابلاغ شد. دلارا دارابی دختر نقاشی که به دلیل اقرار به قتل در هفده سالگی، بیش از پنج سال را در زندان رشت گذرانده ‏است، با داشتن استیذان و پایان گرفتن مراحل قانونی پرونده‌اش، در آستانه اجرای حکم اعدام قرار دارد. ‏

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2009/4/13ساعت 2:47  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

 

 

خبرگزاری ديده‌بان حقوق بشر كردستان: صبح روز گذشته با مراجعه‌‌ی عباس جليليان به دادگاه انقلاب شهر كرمانشاه رأی دادگاه مبنی بر 15 ماه حبس تعزيری برای وی به اين نويسنده و پژوهشگر كُرد ابلاغ گرديد.

رأی مزبور از طرف شعبه‌ی سوم دادگاه انقلاب اسلامی كرمانشاه و به اتهام شناسايی و جذب جاسوس و معرفی آن به كشور بيگانه، با استناد به تبصره ماده 510 قانون مجازات اسلامی برای وی صادر شده و ظرف بيست روز از تاريخ ابلاغ قابل تجديد نظر خواهی می‌‌باشد.

عباس جليليان در تمامی مراحل بازجويی و در جلسه‌ی دادگاه اتهام نسبت داده شده به خود را قوياً رد كرده و خواهان ارائه‌ی اسناد و مداركی در اثبات اين اتهام ساختگی شده است، اما دادگاه بدون ‌توجه به خواست نام‌برده و نيز با رد درخواست وی مبنی بر تعويق جلسه‌ی دادگاه تا تعيين وكيل اقدام به صدور اين حكم نمود.

گفتنی‌ست عباس جليليان متخلص به "ئاكو" از چهره‌های ادبی سرشناس كُرد و مؤلف آثاری چون فرهنگ باشوور، رمان رنگامه، مجموعه‌ی زرينه و سيمينه می‌باشد كه در تاريخ 26 دی ماه 87 در منزل شخصی خود در شهر اسلام آباد استان كرمانشاه توسط مأموران اداره اطلاعات بازداشت شد. وی پس از آن‌كه بيش از دو ماه را در بازداشتگاه اداره اطلاعات كرمانشاه و بند قرنطينه‌ی زندان ديزل آباد اين شهر گذراند به قيد وثيقه‌ی 100 ميليون تومانی آزاد گرديد و به فاصله‌‌ی كمی پس از آزادی در تاريخ 17 فروردين ماه سال جاری بدون آن‌كه فرصت و امكان تعيين وكيل را داشته باشد در شعبه‌ی سوم دادگاه انقلاب اسلامی كرمانشاه مورد محاكمه قرار گرفت.

يكشنبه 23 فروردين 1388

+ نوشته شده در  2009/4/13ساعت 2:45  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

 

 

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران

خانم خدیجه نبوی همسر یکی از زندانیان سیاسی بایورش مامورین وزارت اطلاعات دستگیر شد

بنابه گزارشات رسیده از شهر سمنان ،خانم خدیجه نبوی همسر زندانی سیاسی سید ظهور نبوی روز چهارشنبه با یورش مامورین وزارت اطلاعات دستگیر و به نقطه نامعلومی منتقل گردید.
مامورین وزارت اطلاعات روز چهارشنبه 19 فروردین ماه با یورش وحشیانه به محل کار خانم خدیجه نبوی و با برخوردی به غایت غیر انسانی او را مورد مورد ضرب وشتم و اهانت قرار دادند و سپس دستگیر کردند . آنها کامپیوتری که مربوط به محل کار خانم نبوی بود را با خود بردند . سپس خانم نبوی را به منزل شخصی اش بردند و اقدام به بازرسی منزل کردند.آنها در حین بازرسی اقدام به پرت کردن و تخریب وسائل موجود در منزل نمودند. پس از بازرسی منزل کامپیوتر شخصی ،آلبوم های عکس و فیلم های خانوادگی را همراه با مقدار زیادی از وسائل دیگر را با خود بردند.
مامورین وزارت اطلاعات هچنین خانم نبوی را به نقطه نامعلومی منتقل کردند.
فردی بنام عرفانی از بازجویان وزارت اطلاعات در شهر سمنان همراه با تعدادی از مامورین وزارت اطلاعات اقدام به دستگیری خانم نبوی نمود .عرفانی بارها خانم نبوی را به اداره اطلاعات سمنان فرآخوانده بود و هر بار چندین ساعت ایشون را تحت بازجوئی و فشارهای روحی و جسمی قرار داده بود . آخرین باری که این فرد اقدام به احضار خانم نبوی به اداره اطلاعات سمنان نمود یک روز مانده به عید نوروز بود خانم نبوی چندین ساعت تحت بازجوئی این فرد قرار داشت و با برخوردهای وحشیانه و غیر انسانی این فرد مواجه بود.علت این احضار به خاطر پیام تبریک نوروزی که همسر ایشان زندانی سیاسی سید ظهور نبوی، که برای اعضای خانواده فرستاده بود وپیگیری وضعیت همسرش در سازمانها حقوق بشری عنوان شده.عرفانی خطاب به خانم نبوی گفته بود: در صورت رساندن پیام تبریک نوروزی همسرش به سایر اعضای خانواده او را دستگیر خواهد کرد. هدف بازجویان وزارت اطلاعات از اقدامات غیر انسانی فوق تحت فشار روحی قرار دادن زندانی سیاسی سید ظهور نبوی است .
خانم خدیجه نبوی علاوه بر سپرستی فرزندش صمد نبوی ،سپرستی رویای 5 ساله دختر زندانی سیاسی حمیده نبوی را به عهده داشت .رویا به خاطر شرایط سنی اش تازه به ایشان خو گرفته بود که باز هم شاهد یورش وحشیانه مامورین وزارت اطلاعات و باز هم شرایط جدید که باید در آن قرار گیرد.
بازجوی وزارت اطلاعات عرفانی دائم اعضای خانواده نبوی را در سمنان به اداره اطلاعات احضار می کند وبعد از ساعتها بازجوئی و شکنجه های روحی و جسمی گاها آنها را به مدت چند روز در بازداشت نگه می دارد .فشارهای روانی این فرد علیه خانواده نبوی بطور مستمر ادامه دارد.
این فرد هچنین خانم فاطمه نبوی 28 ساله عضو دیگر این خانواده را 2 اسفند ماه 1387 دستگیر و برای چندین هفته در سلولهای انفرادی اداره اطلاعات سمنان بازداشت نمود خانواده اودر طی این مدت از وضعیت وشرایط عزیزشان در بی اطلاعی بسر می بردند و پس از آن او را به زندان مرکزی سمنان در بند زندانیان عادی و خطرناک منتقل نمود.بازجو عرفانی آزادی خانم فاطمه نبوی را منوط به قرار دادن 100 میلیون تومان وثیقه نموده است .این در حالی است که هنوز به خانواده ایشان علت دستگیری او را اعلام نکرده اند.
در حال حاضر 4 عضو این خانواده در زندان بسر می برند که اسامی آنها به قرار زیر می باشد:زندانی سیاسی سید ظهور نبوی مقاله نویس مجله سرزمین آریائی محکومیت 4 سال زندان، در بند 350 زندان اوین ،خانم حمیده نبوی به دلیل قصد شرکت کردن در مراسم بیستمین سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی در سال 1367محکوم به 1 سال زندان شد و در بند زنان زندان اوین ،خانم فاطمه نبوی از 2 اسفند ماه بلاتکلیف در زندان مرکزی سمنان و خانم خدیجه نبوی که از محل بازداشت او خبری در دست نیست.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،یورش وحشیانه ،مورد ضرب وشتم قرار دادن ،بی سرپرست گذاشتن فرزندانش،دستگیری و انتقال به نقطه نامعلوم را محکوم می کند و از دبیر کل وکمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل و سایر سازمانهای حقوق بشری خواستار دخالت برای پایان دادن به اذیت وآزار خانواده های زندانیان سیاسی در ایران است.

21 فروردین 1388 برابر با 10 آپریل 2009
گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر

+ نوشته شده در  2009/4/11ساعت 0:5  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

 

 

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران

زندانی سیاسی فرهاد حاج میرزائی 15 ماه است که در بلاتکلیفی بسر می برد
بنابه گزارشات رسیده از بند 4 زندان گوهردشت کرج، زندانی سیاسی فرهاد حاج میرزائی قرار است که روز سه شنبه 25 فروردین ماه در دادگاه انقلاب سنندج مورد محاکمه قرار گیرد.
پرونده زندانی سیاسی فرهاد حاج میرزائی از شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران به شعبه 2 دادگاه انقلاب سنندج انتقال داده شد. رئیس شعبه 2 دادگاه انقلاب فردی بنام طیاری است . طیاری وثیقه بسیار سنگین و باور نکردی را برای زندانی سیاسی فرهاد حاج میرزائی تعیین کرده است. این وثیقه باور نکردنی بالغ بر 430 میلیون تومان می باشد و این در حالی است که خانواده حاج میرزائی به هیج وجه توانائی قرار دادن چنین وثیقه ای را ندارند و هدف طیاری از تعیین چنین وثیقه برای ادامه دادن به بازداشت این فعال کودکان است.
مادر پیر و سالخورده فرهاد حاج میرزائی به طیاری رئیس شعبه 2 دادگاه انقلاب سنندج مراجعه کرده بود و از او خواسته بود مسئله وثیقه را به طریقی دیگر حل کند چونکه آنها قادر به گذاشتن چنین وثیقه ای نیستند .طیاری در جواب این مادر سالخورده با حالت دستوری وبرخوردی غیر انسانی به ایشان می گوید :برو بیرون
از طرفی دیگر دادگاه انقلا ب هزینه انتقال زندانی سیاسی فرهاد حاج میرزائی از زندان گوهردشت به دادگاه انقلاب سنندج را از این خانواده زحمتکش گرفته اند. در صورتی که این خانواده درشرایط بسیار بد مالی قرار دارند.
لازم به یادآوری است فرهاد حاج میرزائی 28 دی ماه 1386 در یکی از خیابانها شهر سنندج توسط مامورین وزارت اطلاعات دستگیر شد و پس از چند روز شکنجه در زندان وزارت اطلاعات سنندج به بند مخوف 209 زندان اوین منتقل گردید. او نزدیک به 11 ماه در بند 209 زندان اوین بازداشت بود در طی مدت بازداشتش مورد بازجوئی ،بازجویان وزارت اطلاعات قرار داشت که در حین بازجوئی از شکنجه های وحشیانه مانند شوک الکتریکی،شکنجه با کابل،تهدید به شکنجه جنسی،تهدید به مبتلا کردن به بیماری ایدز و هیپاتیت و سایر شکنجه هامواجه بود.
فردی که اقای حاج میرزائی را مورد بازجوئی و شکنجه قرار میداد حاج سعید نام دارد که این نام مستعار سعید شیخان از سر بازجویان وزارت اطلاعات می باشد. زندانی سیاسی حاج میرزائی 23 آذر ماه 1387 از بند 209 زندان اوین به زندان گوهردشت کرج تبعید شد این در حالی بود که او در بلاتکلیفی بسر می برد.از 23 آذر ماه تا به حال در زندان گوهردشت کرج بسر می برد .
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،ادامه بازداشت و محاکمه او را محکوم می کند و از سازمانهای حقوق بشری خواستار اقدامات عملی برای آزادی فوری این زندانی سیاسی است.

21 فروردین 1388 برابر با 10 آپریل 2009
گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر


+ نوشته شده در  2009/4/11ساعت 0:4  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

 

 

کميته گزارشگران حقوق بشر

وحید شریفی، کودک 13 ساله کار، روز 13 فروردین ماه، در حالی که پس از فروش فال هایش قصد عبور از خیابان را داشت، دچار حادثه تصادف شد و درگذشت.

این اولین بار نیست، که یک کودک در حین کار در خیابان دچار حادثه شده و جانش را از دست می دهد.

وحید شریفی، از کودکان تحت پوشش" جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان" که در کلاس های سوادآموزی این جمعیت شرکت می کرد و در مقطع دوم دبستان درس می خواند، هفته گذشته در حالی که برای فروش فال بیشتر در روز طبیعت به خیابان رفته بود، برای همیشه میان فال ها و آرزوهایش ماند و رفت.

یکی از مددکاران "جمعیت" در یاداشتی در مورد مرگ وحید شریفی نوشته است:" بی سبب نیست که بزرگترین ترس بجه های کار هراس از مرگی فجیع است. مرگی نامعلوم، مرگی در روزمره ترین حالت زندگی !! زندگی این بچه ها مرگ است !! منظورم مرگ کودکی نیست ،مرگ لحظه ها نیست، مرگ آینده شان نیست، منظورم مرگ به معنای پایان زندگی است، مرگی که درست چند لحظه پس از فروش آدامس یا فال به ما رخ می دهد .وحید آخرین آدامس زندگی اش را به کدام مان فروخت؟"

در پیمان‌نامه جهانی حقوق كودك، كار كودكان زیر ۱۵سال و نیز بهره‌كشی از كودكان به هر نحو، چه در مناسبات اقتصادی و چه درمنازعات سیاسی منع شده است. همچنین كودك باید در برابر كاری كه رشد و سلامت او را تهدید می‌كند، حمایت شود.

با وجود چنین اصولی و براساس آمار رسمی سازمان جهانی کار 246 میلیون کودک در جهان مشغول به کار هستند که یک سوم آن‏ها به خود فروشی و تجارت مواد مخدر و 106 میلیون نفر از آن‏ها به کارهای دیگر اشتغال دارند.

آمار رسمی این سازمان نشان می‏دهد که تنها در آسیا، 127 میلیون کودک مشغول به کار هستند.

در ایران نیز، براساس آمارها، 380 هزار کودک 10 تا 14 ساله در ‏سراسر کشور کار ثابتی دارند و حدود 370 هزار کودک به عنوان کارگر فصلی مشغول به کار هستند.

هر ساله تعداد قابل توجهی از کودکان به دلایل مختلف مجبور به ترک تحصیل می‏شوند و مشغول کارهایی چون واکس‏زنی، دست‏فروشی، زباله‏گردی و کار در کارگاه‏هایی هستند که برای آن‏ها جز بیماری و دور ماندن از تحصیل که حق اولیه آن‏هاست، چیزی به همراه نخواهد داشت.

این در حالیست که طبق ماده‌ی 79 قانون کار جمهوری اسلامی ایران به کار گماردن افراد کمتر از 15 سال ، ممنوع است؛ علاوه بر آن ایران به عنوان یکی از اعضای پیمان‌نامه‌ی‌جهانی حقوق کودک، طبق بند 1 ماده‌ی 32 این پیمان‌نامه باید حق کودک را برای برخورداری از حمایت در برابر بهره‏کشی اقتصادی و انجام هر گونه کاری که ممکن است زیان‏بار باشد، خللی در تحصیلش وارد آورد، به سلامتی یا رشد جسمانی، ذهنی، اخلاقی و اجتماعی او آسیب رساند، به رسمیت بشناسد.

با این حال، عدم وجود قوانین مناسب حمایتی یکی از مواردی است که کودکان کار را در معرض آسیب های جدی قرار می دهد. در سال های گذشته، ناهماهنگی در دستگاه‌های دولتی سبب شده تا بحث حمایت و ساماندهی کودکان کار همچنان متولی مشخصی نداشته باشد. از این‌رو هیچ آمار دقیقی در مورد تعداد کودکان کار در ایران وجود ندارد.

از سوی دیگر عدم حمایت مناسب دولت از انجمن های غیردولتی فعال در این زمینه، موجب شده است که این نهادها نیز برای پیشبرد اهداف خود همواره با مشکلاتی چون مشکلات مالی مواجه باشند.

بر اساس آخرین بررسی های سازمان جهانی كار

• به طور كل به ازاي هر 6 كودك در دنيا يك كودك، كار مي‏كند. • 218 ميليون كودك 17-5 ساله در كل دنيا كودك كار محسوب مي‏شوند. • 126 ميليون كودك در شرايط دشوار مشغول به كار هستند

+ نوشته شده در  2009/4/11ساعت 0:2  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

 

 

نامه ای زندانی سیاسی انور حسین پناهی به دبیرکل سازمان ملل

دبیر کل محترم سازمان ملل متحد . جناب آقای بان کی مون

با سلام و آرزوی موفقیت در ایجاد دنیای پر از صلح و دوستی و بدور از تبعیض و جنگ و گرسنگی

احتراما، باستحضارمیرساند اینجانب زندانی سیاسی انور حسین پناهی که در تاریخ 1386/8/15 خورشیدی ازسوی نیروهای امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران در شهرستان قروه استان کردستان دستگیر و به مکانی نا معلومی انتقال یافتم . در طول بازداشت در آن مکان همواره در سلول انفرادی و تحت وحشیانه ترین شکنجه ها و فشارهای روحی و روانی قرار گرفتم . در جریان بازجوییها و فشارهای نیروهای اداره اطلاعات اینگونه تفهیم و اتهام شدم که اینجانب با اپوزسیون کرد مخالف رژیم جمهوری اسلامی ایران ارتباط و همکاری داشته ام .

علی رغم سخت ترین شکنجه های روحی و جسمی همواره با قاطعیت تمام اتهامات وارده را رد کرده و آنان را بی پایه و اساس می دانستم و مکرراً بر بی گناهی خود پای فشرده ام. به هر روی پس از گذران مدت زمانی طولانی درسلول انفرادی و تحمل انواع شکنجه و فشارها به زندان مرکزی شهرستان قروه انتقال یافتم. پس از ورود به آن مکان و کتبی و شفاهی از مسئولین قضایی مربوطه تقاضای تعیین تکلیف و صدور حکم آزادی را نمودم . اما متاسفانه با بی توجهی مسئولین و شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت مواجه شدم و در اعتراض به چنین واکنشهایی مبادرت به اعتصاب غذا نمودم. پس از پانزده روز از دوران اعتصاب غذا به خاطر ضعف شدید جسمانی به بهداری زندان منتقل و تحت درمان قرار گرفتم . اما در نهایت تعجب در حالی که سرم به بدنم وصل بود با همان وضعیت به زندان مرکزی سنندج انتقال یافتم .

در سنندج با وعده مسئولین قضایی و ریاست زندان به پیگیری پرونده ام به اعتصاب غذای خود پایان دادم . اما در نهایت حیرت و ناباوری و با وجود رد تمامی اتهامات در طول بازجویی ها و اعلام عدم هر گونه دخالت سیاسی در زندگی اجتماعی خود . بدون حق استفاده از وکیل شخصی در شعبه اول دادگاه انقلاب سنندج به حکم غیره انسانی اعدام محکوم شدم .

عالی جناب

قضاوت نا عادلانه دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران خانواده ام را که تا آن روز برای آزادیم ثانیه شماری میکردند ، شوکه کرد. از همین روی یکی از برادرانم بنام اشرف حسین پناهی مصمم به پیگیری این کار شد و جهت رفع ظلم وارده به من و خانواده ام دست به دامن همه چیز و همه کس شد از مسئولین رده بالای حکومتی اسلامی در پایتخت گرفته تا سازمانهای حقوق بشری خارج از کشور . او تنها کسی بود که من و خانواده ام دلخوش به تلاش و پی گیری اش بودیم . اما در کمال حیرت و ناباوری در مورخ 6/7 /1387 خورشیدی در یک جریان بسیار مشکوک جان خود را از دست داد در حالی که 3 فرزند کوچک از خود و دلی زخمگین از نبود چنین برادری برای من به جای گذاشت .

در جریان اعتصاب غذای زندانیان سیاسی و مدنی کرد در زندانهای حکومت جمهوری اسلامی ایران بنده نیز به همراه دیگر زندانیان در زندان مرکزی شهر سنندج در اعتراض به تبعیض های نژادی ،قومی و مذهبی و همچنین وضعیت بسیار بد سیستم قضایی در ایران و ....مبادرت به اعتصاب غذا به مدت 45 روز نمودم.

حال نیز با محکومیت اعدام تمام اوقات شب و روز خود را در ترس و وحشت میگذرانم. این در حالی است که شرایط نا مساعد و بسیار بد و غیره انسانی در زندان هر لحظه درتضاد بیشتری با قوانین بین المللی و اعلامیه جهانی حقوق بشر سازمان ملل که ایران به عنوان یکی از اعضای آن سازمان تمامی آنها را پذیرفته و متعهد به اجرای آن است قرار می گیرد. خانواده ام نیز که متشکل از پدر و مادری پیر و ناتوان و همسر و سه فرزند صغیر برادر میباشند . در ناراحتی و سختی امرار معاش بدور از هر گونه منبع درآمدی قرار گرفته اند .

لذا از آن مقام محترم استدعا دارم به هر نحوی که صلاح می دانند در این مهم من و خانواده ام را یاری نمایند . بی شک چنین اعمالی بر اعتبار و حیثیت سازمان ملل متعهد افزون می گرداند و شبهه ی ایجاد سازمان دوول را از بین می برد. به امید رسیدن به دنیای آزاد و خالی از خشونت.


با سپاس

زندانی سیاسی . انور حسین پناهی 1388/1/17 خورشیدی

+ نوشته شده در  2009/4/9ساعت 19:53  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

 

 

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران

فشارهای وزارت اطلاعات و صداقت رئیس زندان اوین علیه زندانیان سیاسی بند350
بنابه گزارشات رسیده از بند 350 زندان اوین ،فشارها و اذیت آزارها علیه زندانیان سیاسی بند 350 همچنان ادامه دارد .
در سال جدید زندانیان سیاسی از داشتن ملاقات حضوری با خانواده های خود محروم هستند. بعضی از خانواده که از شهرستانهای دور با طی مسافتهای طولانی به زندان اوین مراجعه کرده بودند تا بتوانند با عزیزان خود را ملاقت کنند ولی آنها را از ملافت حضوری محروم کردند.
فرزند زندانی سیاسی ظهور نبوی که نزدیک به 7 ماه است ازدیدن پدر ش محروم بود. او همچنین در ایام عید نوروز از بودن در کنار پدر محروم بود، با شوق و اشتیاق فراوان از سمنان عازم زندان اوین شد تا اینکه بتواند در آغوش پدر خود قرار گیرد و لی در آخرین لحظات به آنها گفته شد که حق ملاقات حضوری را ندارند.
قطع ملاقاتهای حضوری زندانیان سیاسی بند 350 زندان اوین با خانواده هایشان بدستور وزارت اطلاعات و صداقت رئیس زندان اوین صورت گرفته است. وزارت اطلاعات و صداقت علت قطع ملاقات حضوری را برگزاری مراسم سال تحویل خانواده ها در پشت دیوارهای زندان اوین می باشد.مراسم سال تحویل که هر ساله خانواده ها در پشت حصارهای زندان اوین برگزار می کردند . امسال با یورش وحشیانه ، ضرب و شتم و دستگیری توسط مامورین وزارت اطلاعات و گارد از برگزاری آن ممانعت کردند.
در حال حاضر چند برابر ظرفیت بند 350 زندان اوین زندانی در آن جای داده اند و نه تنها بر امکانات اولیه این بند چیزی افزوده نشده است بلکه از 6 دستشوئی موجود 3 دستشوئی را تخریب کرده اند و شرایط را بر زندانیان سختر کرده اند.
وضعیت غذائی زندانیان به لحاظ کمی و کیفی تنزل شدید یافته و اکثر وعده های شام و صبحانه آنها سیب زمینی است .
زندانیان سیاسی از معالجات پزشکی همچنان محروم هستند که از جملۀ آن آقای علی صارمی که از کاهش بینائی رنج می برد و نیاز مبرم به عینک طبی دارد و علیرغم گذشت ما ه ها پیگیری هنوز در این مورد اقدامی نشده است .آقای صارمی از ناراحتیهای دیگر رنج می برد و نیاز مبرم به عمل جراحی دارد ولی تا به حال در این باره هیچگونه اقدامی نشده است.
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران،عدم رسیدگی پزشکی به زندانیان سیاسی ، محدود کردن امکانات اولیه،قطع ملاقات حضوری زندانیان سیاسی با خانواده هایشان را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر سازمانهای حقوق بشری خواستار اقدامات فوری برای پایان دادن به فشارهای مستمر و سیستماتیک علیه زندانیان سیاسی در ایران است.

20 فروردین 1388 برابر با 9 آپریل 2009
گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر

+ نوشته شده در  2009/4/9ساعت 19:51  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

 
 

 

فیروز بیدآباد از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی که در روز سوم اسفندماه 1387 ( روز درویش ) مقابل مجلس شورای اسلامی دستگیر و به اتهام اخلال در نظم عمومی و تمرد از دستور پلیس در زندان اوین به سر می برد از وضعیت جسمی نامناسبی برخوردار است .

همسر وی در گفتگویی با خبرنگار سایت مجذوبان نور با اعلام این خبر گفت : فیروز بیدآباد مبتلا به بیماری سنگ کیسه صفرا می باشد و قبل از بازداشت تحت معالجه و درمان پزشکان متخصص قرار داشت اما تاکنون در زندان اوین بیماری وی روبه وخامت گذاشته است .

وی در ادامه افزود : همسرم نیازمند مراقبتهای ویژه پزشکی و عمل جراحی می باشد و بیم آن می رود در اثر سهل انگاری مسوولین زندان ، خطرات جانی برای وی در برداشته باشد .

وی به نامه خود به معاون دادستان و سرپرست دادسرای امنیت تهران اشاره و گفت : براساس قوانین و مقررات حاکم بر امور زندانیان ، مسوولیت مراقبت پزشکی از همسرم برعهده مسوولین زندان اوین و مقامات قضایی ذیربط می باشد لذا در نامه ای به سرپرست دادسرای امنیت تهران خواستار رسیدگی فوری به وضعیت شوهرم شدم و مسوولیت هرگونه اتفاق ناگوار برای وی برعهده ایشان می باشد .

گفتنی است تعداد 16 تن از دراویش پس از گذشت 50 روز کماکان در زندان اوین به سر می برند

+ نوشته شده در  2009/4/9ساعت 19:50  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

 

 

اعتراض گزارشگران بدون مرز به شرایط زندان روزنامه‌نگاران و وب‌نگاران زندانی

گزارشگران بدون مرز شرایط دشوار زندان برای روزنامه‌نگاران و وب‌نگاران زندانی را محکوم می‌کند، و با یادآوری بازداشت خودسرانه این روزنامه‌نگاران خواهان آزادی فوری آنان است.

گزارشگران بدون مرز شرایط دشوار زندان برای روزنامه‌نگاران و وب‌نگاران زندانی را محکوم می‌کند، و با یادآوری بازداشت خودسرانه این روزنامه‌نگاران خواهان آزادی فوری آنان است. گزارشگران بدون مرز در این باره اعلام می‌کند " ملاقات رکسانا صابری با پدر و مادرش خبری خوشحال کننده است. با این حال نباید فراموش کرد که ٩ روزنامه نگار دیگر در زندان های ایران زندانی و در شرایط دشواری بسر می‌برند. برخی از آنها از حق دسترسی به درمان محروم شده‌اند. مرگ امیدرضا میرصیافی در زندان اوین توجیه‌گر نگرانی فزاینده ما از وضعیت بازداشت روزنامه نگاران زندانی است ."

پدر و مادر رکسانا صابری یک روز پس از ورود خود به ایران در تاریخ ١٧ فروردین موفق شدند در زندان اوین با دختر خود که از اواسط بهمن ماه در بازداشت بسر می برد ملاقات کنند. در روز ورود خانواده رکسانا به ایران وکیل وی آقای عبدالصمد خرمشاهی اعلام کرده بود که ژرونده موکلش به دادگاه انقلاب ارسال شده است. خبرگزاری فرانس پرس از قول رضا صابری اعلام کرد که حال عمومی دخترش " خوب " است و " بنا بر شنیده‌هایش ممکن است به‌زودی آزاد شود." ١٠ اسفند ماه بازداشت خبرنگار امریکایی ایرانی تبار از سوی شبکه رادیویی ان پی آر به نقل از رضا صابری پدر این روزنامه‌نگار اعلام شد. وی در پی مکالمه کوتاهی در تاریخ ٢٢ بهمن بازداشت خود را اعلام کرده بود. مقامات رسمی ایران در فردای انتشار خبر از سوی رسانه‌ها، زندانی شدن روزنامه نگار را در زندان اوین و بدون توضیح در باره "اتهامات" وی تائيد کردند.

گزارشگران بدون مرز یادآور می‌شود که ایران با هفت روزنامه نگار و دو وب‌نگار زندانی، همچنان بزرگترین زندان روزنامه نگاران در خاورمیانه است.

محمد صدیق کبودوند در تاريخ ١٠ تير ماه ١٣٨٦ بازداشت و به زندان اوین انتقال یافت. مدت پنج ماه در سلول های انفرادی بند ٢٠٩ و ٢٤٠ زندان اوين نگاهداری شد و از سوی مقامات امنيتي برای انحلال "سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان" و پذيرش " انتشار گزارش‌هایی نادرست" از سوی اين سازمان، شديدا تحت فشارهای روحی و جسمي قرار داشت.در تاریخ ٢ آبان ماه ١٣٨٧ دادگاه تجدید نظر استان تهران حکم یازده سال زندان محمد صدیق کبودوند را تایید کرد. این حکم در دوم تیر ماه از سوی شعبه ١٥ دادگاه انقلاب تهران به اتهام تشکیل "سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان" و " تبلیغ علیه نظام" صادر شده بود. محمدصدیق کبودوند بیمار و از نارسایی قلبی رنج می برد و بارها در زندان دچار عارضه و به درمانگاه زندان انتقال داده شده است. مقامات قضایی – امنيتی به بهانه مختلف با مرخصی این روزنامه نگار علیرغم وضعیت جسمی‌اش مخالفت می‌کنند. فروردين سال جاری British Press Awards جایزه روزنامه‌نگار بین‌المللی سال ٢٠٠٩ خود را با ارج گذاری به فعالیت های حقوق بشری و مطبوعاتی محمد صدیق کبودوند، به وی اهدا کرد.

محمدحسن فلاحیه‌زاده خبرنگار تلويزيون العالم، شبکه عرب زبان راديو تلويزيون دولتي ايران، و همکار بسیاری از رسانه‌های عرب از جمله روزنامه المستقبل، رادیو دوبی، و تلویزیون ابوظبی، از آذرماه ١٣٨٥ در زندان بسر مي‌برد. در تاريخ ۹ ارديبهشت ١٣٨٦ از سوی دادگاه انقلاب اسلامي تهران در پشت درهای بسته به اتهام " جاسوسي" محاکمه و به سه سال زندان و پرداخت جریمه سنگین مالی به مقدار دو برابر دستمزدش دریافتی از رسانه‌ها محکوم شد. این روزنامه‌نگار از تاریخ ١٠ اسفند ماه سال گذشته به بند ٢٠٩ زندان اوین منتقل شده است. قدیمی ترین روزنامه نگار زندانی در ایران به بیماری تلاسمی مبتلا است و شرایط نامناسب بازداشت به شکل جدی سلامت او را تهدید می‌کند.

مسعود کردپور در تاریخ ٢٤ مهرماه از سوی شعبه یک دادگاه انقلاب مهاباد به یک سال زندان محکوم شد. این روزنامه نگار در تاریخ ١٧ مرداد ماه در شهر بوکان از سوی ماموران وزارت اطلاعات بازداشت و بعد از ٢١ روز بازداشت و سلول انفرادی در زندان های اطلاعات و مرکزی بوکان به زندان مهاباد انتقال یافت. در تاریخ ٣١ شهریور از سوی شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی مهاباد به "تبليغ عليه نظام از طريق مصاحبه و گفتگو با رسانه های بيگانه " محاکمه و به یک‌سال زندان محکوم شد. این حکم نیز در پشت درهای بسته از سوی دادگاه تجدید نظر تایید شد. مسعود کردپور از تاریخ ٥ اسفند ماه برای بار دوم به زندان دیگری در اورمیه تبعید شده است.

مجتبی لطفی در تاریخ ١٧ مهر ماه توسط ماموران امنیتی با حکم دادگاه ویژه روحانیت بازداشت شد. برخی از اتهامات این وب‌نگار " چاپ تكثير انتشار و ارسال جزوات و شبنامه هاي داراي موارد توهين و افترا تحت عنوان افشاگري و همكاري با شبكه هاي ماهواره اي خارجي و ضدانقلاب" و "نشر اكاذيب و تشويش اذهان عمومي" اعلام شده بود. منظور از این اتهامات انتشار نظرات آیت‌اله منتظری یکی از روحانیون برجسته ایران و از مخالفان آیت‌اله خامنه‌ای است. ٩ آذر ماه ١٣٨٧اعلام شد دادگاه ویژه روحانیت در پشت درهای بسته این وب‌نگار را به اتهام " نشر افکار آيت الله منتظری و فعاليت تبليغی عليه نظام و نشر اخبار " به چهار سال زندان و پنج سال تبعید از شهر قم محکوم کرده است این روحانی جوان که از جانبازان شیمایی جبهه‌های جنگ ایران و عراق است، از بیمارهای پوستی و ریوی حادی در رنج است.

کاوه جوانمرد همکار نشریه توقیف شده کرفتو و دیگر نشریات محلی کردستان در تاریخ ٢٦ آذر ماه ١٣٨٦ در سنندج دستگير و در تاريخ ٢٧ ارديبهشت ماه ١٣٨٧از سوی شعبه شش دادگاه سنندج و در پشت درهای بسته به دو سال زندان و سپری کردن مدت محکومیت خود در زندان مراغه محکوم شد. این روزنامه نگار که از نارسایی و بیماری کبد رنج میبرد، در اواخر اسفند ماه سال جاری مجددا به زندان سنندج بازگرداننده شد. بهمن توتونچی همکار دیگری هفته‌نامه کرفتو در تاریخ ٢٨ آبان از سوی ماموران وزارت اطلاعات در منزلش بازداشت شد. در طی سال گذشته این روزنامه‌نگار از سوی مقامات قضایی – امنیتی بارها مورد تهدید قرار گرفته بود. تاکنون به شکل رسمی هیج اتهامی علیه وی اعلام نشده است.

عدنان حسن پور روزنامه نگار هفته نامه ئاسو در تاريخ ٥ بهمن ماه ١٣٨٥ دستگير و در تاريخ ٢٢ خرداد در دادگاهي غير علني به اتهام "اقدام عليه امنيت ملي"، " جاسوسي" و "محاربه" محاکمه و به اعدام محکوم شد. ديوان عالي کشور در تاريخ ٣٠ مهر ماه حکم اعدام عدنان حسن پور را تائيد کرد. که مجددا با درخواست اعاده دادرسی و تلاش بی‌وقفه وکلیش محمد صالح نیکبخت در تاریخ ١٩ مرداد ماه دیوان عالی کشور حکم اعدام را لغو کرد. وی هم اکنون در زندان مرکزی سنندج زندانی است.

از تاریخ ١١ ابان ماه حسین درخشان وب‌نگار ایرانی به گفته خانواده اش همچنان در محل نامعلومی زندانی است. بازداشت وی نیز پس از انتشار خبر توسط رسانه‌ها از سوی سخنگوی دستگاه قضایی در تاریخ ١٠ دی ماه تائید شد.

از سوی دیگر اسماعیل جعفری در تاریخ ٢٧ اسفند ماه با سپردن وثیقه‌ای سنگین از زندان آزاد شد. وب‌نگار وبلاگ راه مردم در تاریخ ٢٥ آذر ماه در یکی از خیابان های بوشهر توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت شده بود. این روزنامه‌نگار پیش از این در روز ١٩ فروردين ١٣٨٧ به هنگام پوشش خبری تظاهرات ده ها کارگر اخراجي شرکت ايران صدرا در برابر استانداری بوشهر بازداشت و در ٥ ارديبهشت ماه پس از سه هفته بازداشت با سپردن وثیقه ٥٠ میلیون تومانی آزاد شده بود. دادگاه انقلاب اسلامی بوشهر این روزنامه نگار را برای " تبلیغ علیه نظام و به نفع گروه ها و رسانه های خارجی" به پنج ماه زندان محکوم کرده است.

+ نوشته شده در  2009/4/9ساعت 3:20  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

 

 

به گزارش خبرگزاری فرانسه از تهران، دستگاه قضايی جمهوری اسلامی امروز رکسانا صابری، روزنامه نگار ایرانی- آمریکايی را به جاسوسی متهم کرد.

خبرگزاری ایسنا نوشت معاون امنيت دادسراي عمومي و انقلاب تهران درباره‌ آخرين وضعيت پرونده‌ ركسانا صابري گفت وي بدون مجوز خبرنگاري و تحت عنوان خبرنگار، فعاليت‌هاي جاسوسي انجام مي‌داده كه مدارك در پرونده موجود است و وي نيز تمام اتهامات را پذيرفته است.

قاضي حداد گفت پرونده‌ با صدور قرار مجرميت و كيفرخواست به دادگاه انقلاب ارسال شده و در حال حاضر در يكي از شعبات دادگاه انقلاب در حال رسيدگي است.

حداد با بيان اين‌كه ركسانا صابري طبق قوانين نظام جمهوري اسلامي دستگير شده است، ادامه داد وي داراي تابعيت ايراني است، پاسپورت و شناسنامه‌ي ايراني دارد و با مدارك ايراني وارد كشور شده و اگر تابعيت مضاعفي دارد ما از آن بي‌اطلاعيم و اين موضوع تاثيري در رسيدگي به اتهامات وي در مراجع قضايي جمهوری اسلامی ندارد.

معاون امنيت دادسراي تهران با نادرست دانستن ادعاهاي مطرح شده از سوي برخي رسانه‌هاي خارجي در مورد تابعيت ركسانا صابري، خاطرنشان كرد وي داراي تابعيت ايراني است. هيچ مدركي دال بر اين‌كه وي تابعيت مضاعفي داشته باشد، نداريم.

رکسانا صابری در ماه فوریه گذشته بازداشت شد و هم اکنون در زندان اوین بسر می برد. والدین وی توانستند این هفته بمدت نیمساعت با او در زندان دیدار کنند.

وزارت امور خارجه آمریکا از رژیم تهران خواسته است این روزنامه نگار ایرانی-آمریکايی را آزاد کند..

+ نوشته شده در  2009/4/9ساعت 3:19  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

 فعالان حقوق بشر در ایران

سیلویا هاروتونیان تبعه آمریکایی و از متهمان پرونده موسوم به براندازی نرم در دادگاه تجدید نظر به سه سال حبس تعزیری محکوم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2009/4/8ساعت 0:56  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 


وکیل رکسانا صابری می گوید که موکل او رسما تفهیم اتهام شده است و پدر و مادر این روزنامه نگار ایرانی – آمریکایی نیز قرار است روز دوشنبه با او در زندان اوین ملاقات کنند.

عبدالصمد خرمشاهی روز یکشنبه به خبرگزاری رویترز گفت: پرونده رکسانا صابری به شعبه 28 دادگاه انقلاب ارسال شده است و قرار است که ظرف روزهای آینده آن را مطالعه کنم.

وی افزود: من هیچ اطلاعی از اتهام های وارده ندارم.

این گزارش حاکی است که دادگاه های انقلاب در ایران معمولا به اتهام های امنیتی افراد بازداشت شده رسیدگی می کنند.

رکسانا صابری، روزنامه نگار ایرانی – آمریکایی ۲۲ بهمن ماه سال قبل دستگیر شد و مقام های ایران می گویند، وی بدون داشتن مجوز فعالیت مطبوعاتی، گزارش تهیه می کرده است.

حسن قشقاوی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، در اسفندماه گفته بود که رکسانا صابری نباید به طور «غیر قانونی» به کسب خبر و اطلاعات می پرداخت.

خانم صابری در سال های گذشته با شبکه های بی بی سی، رادیو «ان پی آر» و سایر نشریات بین المللی همکاری داشته است.

وکیل این روزنامه نگار می گوید، رضا و کیکو صابری، پدر و مادر رکسانا، روز یکشنبه از آمریکا به تهران آمدند و به آنها اجازه داده شده است که روز دوشنبه در زندان اوین با دختر خود ملاقات کنند.

والدین خانم صابری از آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، خواسته اند تا دختر آنها آزاد شود و از وضعیت روحی او به شدت ابراز نگرانی کرده اند.

به رغم اینکه قوه قضائیه ایران در اسفندماه اعلام کرده بود که رکسانا صابری «ظرف چند روز آینده» آزاد می شود ولی وی همچنان در بازداشت به سر می برد.

خانم صابری ۳۱ ساله است و مادر او ژاپنی و پدرش ایرانی است و در ایالت داکوتای شمالی آمریکا بزرگ شده است. وی به مدت شش سال در ایران زندگی می کرد.

هفته گذشته هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا، از مقام های ایرانی خواست تا هر چه زودتر وضعیت این روزنامه نگار زندانی و عشاء مومنی دیگر ایرانی – آمریکایی متهم به اقدام علیه امنیت ملی و رابرت لوینسون، عضو سابق پلیس فدرال آمریکا، اف بی آی، روشن شود.

آقای لوینسون از هشتم مارس سال ۲۰۰۷ و در جریان سفر به جزیره کیش در ایران ناپدید شده است.
+ نوشته شده در  2009/4/8ساعت 0:54  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

 
 

 

انتشار: فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران

استمداد بهروز جاوید طهرانی از مردم ایران
بنام سعادت ملت ایران ،

امروز من از دست دژخیمان زندان مخوف رجائی شهر کرج ،به مردم ایران پناه می برم .مردم عزیز، جلادان دیوصفت اینجا دیگر تمام مرزهای انسانی را زیر پا گذاشته اند .دیگر هیچ راهی جزء اعتصاب غذاو پناه بردن به شما را نمی شناسم .امروز سه شنبه 17 /1/1388 خورشیدی با رفتار غیر انسانی مامورین سالن ملاقات با خواهر بنده دیگر صبر من لبریز گردید .مامورین نه تنها مرا بشدت و به طرز توهین آمیزی بازرسی کرده و کوچکترین تکه کاغذ حتی شماره تلفن را از من گرفتند همین کار را بطرز بسیار توهین آمیزتر با خواهر بنده کردند .مامورین سالن ملاقات آقایان اسلامی ،احمدی ،خسروی و خانم شهبازی (مسئولین سالن ملاقات ) بدترین رفتاری را که می شد با خانواده بنده که برای ملاقات بنده آمده بودند اعمال داشتند .مسئولین سالن ملاقات برای لجبازی فقط 3 دقیقه فرصت صحبت کردن به من دادند. خواهر من پس از یک ماه موفق شد از تهران به کرج آمده و فقط 3 دقیقه با من حرف بزند .اعتراضات من و خانواده ام چیزی جزء خشونت بیشتر را در پی نداشت البته این مسئله از مدیریت و از مقامات بالای زندان دستور داده شده بود .
روزی که مرحوم حشمت ساران به طرز بسیار مشکوکی فوت کرد (به قتل رسید) مقامات حفاظت زندان از ما خواستند پیرامون این مطلب با هیچ کس صحبت نکنیم و به این موضوع دامن نزنیم و گرنه عواقب بسیار گسترده ای دامنگیرمون می گردد و همانگونه که همه شاهدید عکس این عمل را کردیم و از افشای جنایات آنان فروگزار نکردیم .
مردم عزیز ایران مدتهاست که دیگر به بیماریهای من در بهداری زندان رسیدگی نمی شود .بیماریهایی که بر اثر شکنجه های وزارت اطلاعات بر من عارض گردیده و بهداری زندان رجائی شهر از درمان آنچه ام.آر.آی و خروج از زندان نیاز است خوداری می کند .بیماریهایی که بر اثر ضربه به پشت سر من و آسیب دیدگی مخچه اکنون 50 در صد از بینائی من را از بین برده است .
مردم عزیز ایران امروز رئیس سالن ملاقات در حضور خانواده ام گفت : ضد انقلاب عوضی، تو را هم می فرستیم پیش رفیقت ساران. این حرف در حضور خانواده موجب شد خانواده ام بسیار نگران شوند .مردم عزیزاکنون من بعنوان یک زندانی سیاسی که از قیام 18 تیر 1378 بیش از 10 سال است که در زندان بسر می برم راهی بجزء اعتصاب غذا برایم باقی مانده است؟
به همین منظور اعلام می کنم از امروز 17 فروردین به مدت یک هفته به مسئولین زندان فرصت می دهم و پس از آن به اعتصاب غذا دست خواهم زد و تا مسئولین سالن ملاقات از خانواده بنده رسما عذر خواهی نکنند و دیگر زندانبانان و جلادان زندان دست از رفتار حیوانی خود بر ندارند به اعتصاب غذای خود ادامه خواهم داد .
بهروز جاوید طهرانی
آخرین بازمانده قیام دانشجوئی 18 تیر در زندان رجائی شهر
17 فروردین 1388


نامه فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر

+ نوشته شده در  2009/4/8ساعت 0:52  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

ایران، سرزمین بحران ها و تفاوت ها

حسین لاجوردی - نشریه اپوزیسیون - ابراهیم الفایران سرزمین بحران ها و تفاوت ها ؛ عنوان مقاله ای است که توسط دکتر حسین لاجوردی به کنفرانس حقوق بشر ، دموکراسی و فدرالیسم در ایران  که به تاریخ اول و دوم آوریل در پارلمان اتحادیه اروپا ( بلژیک ) برگزار گردید ، ارائه شد . 

متن کامل این مقاله به نقل از سایت " انجمن پژوهشگران ایران " را در ادامه مطلب بخوانید :  

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2009/4/6ساعت 18:2  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

برگی ازمقاومت

نقل ازانجمن صنفی روزنامه نگاران

8 اردیبهشت 86


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2009/4/6ساعت 17:52  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

 
پنج فعال حوزه زنان به دادگاه احضار شدند. نفيسه آزاد، پرستو اللهياري، ناهيد کشاورز، سارا ايمانيان و محبوبه حسين زاده بنا بر احضاريه هاي کتبي که دريافت کرده اند طي ماه جاري بايد به دادگاه انقلاب مراجعه کنند. به گزارش خبرنامه اميرکبير در احضاريه يي که روز 28 اسفندماه براي نفيسه آزاد ارسال شده است، ذکر شده وي بايد 25 فروردين ماه به مجتمع قضايي عدالت تجريش مراجعه کند. در اين احضاريه علت حضور «گزارش نيروي انتظامي» عنوان شده است.همچنين در تماسي که با منزل نفيسه آزاد گرفته شده است، از او خواسته شده در اولين روز اداري بعد از تعطيلات نوروز به دادياري دوم امنيت دادگاه انقلاب مراجعه کند.
+ نوشته شده در  2009/4/6ساعت 17:11  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

 مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران   
خودکشی یک زندانی در زندان اوین با بی‌تفاونی مسئولین و تیم پزشکی زندان اوین مواجه شده است.

احمد فلاح‌پور یکی از زندانیان مالی زندان اوین است که در چند روز گذشته اقدام به خودکشی کرده است اما مسئولین و تیم پزشکی زندان اوین با بی‌توجهی به وضعیت وی تنها اقدام به درمان سرپایی وی کرده و بعد او را به سلول انفرادی بند 240 زندان اوین منتقل کرده‌اند.

لازم به ذکر است، عدم رسیده‌گی پزشکی کافی به زندانیان در طی ماه‌های اخیر یکی از مهم‌ترین اعتراض‌های مدافعان حقوق‌بشر است که در زندان ایران به کرات اتفاق می‌افتد. امیدرضا میرصیافی و امیرحسین حشمت ساران از زندانیان سیاسی بودند که به علت عدم رسیده‌گی پزشکی و کم‌کاری مسئولین زندان‌های اوین و رجایی شهر جان خود را از دست داده‌اند.
+ نوشته شده در  2009/4/6ساعت 17:10  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

 

 

فعالان حقوق بشر در ایران

گزارش هفتگی نقض حقوق بشر

گزارش هفته‌گی: در دومین هفته از فروردین ماه نیز هم چنان شاهد نقض حقوق بشر در ایران بودیم به صورتی که در روز 8 فروردین ماه انتشار تصویری از پیکر امیدرضا میرصیافی، وبلاگ‌نویسی که در روزهای پایانی اسفند ماه در زندان اوین جان سپرد، سند دیگری بود در پرونده‌ی مرگ‌های مشکوک زندانیان سیاسی در زندان‌ها به خصوص که به گفته‌ی خانواده‌ی او در زمان تحویل پیکر این وبلاگ‌نویس زندانی، آثاری از خون‌ریزی در ناحیه‌ی گوش چپ، بینی، پشت سر و کبودی‌هایی در پشت بدن وی مشاهده شده است که بر پیچیده‌گی و مبهم‌تر شدن نحوه‌ی فوت ایشان افزود.
در روز 8 فروردین ماه، جسد یک فعال سیاسی دیگر در شهر کامیاران کشف شد. پیکر بی‌جان آیت مظفری، 27 ساله، اهل شهر کامیاران، که پیش‌تر در صفوف یکی از سازمان‌های اپوزیسیون کردی قرار داشت، پس از ربودن از سوی نیروهای سپاه پاسداران در یکی از خیابان های کامیاران کشف شد.

در این روز هم‌چنین مادران دانش‌جویان دربند، محمد پورعبدالله و عباس حکیم‌زاده طی نامه‌هایی جداگانه ضمن ابراز نگرانی از وضعیت فرزندان خود در زندان، خواستار رسیده‌گی همه جانبه و سریع به وضعیت آن‌ها شدند. محمدپورعبدالله دانش‌جوی دانش‌گاه تهران است که از 24 بهمن ماه در بازداشت به سر می‌برد. در نامه‌ی مادر وی چنین آمده است: در زندان قزل‌حصار مجرمینی را که به جرم خرید و فروش مواد مخدر دست‌گیر شده‌اند نگه‌داری ‌می‌کنند. وی در ادامه‌ی نامه می‌نویسد: اما متاسفانه بچه‌ی من را هم به آن‌جا ‌بردند. دو روز اول که در قرنطینه‌ بود، حال‌اش خیلی بد بود، نگران و ناراحت بود. برای این‌که در سالن ۱۵۰نفری که همه مجرمین موادمخدر بودند، فرزند من با آن‌ها در یک سالن بود.

هم‌چنین مادر عباس حکیم‌زاده، که در اسفند ماه 87 در منزل بازداشت شد نیز در نامه‌یی از وضعیت فرزند خود به شدت ابراز نگرانی کرد و خواستار ملاقات با وی شد. وی در نامه‌ی خود چنین آورده است: او مريض است و ما بايد حداقل بدانيم زنده است، نکند فردا يک آدم فلج به ما تحويل بدهند. وی ستون فقرات‌اش عمل شده و پلاتين در آن گذاشته‌اند و هميشه تحت نظر است .او لکنت زبان هم دارد و اگر با او کمی شديد برخورد شود، ديگر قدرت تکلم ندارد.

" مرضیه امیری زاده" یکی از مسیحیان کشورمان است که هم‌اکنون در زندان به سر می‌برد. وی نیز در این روز طی تماس تلفنی با خانواده‌ی خود، ضمن وخیم توصیف كردن وضعیت جسمی و روحی خود اعلام داشت كه بر اثر عفونت دچار تب شدیدی شده و نیاز مبرم به دكتر دارد و در آخرین جمله‌اش گفته بود" من در اینجا در حال مرگ هستم ".

هم‌چنین دو شهروند بهايي به نام‌هاي جلاير وحدت و سيما اشراقي در تاريخ 7 بهمن 1387 در مشهد بازداشت شده‌اند که تا اين تاريخ 8 فروردین ماه، هنوز در انفرادي بسر می‌برده‌اند.

در همین روز محمد شوراب، علی عبدی، آرش نصیری اقبالی و امیر رشیدی، از اعضای کمپین یک میلیون امضا، علی رغم صدور قرار کفالت از سوی قاضی، از زندان اوین به زندان قزل حصار منتقل شدند. این افراد به هم‌راه 8 فعال دیگر در روز 6 فروردین ماه بازداشت شده بودند که در روز 9 فروردین ماه 10 نفر از آنان آزاد شدند، اما محبوبه کرمی، از اعضای کمپین یک میلیون امضاء و مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران و خدیجه مقدم هم‌چنان در زندان به سر می‌برند.

در روز 9 فروردین ماه کمیته‌ی حقوق بشر انجمن اسلامی دانش‌گاه امیرکبیر طی صدور بیانیه‌یی شکنجه‌ی 9 دانش‌جوی دربند پلی تکنیک را نقض کرامت بشری عنوان کرد. در این بیانیه آمده است: اکنون بیش از ۵۰ روز از بازداشت غیرقانونی مجید توکلی، حسین ترکاشوند، کوروش دانشیار و اسماعیل سلمان پور، و بیش از یک ماه از بازداشت غیرقانونی احمد قصابان، عباس حكيم زاده و نريمان مصطفوي و مهدي مشايخي، و بیش از ۲۰ روز از بازداشت غیرقانونی یاسر ترکمن می گذرد. در این مدت تنها ارتباط دانش‌جویان بازداشت شده، ۱ یا ۲ بار تماس و آن هم با حضور بازجویان است.

زندانی شدن رکسانا صابری خبرنگار ایرانی – آمریکایی، اعتراض‌های گوناگون و گسترده‌یی را در سطح بین‌المللی به هم‌راه داشته که از آن جمله می‌توان از اظهار نظر هیلاری کلینتون به شبکه‌ی بی‌بی‌سی نام برد. وی در این مصاحبه گفته است که از تمام ابزارهای موجود برای بازگرداندن رکسانا صابری بهره خواهد گرفت. در همین رابطه، بیش از 10 هزار نفر از مردم دنیا، نامه‌یی را برای آزادی رکسانا صابری امضا کرده‌اند و خواستار آزادی او شده‌اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2009/4/6ساعت 17:8  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

 

فعالان حقوق بشر در ایران

حکم 3 سال زندان محمد احسانی از متهمان پرونده‌ی موسم به براندازی نرم در دادگاه تجدید نظر تایید شد

محمد احسانی، فیلمساز ۳۴ ساله‌ی آذری است و یکی از چهار متهم پرونده براندازی نرم است که پیش از این در دادگاه بدوی که در شعبه‌ی 15 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی برگزار شده بود، به 3 سال زندان محکوم شده بود. حکم دادگاه بدوی با اعتراض وی و وکیل‌ تسخیری‌اش مواجه شده بود. بعد از دو ماه و نیم حکم دادگاه تجدیدنظر در تاریخ 28 اسفند ماه 1387 تایید شده و روز گذشته به وکیل وی ابلاغ شده است.

محمد احسانی، فیلم‌ساز و مستندساز ایرانی است که حدود 9 ماه قبل بعد از بازگشت به ایران بازداشت و روانه‌یبند 209 زندان اوین شد. وی به مدت 2 ماه در سلول انفرادی و 6 ماه در بند عمومی زندان اوین تحت بازجویی قرار داشت. در حدود 3 ماه قبل وی در زمانی که در بند 209 زندان اوین بود در شعبه 15 دادگاه انقلاب محکمه و به 3 سال زندان محکوم شد.

بنابر گزارش‌های دریافتی سه متهم دیگر این پرونده؛ حکم آرش و کامیار اعلایی و خانم سیلویا هارتونیان نیز در دادگاه تجدید نظر تایید شده است و در طی هفته‌ی آتی این حکم به آنان نیز ابلاغ خواهد شد. آرش و کامیار اعلایی دو پزشک ایرانی هستند که به 3 و 6 سال زندان محکوم شده‌اند.سیلویا هارتونیان؛ یک زن33 ساله ایرانی - ارمنی است. وی برای سازمان بین المللی آریکس در حوزه روشهای زایمان در ایران کار می کرده است.

+ نوشته شده در  2009/4/6ساعت 17:7  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

 

 

کميته گزارشگران حقوق بشر

ماده 3 اعلاميه جهاني حقوق بشر اعلام داشته: <هر فرد از حق زندگي، آزادي و امنيت شخصي برخوردار است> درگذشت دو زندانی سیاسی به فاصله کمتر از دو هفته در زندان های ایران، نشان از آن دارد که دستگاه قضایی و مدیریت زندان، هرگز تمهیدات لازم را برای حفظ جان زندانی در زندان نیاندیشیده اند.

امیرحسین حشمت ساران، و امیدرضا میرصیافی، دو زندانی سیاسی که در زندان های رجایی شهر و اوین، جان باختند،


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2009/4/5ساعت 15:57  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

 

 

خبرگزاری دیدبان حقوق بشر کردستان

یک فعال حقوق بشر کرداهل شهرستان سقز به نام محی الدین آزادی توسط نیرو های امنیتی در شهرستان سنندج بازداشت شد.

محی الدین آزادی فعال حقوق بشر حدود 2 هفته پیش توسط نیروهای امنیتی بازداشت و همرا وسایل شخصی از جمله کیس کامپیتور به اداره اطلاعات شهرستان سنندج انتقال داده شد.وی دو روز گذشته به زندان مرکزی سنندج انتقال یافت .از اتهامات نامبرده هیچ اطلاعی در دست نیست.

محی الدین آزادی از اعضای فعال سازمان حقوق بشر کردستان بود که سابقا با این سازمان همکاری میکرد.

یکشنبه 16فروردین ماه 1387

+ نوشته شده در  2009/4/5ساعت 15:56  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

 

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران

دستگیری اعضای خانواده زندانی سیاسی محمد نیکبخت در زندان اصفهان

بنابه گزارشات رسیده از زندان مرکزی اصفهان (دستگرد)،صبح روز یکشنبه 16 فروردین ماه مادر و خواهر زندانی سیاسی محمد نیک بخت هنگام مراجعه به زندان جهت ملاقات با عزیزشان دستگیر و به نقطه نامعلومی انتقال داده شدند.
صبح روز یکشنبه 16 فرودین ماه طبق روال معمول همیشگی خانواده زندانی سیاسی محمد نیک بخت برای ملاقات با فرزندشان به زندان مرکزی اصفهان مراجعه نمودند. آنها پس از یادشت اسامی خود در لیست افراد ملاقات کننده در انتظار ملاقت با عزیز خود بسر می بردند ، که ناگهان توسط 2 مامور حفاظت و اطلاعات زندان اصفهان به نامهای بنائی و گرجی به سمت این خانواده حمله ور شدند و آنها را با اهانت و ضرب و شتم دستگیر کردند. این خانواده از رفتار و برخورد آنها مات و مبهوت بودند و نسبت به این برخورد غیر انسانی اعتراض نمودند و خواستار علت این برخورد شدند.
بنائی و کرجی در جواب به این خانواده گفت : اداره اطلاعات اصفهان به ما دستور داده است که شما را دستگیر کنیم . این برخورد وحشیانه در مقابل چشمان تعداد زیادی از خانواده ها ی زندانیان که در انتظار ملاقات بودند روی داد.
اسامی اعضای خانواده زندانی سیاسی که امروز دستگیر شدند به قرار زیر می باشد: خانم منیژه شفاعت 60 ساله مادر زندانی سیاسی محمد نیک بخت و خانم رقیه نیک بخت دانشجوی رشته صنایع خواهر زندانی سیاسی محمد نیک بخت می باشند.
بنائی و گرجی از مسئولین حفاظت و اطلاعات زندان اصفهان هستند و از شکنجه گران شناخته شده این زندان می باشند که در گزارشهای قبلی به اعمال و رفتار وحشیانه این افراد نسبت به زندانیان بی دفاع اشاره شده بود.
دستگیری این خانواده برای وارد کردن فشارهای روحی علیه زندانی سیاسی محمد نیک بخت صورت گرفته است و این یکی از شیوه های غیر انسانی است که وزارت اطلاعات علیه زندانیان سیاسی بکار می برد.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، دستگیری مادر پیر و خواهر این زندانی سیاسی را محکوم می کند و از سازمانهای حقوق بشری بخصوص کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد خواستار دخالت برای آزادی فوری این خانواده و پایان دادن به فشارها علیه خانواده های زندانیان سیاسی در ایران است .

16 فروردین ماه برابر با 05 آپریل 2009
گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر

+ نوشته شده در  2009/4/5ساعت 15:54  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

 
 

کوروش گلنام
آدینه 14 فروردین 1388 ـ 3 آپریل 2009

سر انجام هم میهن گرامی ای بنام علی کلائی پا پیش نهاده و به نقد و انتقاد جنبش ملی ما هستیم پرداخته است. پیش از من، هم میهن گرامی دیگری، پریش پاهکین، پاسخ درخوری به این نوشته داده است و بر نکته های درستی انگشت نهاده است. بنا بر این من به آن نکته ها نپرداخته مگر با اشاره ای گذرا.
ولی گذشته از پاسخ درستی که پریش پاهکین، که نگارنده کمترین شناخت و آشنایی نیز با ایشان ندارم، به آن داده است، من در این جا از دید خود، نکته های دیگری را یادآور می شوم:
1 ـ نخست از اینکه ایشان دلیری کرده و پا به میدان نهاده است وبا جنبش ما هستیم از دید یک مخالف بر خورد کرده اند، باید ایشان را تحسین کرده و سپاس گزاری نموداگر چه به راستی نتوانسته اند برخوردی درست و راستین با جنبش ما هستیم داشته باشندودیدگاه هایی بیان کرده اندکه در همآن گذشته ها سیر کرده، ژرفایی نداشته و جز ردیف کردن مشتی داده های کلیشه ای حقیقتن سوخته، چیزی برای ارائه به خواننده نداشته اند.
2 ـ من از بند پایانی نوشته آغاز کرده و این بخش نوشته ایشان را، بی دگرگونی و با همآن کمبودهای فنی/انشایی آن، اینجا می آورم تا در دنباله به دیگر نکته ها بپردازم:
"اما مقصر کيست ؟ به نظر می رسد مقصر مدعيان حضور و فعاليت اجتماعی است که با خالی کردن عرصه زمينه ساز چنين انحرافات سياسی ای هستند . مدعيان و به قول معروف دم کلفت های سياسی اپوزسيون ايرانی که به حرف خود پايند نيستند و مرد عرصه سخن اند و نه عمل . آرمان گرايان ديروز که امروز نشستگانند در حقيقت مقصر ايجاد موجهايی از قبيل ما هستيم يا موج هخا و هخا ها هستند.
به نظر می رسد اين خلا اجتماعی فضای خوبی را برای اينگونه موجها فراهم آورده است . اما بايد متوجه بود و با روشنگری توده ها و انجام رسالت روشنفکری به اينگونه انحرافات پايان داد." مقاله ماهستیم، بی عملی ومشکلات خلقیات ایرانی، علی کلایی، سایت گویا، سه شنبه 13 فروردین 1388 (به تیتر مقاله نیز توجه بفرمایید که آن نیز بسیار گویا است)(1)
همین چند جمله، خود هم بسیار روشنگراست وهم بسیار پرسش بر انگیز. مثلن روشن نیست این به قول ایشان"دم کلفت های اپوزیسیون" چرا سی سال عرصه را خالی کرده اند و "به حرف خود پابند نیستندو مرد عرصه سخن اند و نه عمل"!؟
ـ اتفاقن اگر نکته درستی در این نوشته باشد، یکی همین نکته است. این نگارنده نیز سال ها است که نخستین ایرادش به اپوزیسیون همین بوده است و لی نه به این شکل وبا ادبیاتی که ایشان به کار می برند. بارها از دوستان گوناگونی درخواست شد که اپوزیسیون خود را تنها سرگرم به کنفرانس، نشست و امروز نشست های هر روز بیشتر پالتاکی نکند زیرا اگر چه همه این کارها در جای خود می تواند سودمند باشد ولی چنان چه این تلاش هابه کوشش های عملی نیانجامیده و تنها در سخن و در بیانیه گردهم آیی ها باقی بماند به جایی نخواهد رسید که شوربختانه گوش شنوایی نبود و هنوز نیز در میان این گروه از هم میهنان نیست و همه ما امروز پایان بی بهره این شیوه کار را به چشم خود می بینیم.
ـ از سویی دیگر، مقایسه جنبش ملی ما هستیم با یک جریان موهوم وبی ریشه ای بنام هخا، خود گویای میزان شناخت و شیوه های سنجش منتقد است و نشان می دهد که نویسنده مقاله، نه درک درستی از گرفتاری ها در ایران و نه از جنبش ما هستیم دارد. از سویی می گوید و می پذیرد که جنبش ملی ما هستیم"در چند ساله اخير نفوذ بسياری را در ميان توده های ايرانی داشته است" و از سوی دیگر آن را با یک جریان موهوم چون هخا که پس از کوتاه مدتی اثری از آن بر جای نماند و به زودی روشن شد که هیچ ریشه ای نداشته وفریبی بیش نبوده است، یکی می داند و خود متوجه نیست که چگونه به درک وفهم مردمی که چنین به پشتیبانی از این جنبش ملی ما هستیم بر خواسته اند، توهین می کند.
بنا بر این از دید ایشان جنبش ملی ما هستیم هم موجی است که به زودی خواهد گذشت! از این اندازه درک و چنین ارزیابی ای نباید شگفت زده شد زیرا کسی که حتا نمی داند که از عمر این جنبش تنها بیش از ده ماه واندی نمی گذرد و از "حرکت ما هستیم در چند ساله اخیر خود" سخن می گوید، نمی توان چشم داشتی بیش از این داشت. این یکی از همآن گرفتاری هایی است که ما همیشه با آن دست به گریبان بوده ایم. مثلن می خواهیم دست به نقد و انتقاد از چیزی بزنیم، حتا زحمت آن را نمی کشیم که آن چه را که می خواهیم به نقدو انتقاد از آن بپردازیم درست خوانده یا ارزیابی کرده و مشخصات آن را درست درک کرده و متوجه شویم که در باره چه چیزی می خواهیم قلم زده و یا گفت وگو کنیم. جمله هایی را از این جا و آن جا به هم می دوزیم که البته پناه گرفتن در سایه سخنان بزرگان از پیش پا افتاده ترین شیوه ها است و می خواهیم با گفتار آنان، بی برابری دادن و سنجیدن آن با زمان موجود، دیدگاه های خود را توجیه کرده، سخنی گفته باشیم.
2 ـ اندرز ایشان در آخرین جمله مقاله به خواننده این است:
"اما بايد متوجه بود و با روشنگری توده ها و انجام رسالت روشنفکری به اينگونه انحرافات پايان داد."
سی سال نتوانسته اید این کار را بکنید، لطفن از هم اکنون آغاز کنید که دیر نشود چون جنبش ملی ما هستیم چون سیلی خروشان به حرکت درآمده و پایه های شیادی، خرافه، دروغ، بی اخلاقی، بی هویتی، نا امیدی، هراس، دوری و جدایی از یکدیگر، سرگردانی، ندانم کاری و... را یکی پس از دیگری در هم می شکند. پر شتاب به پیش می رود و هر روز مردم را بیشتر آگاه، هم گام و هم نوا می نماید. شما نیز بایدشتاب فراوانی به کار ببرید وگر نه بازهم کلایتان پس معرکه است. من به سهم خود چشم براه شنیدن خبرهای خوب برنامه ریزی های درست و پیشرفت های شما در راه رهایی مردم ایران از چنگال اختاپوسی بنام جمهوری اسلامی هستم و با اجازه از سوی همه هواداران و کوشندگان جنبش ملی ما هستیم از هم اکنون به شما قول می دهم که اگر گام هایی درست در راه رهایی وآزادی مردم ایران بر دارید، ما از جمله نخسین پشتیبانان شما خواهیم بود. بفرمایید دوست و هم میهن گرامی "بیاور آن چه داری ز مردی و زور" که جاده باز ومیدان فراخ است. به گفته خود شما تا کی می خواهید حرف بزنید و عمل نکنید؟
3 ـ از سوی دیگر این هم میهن که تیتر آن چنانی مقاله اش از"مشکلات خلقیات ایرانی" می گوید، به مهمترین زمینه کار جنبش ما هستیم در برخورد باهمین"مشکلات خلقیات ایرانی" که "کاری فرهنگی" است ودر بر گیرنده برخورد درست با نارسایی ها، کمبودها وباور به خرافه ها و آیین های دست و پا گیر و زیان بخش که سبب شد تا مشتی ملای سود جو ونیرنگ باز بتوانند چنین بر زندگی وهستی مردم چنگ بیاندازند، کمترین اشاره ای نداشته است. مخالف منصفی نیست وجز اعتراف به نفوذ فراوان این جنبش در میان مردم که آن را هم به این انگیزه بیان کرده است که به عنوان یک سستی و ندانم کاری مردم از آن نام ببرد، کمترین جنبه مثبتی در این جنبش ندیده است! ولی تا بخواهیدبه بیراهه زده است ومسئله رهبری و شخصی شهرام همایون را پرچم نموده است. همه می دانند که شهرام همایون سخن گو و همآهنگ کننده این جنبش است و خود بارها و بارها گفته است که اصولن نه خواسته و نه توانایی رهبر شدن را دارد. گذشته از آن این جنبش از دیدگاه های یک شورایی برخوردار بوده و خود مردم نیز نقش و همکاری گسترده ای در پیش برد شیوه های مبارزاتی آن را بر دوش گرفته اند. جناب همایون، خود هم زبانی گویا وهم توانایی پاسخ گویی مناسب به تهمت ها را دارد ولی آنچه به این هم میهن گرامی باید یاد آور شد این است که اگر شهرام همایون بخواهد حقیقتن می تواند او را به سبب تهمت های بی سند و مدرکی که زده است، به دادگاه کشانده تا هم درسی به او داده باشد و هم راه مبارزه با "مشکلات خلقیات ایرانی" را هموار تر کرده باشد. این هم میهن گرامی به این تهمت سنگین خود توجه بفرماید:
"...اما آيا اين مثلا جنبش امری حقيقی است يا تحميل رسانه ای است که ساخت امپرياليستی بر اساس مطامع خود و برای منحرف سازی جنبش دموکراسی خواهی در ايران تدارک ديده است ؟"
"ساخت امپریالیستی"! آقای یزرگوار، می توانید در برابر تهمتی که می زنیدسندی ارائه دهید؟ شما با این شیوه می خواهید"مشکلات خلقیات ایرانی" را از سر راه بر داشته و درست کنید؟
به این جمله ها هم دقت بفرما:
ما هستيم حرکتی صوری بر مبنای خطاهای اخلاق و منش ايرانی است. حرکتی که در واقع بار ديگر تقويت کننده اين نظريه است که ارتجاع جاده صاف کن امپرياليسم است."
خود درک می کنید که چه نوشته اید و چگونه با این جمله های درهم وبی مبنا، تهمت می زنید؟ بهتر این نیست که شما دگرگونی را نخست در خود به وجود آورده و دست کم آن چیزی را که می خواهید به انتقاد بگیرید درست درک کنید و دریابید؟
این هم میهن، اصولن پیام این جنبش را نگرفته و نخواسته است که بگیرد. توجه نکرده است که مردم از قشرهای گوناگون با باورهای گوناگون، ازچپ وراست، سکولار ولائیک و .. در این جنبش شرکت داشته و هر روز بر شمار آنان نیز افزوده می شود. خواست اصلی این جنبش بر قراری یک حکومت مردمی و دست یافتن به آزادی و دموکراسی است. بارها گفته شده است و برای آن که اندک درکی دارد، فهمیدنش سخت نیست که شکل حکومت ها مهم نیست که درون مایه آنها و شیوه و روش کار وپایبندی آن ها به قانون و سروری و آزادی مردم مهم است. مگر "جمهوری" اسلامی و یا جمهوری های در لیبی و سوریه هم خوانی ای با جمهوری دارندو یا حکومت سلطنتی در سوئد و نروژ جزء بهترین ها از دید پایبندی خود بر دموکراسی وقانون در جهان امروز نیستند؟
یکی از گرفتاری های دیگر بزرگ مردم ایران باور به خرافه های مذهبی بوده است که خوشبختانه امروز می رود که از ریشه کنده شود واین جنبش از کوشندگان راستین در این زمینه بوده است. کاری که پایه های این حکومت ننگ ونیرنگ را به لرزش در آورده است. تجربه های سی ساله مردم از رفتار ضد انسانی ملایان حاکم با آنان، با وجود همه درد ها و رنج ها ولی زمینه های شناختی یسیار بهتر، ژرف تر و روشن تر را برای دست بابی به دگرگونی های بنیادی و اساسی در اندیشه مردم و ساخت جامعه آینده ایران فراهم آورده است. این امری است که شوربختانه کسانی چون هم میهن منتقد نمی توانند درست آن را ارزیابی کرده و درک کنند و هم چنان در دنیای سی سال پیش خود سیر و سفر می کنند. جنبش ملی ما هستیم در پیش برد و ژرفنا دادن به این درک و تجربه، سهم ونقش بزرگی داشته و در آینده نیز خواهد داشت.
هم میهن گرامی، در یک جمله بگویم که شما با نگاه دیروز، امروز را می بینید وارزیابی می کنید. تا چنین می کنید نه خود به جایی می رسید و نه آماده اید که پیشرفت و کار درست دیگران را پذیرفته و با آن همراهی کنید.

+ نوشته شده در  2009/4/4ساعت 18:43  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

 

 

ممنوع الملاقات شدن یک زندانی سیاسی در بوکان ، آژانس خبری موکریان
سرویس حقوق بشر:

یک زندانی سیاسی کرد به نام کاوه احمدزاده ، بیش از 3 هفته است ممنوع الملاقات می باشد.

احمدزاده حدود 7 ماه پیش توسط نیروهای امنیتی در بوکان بازداشت و به اتهام همکاری با یکی از احزاب مخالف نظام به دو سال زندان محکوم شد. وی
هم اکنون در زندان بوکان تحمل حبس می نماید.

گفتنی است پیش از این نیز با درخواست مرخصی نامبرده به مناسبت سال نو ، مخالفت شده بود.


+ نوشته شده در  2009/4/4ساعت 18:42  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

                                                                                               فرزاداهوازی/سایت گزارشگران

 خانم " مرضیه امیری زاده" طی تماس تلفنی با خانواده خود در مورخه ۸ فروردین ۱۳۸۸ ( ۲۸ مارچ ۲۰۰۹) ضمن وخیم توصیف كردن وضعیت جسمی و روحی خود اعلام داشت كه بر اثر عفونت دچار تب شدیدی شده و نیاز مبرم به دكتر دارد و در آخرین جمله اش گفته بود" من در اینجا در حال مرگ هستم ".
***
شبكه خبر مسیحیان فارسی زبان: دو تن از مسیحیان فارسی زبان بنامهای، خانمها " مرضیه امیری زاده " ۳۰ ساله و " مریم رستم پور " ۲۷ ساله، كه در تاریخ ۱۵ اسفند ماه ۱۳۸۷ ( ۵ مارچ ۲۰۰۹) توسط مامورین امنیتی بازداشت شدند با گذشت نزدیك به یك ماه در وضعیتی دشوار همچنان در زندان اوین بسر می برند.تعدادی از افراد لباس شخصی بهمراه تنی چند از ماموران امنیتی در تاریخ فوق با هجوم به آپارتمان مشترك محل اقامت این هموطنان مسیحی، ضمن بازداشت آنان، اتاقهایشان را مورد بازرسی و تفتیش قرار داده و سپس تعدادی از متعلقات شخص آنان را ضبط نموده و با خود بردند.این گزارش حاكی است ، ماموران به جهت انجام پاره ایی از تحقیقات آنان را به ستاد امنیتی شماره ۱۳۷ گیشا واقع در غرب تهران برده و سپس به بازداشتگاه وزراء شعبه ۲ دادگاه انقلاب بخش امنیت ملی انتقال دادند.، كه در آنجا این نوكیشان مسیحی بدفعات مورد بازجویی های طولانی و زیر فشارهای شدید روحی قرار داشتند.

+ نوشته شده در  2009/4/2ساعت 17:11  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

 گزارش دریافتی: صبح روز سه شنبه، 11 فروردین 1388، آقای بروجردی در درمانگاه زندان مرکزی یزد با اهانتهای شدید و برخوردهای غیر انسانی مسئولین مربوطه از جمله آقای دکتر ولی زارع، مواجه شدند و این در حالی است که بی ادبی و سرزنش اعتقادی و آزار بیماران، بر خلاف تعهدات صنفی و وجدانی پزشکان می باشد. در ایران پزشکان معتمد و بشر دوست مانند دکتر حسام فیروزی تحت بازداشت قرار دارند و پزشکان بدون مرز نیز مجاز به عیادت از زندانیان عقیدتی و سیاسی نیستند، لذا پزشکانی که مصداق "المامور و معذور" می باشند، جولان یافته و به خود اجازه می دهند تا نمک به زخم بیماران بی پناه و اسیر استبداد بپاشند. لازم به توضیح است که آقای قاسم علیزاده، ریاست زندان مرکزی یزد، هر گونه مسئولیتی را از خود سلب نموده و مدعی است که به امر آقای محسنی اژه ای، مامور است تا آقای بروجردی را تحت انواع فشارهای روحی و جسمی قرار دهد و مانع از درمان آقای بروجردی و ارسال دارو به ایشان شود تا این پیشوای مخالف دین سیاسی مجبور به مصالحه و سازش با حکومت شود.

+ نوشته شده در  2009/4/2ساعت 17:9  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

باگرفتن دووکیل سرشناس بین المللی:

امین موحدی درایالات متحده امریکاجنایات علیه خانواده اش رابه دادگاه می برد

براساس اخبارواصله ازایالات متحده امریکا روزنامه نگارافشاگر ایرانی امین موحدی علیه کسانی که بگفته اودرسالهای


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2009/3/30ساعت 18:17  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

تبریک به جنبش ما هستیم

کانال یک صدای جنبش ملی ما هستیم ۲۴ ساعته شد

فرکانس کانال یک

FER:۱۱۵۶۶

SYMB:۲۷۵۰۰

HORIZONTAL

نام جدید کانال یک بر روی هاتبرد به

صورت EZY TLE SHOP CH می باشد.

+ نوشته شده در  2009/3/30ساعت 17:50  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

 

تغییر برای برابری: اطلاعات دریافتی از خانواده های 12 نفر از اعضای کمپین و مادران صلح که امروز بازداشت شده اند حاکی از آن است که قاضی متین راسخ، با تفهیم اتهام اخلال در نظم عمومی و تشویش اذهان برای این افراد قرار کفالت 50 میلیون تومانی صادر کرده و تمامی بازداشت شدگان پس از بازجویی در کلانتری نیلوفر به زندان اوین منتقل شده اند.

بازداشت شدگان که طی تماس تلفنی با خانواده های خود این موضوع را به اطلاع ایشان رسانده اند، گفته اند قرار کفالت تنها با فیش کارمندی پذیرفته خواهد شد، اما مدت کوتاهی پس از این تماس قاضی پرونده، شعبه یکم بازپرسی ویژه امنیت واقع در جنب زندان اوین را ترک کرده است.

خانواده های بازداشت شدگان که تا آخرین ساعات پنچ شنبه در مقابل کلانتری های گلوبندک، نیلوفر، بازداشتگاه وزرا و زندان اوین سرگردان بوده اند همچنین می گویند که فرصت چندانی برای پیدا کردن ضامن کارمند نداشته و با توجه به تعطیلی آخر هفته درعمل گونه پیگیری تا شنبه بی نتیجه خواهد بود.

خدیجه مقدم، دلارام علی، لیلا نظری، محبوبه کرمی، فرخنده احتسابیان، بهارا بهروان، علی عبدی، امیر رشیدی، محمد شوراب، آرش نصیری اقبالی از اعضای کمپین یک میلیون امضا و همچنین شهلا فروزانفر، ثریا یوسفی از مادران صلح ظهر روز پنچ شنبه ششم فروردین، پیش از آن که موفق به دیدار نوروزی باخانواده های برخی از زندانیان و خانواده دکتر زهرا بنی یعقوب شوند بازداشت شده اند

+ نوشته شده در  2009/3/27ساعت 19:30  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   |