تبليغاتX
کمیته بحران زندانیان سیاسی
 

 

 

کمیته گزارشگران حقوق بشر: در حالی که پس از 40 روز بی خبری از عبدالله مومنی، وی سرانجام در روز دوشنبه، 23 شهریور ماه 1388، در پنجمین دادگاه متهمان حوادث پس از انتخابات، حاضر و در دادگاهی غیر قانونی بدون حضور وکیل مانند دیگر بازداشت شدگان به اعتراف وا داشته شد، روز دوشنبه 30 شهریور ماه از حق ملاقات با خانواده خود محروم گشت.

پیش از این، قرار بر این بود که دکتر شریف وکالت مومنی را عهده دار شود اما وی موفق به این امر نشد. او در گفت و گو با کمیته گزارشگران حقوق بشر گفت: "در طول مراجعات پی در پی٬ پرونده از دفتر دادستانی به دادیاری ارجاع نمی شد و پس ار ارجاع، وکالت نامه ها را گرفتند اما چند روز قبل از تشکیل دادگاه، وکالت نامه را همراه با نامه ای از آقای مومنی مبنی بر اینکه به وکیل نیاز ندارد مسترد کردند."

بر همین اساس، عبدالله مومنی در هنگام حضور در دادگاه حتی وکیل تسخیری نداشت و تنها به اعتراف پرداخت و از خود دفاعی نکرد.

به گفته محمد شریف: "مطالبی را که به عنوان اتهام مطرح کرده اند از حقوق قانونی هر انسانی است و نمی تواند دلیلی برای بازداشت یا محاکمه آقای مومنی باشد."

وی همچنین افزود: "حضور در دادگاه شرایطی دارد که بدیهی ترین آن مطالعه پرونده و ملاقات با موکل است و وکیل حتی اگر از موکل خود امضا هم داشته باشد، حضور وی در دادگاه بدون مطالعه پرونده موضوعیتش را از دست می دهد."

دکتر شریف، دادگاه را غیرقانونی دانست و گفت: "ما در آیین دادرسی کیفر خواست عمومی و خصوصی نداریم."

محمد شریف معتقد است با وجود پیگیری های پیاپی و عدم دریافت پاسخ، می توان امیدوار بود که عبدالله مومنی به قید وثیقه آزاد و در خارج از شرایط زندان، به پرونده وی رسیدگی شود.

فاطمه آدينه وند، همسر عبدالله مومنی نیز می گوید: "وقتی پس از 40 روز بی خبری در ملاقاتی از او در مورد وثیقه پرسیدیم و گفتیم تا چند روز دیگر باید به خاطر تدریس به مدرسه برگردی، عبدالله پاسخ داد که هنوز از آزادی خبری نیست."


کميته گزارشگران حقوق بشر
+ نوشته شده در 2009/9/22ساعت 10:58 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 

بنابه گزارشات رسیده خانواده های دستگیر شدگان 27 شهریور و دستگیریهای اخیر در مقابل دادگاه انقلاب و زندان اوین اقدام به برگزاری تجمع اعتراضی نمودند و خواستار آگاهی یافتن از وضعیت عزیزانشان و آزادی فوری آنها شدند.

روز سه شنبه 31 شهريور حدود 80 نفر از خانواده هاي بازداشت شده ها از ساعت 8:30 صبح در مقابل دادگاه انقلاب تجمع كردند و خواهان پاسخگويي مسئولين در مورد بازداشت عزيزانشان و مكان نگهداري آنها بودند.

خانواده هاي بازداشت شده هاي روز جمعه 27 شهریور كه نمي دانستند با كدام شعبه بايد تماس بگيرند هنگامي كه از كاركنان دادگاه انقلاب سوال مي كردند در جواب به آنها مي گفتند استعلام رايانه اي بگيريد در صورتي كه نام بازداشتي تاييد شود آنوقت متوجه مي شويد كه با كدام شعبه بايد تماس بگيريد كه همچنان نام هيچ يك از آنها در كامپيوتر دادگاه انقلاب ثبت نشده است و خانواده ها در سرگرداني و بلاتكليفي بسر مي برند .
تعدادي از خانواده ها اعتراض مي كردند كه بعد از 24 ساعت بايد به بازداشتي تفهيم اتهام شود و او بايد با خانواده خود تماس بگيرد شما قوانين خودتان را هم زير سوال مي بريد؟ ما بايد از چه كسي بپرسيم كه عزيزانمان به چه جرمي بازداشت شده اند ؟ به كجا برده شده اند؟
كاركنان دادگاه انقلاب با برخوردی غیر انسانی به آنها مي گفتند: چنين قانوني در مورد بازداشتي هاي امنيتي وجود ندارد.خيلي نگران هستيد به اداره پيگيري اطلاعات مراجعه كنيد صداي اعتراض خانواده ها بالا رفت كه شما اينجاييد كه به ما جواب بدهيد نه اينكه ما را به اين طرف و آن طرف پاس بدهيد .البته نام عده اي از بازداشت شده ها در اداره پيگيري اطلاعات تاييد شده است
از طرفي حدود 40 نفر از خانواده بازداشت شده ها نيز در مقابل بخش اداري زندان اوين تجمع كردند و خواهان اطلاع یافتن از مكان نگهداري عزيزانشان بودند كه ماموران مانع ايستادن آنها در مقابل بخش اداري شدند و آنها را مجبور به ايستادن در زير پل كردند .درخواست خانواده ها اين بود كه فقط به آنها بگويند عزيزانشان به زندان اوين منتقل شده يا نه تا بتوانند براي آنها لباس و وسايل مورد نياز را بياورند كه هيچ كس جوابگوي آنها نبود و ماموران به آنها مي گفتند برويد اينجا نايستيد.

لیست اسامي تعدادي از بازداشت شدگان روز جمعه 28 شهریور برای ارسال به سازمانهای حقوق بشری و اطلاع عموم انتشار می یابد.

1- محمد مهدي كمالي 19 ساله دانشجوي كامپيوتردر فلسطين بازداشت شده
2- حامد حسينيان 28 ساله شغل آزاد در وليعصر بازداشت شده
3- علي اميني طبري 24 ساله دانشجوي حسابداري
4- فرهاد رمضاني 27 ساله ليسانس مديريت اجرايي در انقلاب بازداشت شده
5- هومن اسماعيل پور 30 ساله كارمند در خيابان طالقاني بازداشت شده
6- سعيد صدري 28 ساله در ونك بازداشت شده
7- محمد عباسي 25 ساله ليسانس بازرگاني در انقلاب بازداشت شده
8- كيانوش بختياري 20 ساله دانشجو در ونك بازداشت شده
9- صادق هاشمي 29 ساله در هفت تير بازداشت شده
10- حسين محمدي پور 27 ساله در ونك بازداشت شده
11- آرمان حسن زاده 20 ساله در وليعصر بازداشت شده

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،خواستار آزادی فوری و بی قید وشرط زندانیان سیاسی در ایران است و دبیر کل و کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل خواستار اقدامات عملی برای آزادی زندانیان سیاسی در ایران است.

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
31 شهریور 1388 برابر با 22 سبتامبر 2009
گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
دفتر دبیرکل سازمان ملل
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر

+ نوشته شده در 2009/9/22ساعت 10:56 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 

بنابه گزارشات رسیده ،مامورین وزارت اطلاعات با یورش به محل کار آقای جواد لاری از بازاریان بازار تهران او را دستگیر و به بند 209 زندان اوین منتقل کردند.
آقای جواد لاری حدودا 51 ساله روز چهارشنبه 25 شهریور ماه ،با یورش مامورین وزارت اطلاعات به محل کار ایشان در بازار تهران وی را دستگیر کردند.مامورین وزارت اطلاعات محل کارش را بازرسی کردند و دفتر تلفن او را ضبط کردند.
سپس آنهاهمراه با آقای لاری به منزل شخصی اش مراجعه کردند و تمامی نقاط خانه را مورد بازرسی قرار دادند.آنها در حین بازرسی وسائل را پخش می کردند و به عمد آنها را تخریب می کردند.مامورین وزارت اطلاعات مقداری زیادی از وسائل شخصی خانواده را ضبط کردند و با خود بردند از جملۀ آنها ؛ مدارک شناسائی،دست چکها،آلبوم عکس خانوادگی،دفترچه تلفن،دست نوشته ها،کتاب و سی دی و موارد دیگر .
مامورین وزارت اطلاعات از تمامی نقاط خانه فیلم برداری کردند و همچنین از اعضای خانواده اش اقدام به فیلم برداری نمودند.
پس از بازرسی که چند ساعت بطول انجامید .آقای لاری را همراه با وسائل شخصی اش به بند 209 زندان اوین منتقل کردند.
علت دستگیری او را هنوز به خانواده اش اعلام نکردند.از زمان دستگیری تا به حال از وضعیت و شرایط او هیچ خبری در دست نیست.
لازم به یادآوری است که آقای جواد لاری از زندانیان سیاسی دهۀ 60 می باشد و بیش از 4 سال را در زندانهای ولی فقیه بسر برد در طی مدت بازداشتش او تحت شکنجه های جسمی و روحی قرار داشت.
قبل از آقای لاری یکی از بازاریان شناخته شده بازار تهران بنام آقای محسن دکمه چی دستگیر شده بود که از وضعیت و شرایط او هیچ خبری در دست نیست.
تهدیدات و دستگیریهای اخیر باعث خشم و انزجار اکثر بازاریان، بازار تهران شده است واین اعمال غیر انسانی را به عنوان تعدی و اهانت به بازاریان می دادنند. گفته می شود که در صورت عدم آزادی فوری همکارانشان آنها قصد دارند که به اقدامات اعتراضی دست بزنند.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، یورش به بازاریان تهران و دستگیری و انتقال آنها به بند 209 زندان اوین را محکوم می کند و از دبیر کل و کمیسر عالی حقوق بشر خواستار اقدامات عملی و عاجل برای پایان دادن به سرکوب اقشار مختلف جامعه در ایران است.

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
31 شهریور 1388 برابر با 22 سبتامبر 2009
گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
دفتر دبیرکل سازمان ملل
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر

+ نوشته شده در 2009/9/22ساعت 10:54 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 


خبرنامه امیرکبیر  : شبنم مددزاده، نایب دبیر شورای تهران دفتر تحكیم وحدت و دبیر سیاسی انجمن اسلامی دانشگاه تربیت معلم تهران كه هم اكنون بیش از 7 ماه است در بازداشت موقت به سر می برد، به بند مجرمین خطرناک منتقل شده است.
 
به گزارش خبرنامه امیرکبیر مددزاده به همراه 5 زندانی زن دیگر از جمله شیوا نظر آهاری و مهسا نادری از سه روز پیش به بندی موسوم به بند متادون كه ويژه نگهداری مجرمین خطرناك است، منتقل شده اند.
 
این مسئله اگرچه با اعتراض شدید مددزاده و هم بندانش همراه بود اما هیچ دلیل قانونی دال بر انتقال آن ها به بند مذكور عنوان نشده است.
 
لازم به ذكر است كه بند متادون سابق بر این برای نگهداری افراد دارای اعتیاد شدید استفاده می شد كه هم اكنون به حالت نیمه متروكه در آمده است و از نظر وضعیت بهداشتی در بدترین وضعیت ممكن است. به طوری كه گرفتگی فاضلاب حمام و سرویس های بهداشتی و بوی گاز ناشی از آن باعث ایجاد حالت تهوع و خفگی شدید در شبنم مددزاده و دیگر زندانیان در این بند شده است.
 
دبیر سیاسی انجمن اسلامی دانشگاه تربیت معلم تهران در تماسی تلفنی با خانواده اش خبر از ممنوع الملاقات بودن خود نیز داد كه این مسئله با توجه به گذشت بیش از 4 ماه از پایان بازجویی ها و مرحله تحقیقات، عملی غیرقانونی است كه بنا بر روال سابق مسئولین زندان هیچ دلیل قانونی و قانع كننده ای برای آن ذكر نكرده اند.
 
شیوا نظر آهاری كه از بعد از انتخابات در بازداشت به سر می برد نیز در این بند در بازداشت است. پیش از این سایت کمیته گزارشگران حقوق بشر از صدور وثیقه 200 میلیونی برای آزادی شیوا نظرآهاری خبر داده بود.
 
گرچه صبح دیروز خانواده نظرآهاری قرار وثیقه ی 200 میلیونی را تامین كردند اما كماكان خبری از آزادی وی در دست نیست.
+ نوشته شده در 2009/9/22ساعت 10:54 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 

خبرگزاری هرانا : یکی از بازداشت شدگان روز قدس در رشت، پرده از رفتارهای نامناسب و ضرب و شتم متهمان توسط نیروی انتظامی برداشت.

به گزارش تحول خواهی، هادی رسایی - فرزند جمشید رسایی، عضو مشترک شاخه گیلان حزب مشارکت وسازمان مجاهدین و مسوول سابق آزادراه رشت - قزوین - که در تظاهرات اعتراضی روز قدس دستگیر شده یود، اعلام کرد:در 24 ساعتی که در بازداشت نیروی انتظامی بودم به طور ممرتب مرا مورد ضرب و شتم قرار می دادند. وی گفت: در این مدت با زنجیر به سرم ضربه می زدند، فندک روشن زیر ریش من قرار می دادند و در هنگام بازجویی و بعداز پرسیدن هر سوالی، به سرم ضربه می زدند.علاوه بر این ها پس از بازداشت بدون این که سوالی از من بپرسند چندین دقیقه به طور مداوم مرا موردضرب و شتم قرار دادند به گونه ای که در حال حاضر از ناحیه پای راست به شدت دچار آسیب دیدگی شده ام.

وی افزود: مسوول بازجویی وقتی فهمید که پدر من عضو حزب مشارکت ئ سازمان مجاهدین است به من گفت که تو را بیشتر از بقیه می زنم چون پدرت عضو این دو سازمان ضد انقلاب است.به پدرت هم بگو که چه کسی و چرا تو را کتک زده است--

گفتنی است هادی رسایی اکنون با حضور در پزشکی قانونی از افرادی که وی را مورد ضرب و شتم قرار داده بودند شکایت کرده است.

لازم به تذکر است که وی برادرزاده حمید رسایی نماینده اصول گرای مجلس هشتم است
+ نوشته شده در 2009/9/22ساعت 10:53 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 

بیمارستان ها مدارک پزشکی مصدومان اخیر را تحویل ندهند

قرارگاه ثارالله تهران در ابلاغیه ای با دو مهر "آنی" و "خیلی محرمانه"، به وزارت بهداشت و درمان پزشکی اعلام کرده که بیمارستان ها حق تحویل مدارک پزشکی مجروحان و مصدومان حوادث پس از انتخابات را به آنها ندارند.

در ابلاغیه قرارگاه ثارالله که سردارمحمد حجازي فرماندهی آن را بر عهده دارد و تصویر آن در انتهای این خبر قابل مشاهده است، تصریح شده: " تحویل اسناد و مدارک پزشکی به کلیه مجروحان و مصدومان حوادث اخیر ممنوع می باشد".

این ابلاغیه به تاریخ 28 تیرماه ارسال شده و به معاونت سلامت وزارت بهداشت دستور داده "ترتیبی اتخاذ گردد تا بیمارستان ها از تحویل هرگونه اسناد و مدارک به افراد مذکور خودداری نمایند."

دستور العمل سپاه، به امضای سرتیپ دوم پاسدارعلی خلیلی، معاون پشتیبانی و رییس کمیته بهداری قرارگاه ثارالله تهران، رسیده و در تاریخ 4 مردادماه از سوی وزارت بهداشت اعلام وصول شده است.

+ نوشته شده در 2009/9/22ساعت 10:52 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 
 

 

خبرگزاری هرانا : دبیر اسبق دفترتحکیم وحدت لرستان از سوی دادگاه انقلاب به اتهام اقدام علیه امنیت ملی به حبس محکوم شد.

به گزارش واحد دانشجویی مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران مسلم زمانی فعال سیاسی ،دبیر اسبق دفترتحکیم وحدت لرستان و عضو ستاد مهندس موسوی که به اتهام رهبری دستجات غیر قانونی جهت بر هم زدن امنیت کشور بازداشت شده بود و با قرار وثیقه 20 میلیونی تومانی به تازگی آزاد شده است روز گذشته مورخ 25/6/88 به شعبه یکم دادگاه انقلاب شهر خرم آباد احضار و حکم دادگاه به ایشان ابلاغ شد. طبق حکم صادره نامبرده به تحمل دو سال حبس تعلیق شده به مدت 5 سال محکوم شده است.

آقای زمانی به دلیل اینکه قاضی پرونده رئیس دادگاه های انقلاب استان بوده و همچنین نظر به وضعیت امنیتی شهرستان خرم آباد و همینطورعدم امکان برگزاری یک دادرسی عادلانه و نیز نبودن عدله کافی در دادنامه به حکم صادره اعتراض نکرده است.

لازم به ذکر است در دادنامه تنها به اقرار متهم ردیف دوم پرونده که در مواجهه حضوری در بازپرسی اقرار خویش را نیز تکذیب نموده اشاره شده است و هیچ مستند دیگری قید و ارائه نشده است

+ نوشته شده در 2009/9/17ساعت 12:0 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 
 
 

بنابه گزارشات رسیده از بند 4 زندان گوهردشت کرج، زندانی سیاسی افشین بایمانی با یورش مامورین حفاظت و اطلاعات  به سلولهای انفرادی  بند 1 معروف به بند آخر خطیها منتقل گردید.

در راستای موج جدید یورشها  فشارها ، اذیت و آزارها و محدودیتها علیه  زندانیان سیاسی بی دفاع  بند 4 زندان گوهردشت که بلا وقفه ادامه دارد. پاسداران حفاظت و اطلاعات ولی فقیه علی خامنه ای   به اعمال غیر انسانی خود علیه زندانیان سیاسی ادامه می دهند . روز سه شنبه 24 شهریور ماه با یورش مامورین حفاظت و اطلاعات به سلول زندانی سیاسی افشین بایمانی،  او را با رفتاری وحشیانه و غیر انسانی  از سلول خارج کردند و به سلولهای انفرادی( سگ دونی) بند 1 معروف به بند آخر خطیهامنتقل کردند. این یورش توسط کرمانی و نبی الله فرج نژاد رئیس  معاون حفاظت واطلاعات و تعدادی از پاسدارهای آنها صورت گرفت. کرمانی و فرجی نژاد از شکنجه گران قصی قلب و جنایتکاری هستند که زندانیان سیاسی و سایر زندانیان را هدف جنایتهای خود قرار میدهند.در حال حاضر آقای بهروز جاوید طهرانی و منصور اسالو در بند 1  بسر می برند که در روزهای اخیر شاهد درگیریهای خونین بود.

 زندانیان که به سلولهای انفرادی که پاسدار بندها به آنها سگ دونی می گویند منتقل می شوند تحت شکنجه های جسمی طاقت فرسایی قرار می گیرند که از جملۀ آنها ؛ شکنجه با انواع باتونها و همچنین باتون برقی برای مدت طولانی و بصورت متناوب، مدتها با دستبند از پشت و پابند در سلول رها کردند، 2 بار در طی 24 ساعت حق استفاده از سرویس بهداشتی ،به حداقل رساندن غذای زندانی ،عدم استحمام به مدت طولانی، از دارو و درمان محروم کردن زندانی ،قطع تمامی ارتباطات او با خانواده و موارد متعدد دیگر.

از طرفی دیگر زندانیان سیاسی را که در یک سلول هستند از هم جدا می کنند  و به حسینیه بند منتقل می کنند که تا به حال آقایان حمید و اصغر بنازاده را به حسینیه بند منتقل کردند و فشارها و تهدیدات علیه سایر  زندانیان سیاسی برای جدا کردن آنها شدت یافته است همچنین زندانی سیاسی منصور رادپور تحت فشار و تهدید قرار دارد که باید به حسینیه بند برود.حسینیه بند به هر لحاظی دارای شرایط بسیار بدی است که از جملۀ آنها ؛ چند برابر ظرفیت حسینیه زندانی در آن قرار داده اند و زندانی بصورت کتابی کنار هم استراحت می کنند و فضای تحرک از آنها سلب شده است،وضعیت بهداشتی آن اسف بار است و شپش و سایر جانوران در آن بی داد می کند و فاقد هرگونه امکانات است . زندانیان زمین خواب هستند و تعدادی  از آنها از افراد خطرناک و معتاد می باشند. با جدا کردن زندانیان سیاسی از هم آنها را در معرض حملات باندهای مافیایی که توسط پاسداران مسئول زندان هدایت می شوند و هم جان آنها را در معرض خطر جدی قرار میدهد.

یورشها انتقال به سلولهای انفرادی اذیت و آزارها و محدودیتها بدستور وزارت اطلاعات صورت می گیرد و توسط علی حاج کاظم و علی محمدی رئیس و معاون زندان ،کرمانی و نبی الله فرج نژاد رئیس و معاون  حفاظت و اطلاعات زندان و محمود مغنیان رئیس بند 4 به اجرا در می آید.

 پس از تکذیب جنایتهای صورت گرفته در اردوگاه مرگ کهریزک  توسط علی خامنه ای ولی فقیه رژیم، راه را بر ماموران خود که در شکنجه گاههای مختلف روزانه دست به جنایت می زنند باز کرده است.از طرفی دیگر با تشکیل کمسیون مجلس برای رسیدگی به جنایتهای روی داده در بازداشتگاه ها و زندانها و همچنین کمسیون ویژه سه نفره (رئیسی،محسنی اژه ای و خلفی) از طرف قوه قضائیه که حداقل 2 نفر از آنها در جنایت علیه بشریت نقش داشته اند. رئیسی از اعضای کمسیون مرگ قتل عام زندانیان سیاسی سال 67 است که سازمانهای حقوق بشری بارها بر دستگیری آمرین و عاملین این کشتار تاکید کرده اند این فرد نه تنها به مجازات نرسیده است بلکه در مناصب بالاتری قرار گرفته است و محسنی اژه ای از شرکت کنندگان در قتلهای زنجیره ای و وزیر اطلاعات که در دستگیری شکنجه وقتل فعالین جامعۀ ایران نقش عمده ای داشته است. هدف از تشکیل چنین کمسیونها و هیئت ها  در غالب تحقیق برای از بین بردن آثار جرم و مبرا کردن مجرمان است .پس از تکذیب و انکار جنایت ،مامورین ولی فقیه در زندانها فشارها و شکنجه ها را تا حد زیادی افزایش داده اند.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، یورشها ، انتقال به سلولهای انفرادی ،جدا کردن زندانیان سیاسی از همدیگر و مورد اذیت وآزار قرار دادن آنها را محکوم می کند.و از دبیر کل و کمیسر عالی حقوق بشر خواستار اقدامات فوری و عملی برای پایان دادن به جنایتها در زندانهای ولی فقیه و آزادی آنها است.

 

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

26 شهریور 1388 برابر با 17 سبتامبر 2009

گزارش فوق  به سازمانهای زیر ارسال  گردید:

دفتر دبیرکل سازمان ملل

کمیساریای عالی حقوق بشر

کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا

سازمان عفو بین الملل

سازمان دیدبان حقوق بشر

 

+ نوشته شده در 2009/9/17ساعت 11:59 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 
 

 



در حالی که قرار بازداشت دو ماهه پیمان عارف در ۲۸ مرداد به پایان رسیده بود ، وی از ۸ شهریور پس از گذراندن بیش از ۷۰ روز انفرادی با قرار بازداشت موقت به بند عمومی زندان اوین منتقل شد.

در این مدت که وی در شرایط بلاتکلیفی به سر می برد ، بار ها با تهدید خود و برخورد اهانت آمیز با خانواده اش در خصوص به اجرا در آمدن حکم ۱۸ ماه حبس پرونده قبلی وی با اتهام سخنرانی در حمایت از دکتر هاشم آغا جری که در سال ۸۴ از طرف شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب صادر شده است ، مواجه گردید.

پس از نزدیک ۳ هفته از ادامه غیر قانونی بازداشت ، از طرف بازپرس به وکیل وی اعلام گردید که پیمان عارف با قرار وثیقه ۱۰۰ میلیونی آزاد خواهد گردید ، در حالی که این موضوع فریبی بوده است برای به وثیقه گرفتن منزل
مسکونی وی ! پس از اینکه پدر و مادر پیمان با تحمل رنج فراوان در حالی که هیچ کدام در وضعیت جسمی مناسبی به سر نمی برند وهر دو در چند ماه گذشته عمل جراحی را پشت سر گذرانده اند با طی مسافت ۶۰۰ کیلو متر از تبریز به تهران آمده به جای ملاقات با فرزندشان تمام تلاش خود را برای آزادی فرزندشان با سپردن قرار وثیقه کردند ، مقامات قضایی مسئول پس از در یافت و ثیقه اعلام داشتند که ا ز امروز حکم یک سال و نیم حبس پیمان به اجرا در می آید!
+ نوشته شده در 2009/9/17ساعت 11:58 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 
 

 

 


«روز قدس؛ با مردم در نفي خشونت و استبداد همنوا خواهيم شد»

صلح، کرامت انسان و آزادي در طول قرن‌ها در زمره آرمان‌هاي ايرانيان بوده‌اند و ملت ايران طي سال‌ها روز قدس را نمادي از نفي خشونت، اعتراض به اشغالگري و نقض حقوق انسان‌ها در هر گوشه از جهان مي‌داند.

اما اکنون که شهروندان ايراني طي سه ماه گذشته شاهد گسترش خشونت، تجاوز و تعدي به حقوق و کرامت انسان‌ها و نقض حق تعيين سرنوشت خود بوده‌اند، اين روز بدل به فرصتي براي تبلور اراده ملي در نفي هر نوع استبداد و خودکامگي شده است.

اعضاي سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي (ادوار تحکيم وحدت) در اين روز در سراسر کشور به موج‌هاي خروشان ملت پيوسته و با آنها همنوا خواهند شد.

روابط عمومي سازمان دانش اموختگان ايران ( ادوارتحکيم وحدت)
26

+ نوشته شده در 2009/9/17ساعت 11:57 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 
 
+ نوشته شده در 2009/9/17ساعت 11:56 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |



+ نوشته شده در 2009/9/14ساعت 20:6 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 
 

بنابه گزارشات رسیده از بند 1 زندان گوهردشت کرج،روز گذشته در طی یک درگیری خونین در این بند که منجر به زخمی شدن 30 زندانی گردید. وضعیت  9 نفر از آنها وخیم است و به بیمارستانهای خارج از زندان منتقل  شدند.

حوالی ساعت 02:30 بامداد روزیکشنبه 22 شهریور ماه یک درگیری خونین در بند 1 که معروف به بند آخر خطیها است روی داد.در حدود 30 زندانی در اثر این درگیریهای  خونین زخمی شدند. گفته می شود که حال 9 نفر از آنها وخیم  و در معرض خطر جدی قرار داشتند که  به بیمارستانهای خارج از زندان منتقل شدند.نام یکی از کسانی که گفته می شود در آستانه مرگ و بعضی از گزارشات حاکی از مرگ وی است زندانی موسی ملکی است.

بند1 که معروف به بند آخر خطیها است بندی است که زندانیان سیاسی و سایر زندانیان  را برای شکنجه های جسمی و روحی به آنجا منتقل می کنند. این بند دارای شرایط قرون وسطائی است و به منظور شکنجه کردن زندانیان بکار برده می شود . همچنین دارای باندهای مافیایی که در پخش و فروش مواد مخدر و حذف فیزیکی زندانیان معترض نقش دارند.  آنها زیر نظر علی حاج کاظم و علی محمدی رئیس و معاون زندان و کرمانی و نبی الله فرج نژاد رئیس و معاون حفاظت و اطلاعات و خادم رئیس بند 1 عمل می کنند. البته افراد نامبرده فوق خود شخصا زندانیان سیاسی و سایر زندانیان را تهدید به انتقال به بند 1 و حذف فیزیکی آنها نموده اند.

در حاضر 2 زندانی سیاسی در این بند بسر می برند آقای منصور اسالو و بهروز جاوید طهرانی می باشند. آقای جاوید طهرانی بارها تحت شکنجه های وحشیانه جسمی قرار گرفت و چندین ماه است که در شرایط طاقت فرسایی در این بند بسر می برد.

لازم به یادآوری است که تمامی نقاط این بند با دوربینهای مدار بسته تحت کنترل پاسداربندها است از جمله سرویسهای بهداشتی  آن.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، درگیریهای خونین که بدستور پاسداران مسئول زندان در آن روی میدهد را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل  خواستار اقدامات فوری برای نجات جان زندانیان سیاسی در این بند است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

23 شهریور 1388 برابر با 14 سبتامبر 2009

گزارش فوق  به سازمانهای زیر ارسال  گردید:

کمیساریای عالی حقوق بشر

کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا

سازمان عفو بین الملل

سازمان دیدبان حقوق بشر

 

http://hrdai.blogspot.com

pejvak_zendanyan10@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

Tel.: 0031620720193

+ نوشته شده در 2009/9/14ساعت 20:5 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

  
پیام  خامنه ای به مهدی کروبی


رویداد : یک منبع آگاه در مجلس به خبرنگار رویداد گفت : «رئیس مجلس به دستور مقام معظم رهبری با آقای مهدی کروبی دیدار داشته اند و آقای لاریجانی حامل پیام رهبری هستند.»
عصر ديروز جلسه ای در دفتر کار علی لاریجانی رئیس مجلس ایران با حضور مهدی کروبی و قدرت الله علیخانی از اعضای فراکسیون اقلیت برگزار شد.
این جلسه به دعوت رئیس مجلس تشکیل شده است. این مقام آگاه در مورد محتوای این پیام توضیحی نداد اما اضافه نمود این احتمال وجود دارد که بخشی از مذاکرات به تشخیص دو طرف حاضر در جلسه رسانه ای گردد.
 از جلسه عصر امروز رئیس مجلس و مهدی کروبی که بیش از سه ساعت به طول انجامید خبر می رسد که آقای کروبی نسبت به عملکرد هیات سه نفره قوه قضائیه و صدا و سیما به شدت انتقاد نموده و خطاب به آقای لاریجانی گفته اند امیدوارم شما همچون برادرتان دینتان را به دنیا نفروشید.
همچنین آقای کروبی در برابر خواست رئیس مجلس مبنی بر اینکه مدتی سکوت کنید تا شرایط به حالت عادی برگردد پاسخ داده اند: «من سکوت کنم تا یک عده ای که عمری را به دشمنی با امام سپری کرده اند زمام امور را به دست بگیرند و هر جنایتی که می خواهند انجام دهند. من مردن را به سکوت در برابر اینها ترجیح می دهم.»

+ نوشته شده در 2009/9/14ساعت 20:4 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 


ساعتی پس از انتشار نامه‌ی مهم و تاریخی آیت‌الله العظمی منتظری به مراجع و علما، سه نوه‌ی این مرجع بزرگوار تقلید دستگیر شدند.
به گزارش موج سبز آزادی، محمدمهدی، محمدعلی و محمدصادق منتظری، سه فرزند احمد منتظری - پسر ارشد آیت‌الله - در آستانه‌ی افطار در منزل ایشان در قم بازداشت شدند
+ نوشته شده در 2009/9/14ساعت 20:3 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 صحنه ی تکان دهنده ای است. مرد، در حضور امنیت بخش یک روحانی، فرمانده ی سپاه را عتاب می کند که پسرم را کشته اید و من را تهدید می کنید... http://www.youtube.com/watch?v=3zvCBigONhg&eurl=http%3A%2F%2Fwww%2Eunity4iran%2Ecom%2F2009%2F09%2Fblog%2Dpost%5F7336%2Ehtml&feature=player_embedded
+ نوشته شده در 2009/9/14ساعت 20:2 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 
 
 
ماجرا از این قراراست که این مرد پسرش به دست یکنفر کشته می شود . فرد قاتل یک سید بوده است و سپاه و همین فرمانده سپاه سردار عبدالله عراقی تلاش می کند که رضایت پدر مقتول که یک بسیجی هم بوده است را بگیرد اما موفق نمیشود و آن فرد اعدام می شود. در مراسمی که برای این فرد اعدام شده می گیرند این فرمانده سپاه از امکانات بسیج و سپاه استفاده می کند و برای قاتل پسر این مرد مراسم ختم می گیرند. این پدر مقتول هم بخاطر اینکه رضایت نداده است از طرف برخی که او اراذل اوباش می نماد تهدید می شود. این مرد شکایت به عراقی می برد و می گوید که چرا از امکانات سپاه و بسیج برای یک قاتل استفاده کردی. عراقی می گوید که وی سید و اولاد پیغمبر بوده است . مرد می گوید هر که می خواهد باشد او یک قاتل است و من حکم خدا را جاری کرده ام و قصاص کرده ام . سردار عراقی می گوید تو اگر مرد بودی می بایست رضایت می دادی. مرد پاسخ می دهد چرا بایستی رضایت بدهم اگر فرزند تو را می کشتند تو رضایت می دادی. بعد می گوید خطاب به مردم که آی مردم این فرد آقای عراقی به من توهین کرده است به من گفته است تو غلط کرده ای. اگر فردا اتفاقی برای من بیفتد آقای عراقی مسئول آن است و سپس اضافه می کند که من یک جانباز 40 درصدی هستم و مدت 28 سال و نیم در سپاه خدمت کرده ام وووو.....


فرمانده سپاه تهران:
فتنه عظيم با کمترين خسارت و تلفات خاتمه يافت
پايه اغتشاشات از روز 2 خرداد ماه بود که 12 هزار نفر را آشوبگران در مجموعه 12 هزار نفري آزادي جمع کردند..گروهي از قبل از سنگهايي را داخل زنبيل در سطلهاي زباله شهرداري پنهان و خود را براي اغتشاش آماده کرده بودند. حتي از پشت بام ها آب جوش، اسيد، آجر و حتي از برخي از ساختمانها تير به سمت بسيجيان شليک مي‌شد
فرمانده سپاه محمد رسول الله تهران بزرگ گفت: در اغتشاشات اخير تهران 30 درصد توان اين نيرو به کار گرفته شد.

به گزارش ايرنا، سردار سرتيپ عبدالله عراقي روز يکشنبه در جمع خبرنگاران افزود: با وجود اين که نظام از روز اول مي توانست بسيار مقتدرانه با اغتشاشات برخورد کند، اما کرامت به خرج داد و اغتشاشگران را دستگير نکرد.

وي با تاکيد بر اين که مردم خود را از اغتشاشاگران جدا کرده و نظام نيز به دنبال دستگيري بانيان و مسببان اصلي اين اغتشاشات است، اظهار داشت: حضور افراد مختلف در راهپيمايي‌ها و دعوت گروه‌هايي که خواهان براندازي بودند، غيرقانوني بود به شکلي که فقط در حد تذکر با آنها تا چند روز اول برخورد شد.

عراقي با برشمردن حوادث از روز 2 خرداد و اجتماع و جشني که در سالن 12 هزار نفري آزادي برگزار شد، تصريح کرد: پايه اغتشاشات از روز 2 خرداد ماه بود که 12 هزار نفر را آشوبگران در مجموعه 12 هزار نفري آزادي جمع کردند اما نظام براساس کرامتي که داشت به آنها اجازه داد و برخوردي نکرد که البته بعد از آن شروع خيابان گردي ها اتفاق افتاد به شکلي که از 16 تا 20 خرداد خيابان گردي هاي عظيمي شروع شد و تمام ميادين اصلي شهر پر شد و متقابلا سران آشوب با اين عمل مي خواستند مردم را در برابر هم قرار دهند.




وي ادامه داد: در روز 21 و 22 خرداد بر اساس ممنوعيت تبليغات هيچ حرکت خاصي روي نداد و شهر در آرامش بود اما از ساعت 2 بعدازظهر روز 22 خرداد اين افراد مي خواستند جلوي فرمانداري و وزارت کشور تجمعي را براي اعلام پيروزي خود ترتيب دهند.

سردار عراقي افزود: با اعلام نتايج و بعد از انتخابات و محرز شدن شکست عوامل آشوب در آن اجتماعات به شکل گسترده تري انجام شد به شکلي که روز 25 خرداد اجتماع بسيار عظيمي از مردم و عوامل اغتشاش از ميدان انقلاب تا آزادي راهپيمايي کردند که بر اساس تذکرات قبلي اين راهپيمايي نيز غيرقانوني بود اما نظام باز از خود سعه صدر نشان داد و به آنها فقط تذکر داد.

وي با اشاره به وظيفه سپاه پاسداران و زير مجموعه آن در قانون اساسي براي حفاظت از انقلاب و دستاوردهاي آن تاکيد کرد: بر اين اساس، سپاه بخشي از نيروها و توانمندي هاي خود را در بعد نظامي آموزش داده و در عرصه هاي مختلف به کار گرفته است به شکلي که در طول تاريخ انقلاب بسياري از غائله ها مانند کردستان، خوزستان و سيستان و بلوچستان به وسيله همين بخش نظامي از بين رفته است.

سردار عراقي با اشاره به مصوبه شوراي عالي امنيت ملي مبني بر حضور سپاه و بسيج براي جلوگيري از تهديد نظام جمهوري اسلامي که به تصويب رهبر معظم انقلاب نيز رسيده است، تاکيد کرد: در غائله 18 تير 78 که به دست بسيجياني که از متن جامعه بودند، غائله ختم شد و در غائله 30 تير 88 نيز سپاه محمد رسول الله تهران بزرگ که بازوي اجرايي اين نيرو در شهر تهران است با کمک نيروي انتظامي و فرماندهي آن در تهران وارد شد و بر اساس تقسيم کار صورت گرفته از ساعت 2 و 30 بعدازظهر روز شنبه در تهران مستقر گرديد.

وي افزود: از ساعت 3 و 30 بعدازظهر همان روز تجمعات غيرقانوني شکل گرفت اما سپاه مردم را دعوت به آرامش کرد و صف اغتشاشگران را از افراد عادي جدا نمود، اما با توجه به حجم بسيار بالایي از مردم که به خيابان ها آمده بودند، اين کار زمان بسياري برد.

فرمانده سپاه تهران بزرگ ادامه داد: بعد از پراکنده شدن مردم به وسيله اخطارهايي که از طرف سپاه و بسيجيان گرفتند، عده قليلي در خيابان ها آماده براي اغتشاش شده بودند اما سپاه و بسيج در مرحله اول با آنها برخورد نکرد، افراد شروع به شکستن شيشه هاي مغازه ها، حمله به مردم، مزاحمت نواميس و پرتاب سنگ کردند.

وي تصريح کرد: با توجه به اطلاعاتي که وجود دارد، گروهي از قبل از سنگ هايي را داخل زنبيل ها در سطل هاي زباله شهرداري پنهان کرده بودند و خود را براي اغتشاشات آماده کرده بودند. به شکلي که حتي از پشت بام ها، آب جوش، اسيد، آجر و حتي از برخي از ساختمانها تير به سمت بسيجيان شليک مي شد.

وي از خط نفاق، ضد انقلاب، پژاک و سلطنت طلب ها به عنوان عوامل اغتشاش ها نام برد و ادامه داد: تا زماني که اين افراد و آشوبگران شروع به ضرب و شتم مردم نکردند و به پايگاه هاي بسيج حمله ور نشدند، نيروهاي اين سپاه وارد معرکه نشدند اما زماني که اين افراد به حوزه 117 پايگاه تهران بزرگ حمله کردند، 3 و نيم ساعت درگيري وجود داشت
+ نوشته شده در 2009/9/14ساعت 20:1 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 

به دنبال انتشار خبری مبنی بر برخورد با تحرکات دانشجویی به نقل از سردار فضلی، بسیج دانشجویی دانشگاه های استان تهران توضیحی را به دفتر روزنامه ارسال کرده است. در این توضیح آمده است؛ احتراماً با توجه به درج خبر کذب مبنی بر برخورد تحرکات دانشجویی به نقل از سردار فرماندهی محترم سپاه حضرت سیدالشهدا (علیه السلام) استان تهران علی فضلی در نشست تشکیلاتی بسیج دانشجویی دانشگاه های استان تهران در شماره 2048 مورخه چهارشنبه
 

28/شهریور/1388 خبر منتشرشده اساساً کذب بوده و پیرو صحبت تلفنی با حضرتعالی متن خبر اجمالی نشست و سردار فضلی جهت چاپ به حضورتان ارسال می گردد؛ فرمانده سپاه سیدالشهدا(ع) گفت؛ فتنه عمیقی که بعد از انتخابات در کشور روی داد شبیه به حوادث و فتنه های صدر اسلام بود که به عنایت خداوند و در سایه نایب امام زمان(عج) این فتنه خنثی شد. به گزارش روابط عمومی بسیج دانشجویی استان تهران، سردار فضلی در نشست تشکیلاتی بسیج دانشجویی دانشگاه های استان تهران در مجتمع فرهنگی 13 آبان اظهار داشت؛ ما در انتخابات اخیر یک فتنه بزرگ را پشت سر گذاشتیم و شبیه این فتنه را در تاریخ 30 ساله انقلاب ندیده بودیم و این فتنه همان فتنه عمیقی است که نایب امام زمان(عج) مقام معظم رهبری از آن نام بردند. وی خاطرنشان کرد؛ فتنه عمیقی که بعد از انتخابات در کشور روی داد شبیه به حوادث و فتنه های صدر اسلام بود که به عنایت خداوند و در سایه نایب امام زمان(عج) این فتنه خنثی شد. سردار فضلی افزود؛ حوادث کوی دانشگاه در مقابل این حادثه، حادثه کوچکی بود که در سایه رهبر عظیم الشأن انقلاب اسلامی دوباره امنیت به ام القرای جهان اسلام- تهران- برگشت. فرمانده سپاه سیدالشهدا(ع) تصریح کرد؛ باز هم زمزمه های مسمومی در شروع سال تحصیلی به گوش می رسد و ما همگی باید مراقب، هوشیار و بیدار باشیم و از وحدت رویه یی که مولایمان از ما انتظار دارند، غافل نباشیم. وی خاطرنشان کرد؛ این حادثه به فرموده مقام معظم رهبری آتش زیر خاکستری است که اگر مراقبت نکنیم و از تاریخ عبرت نگیریم و همچنین از مبانی دینی غفلت کنیم چه بسا حوادث دیگری در مسیر انقلاب شکل خواهد گرفت. سردار فضلی در ادامه اظهار داشت؛ هوشیاری همه ما و اقبال دانشجویان بسیجی سراسر تهران به این امر کمک شایانی خواهد کرد. فرمانده سپاه سیدالشهدا در پایان با اشاره به اینکه در شنبه آینده در جلسه مشترک با روسای دانشگاه های تهران به این موضوع خواهیم پرداخت، گفت؛ در هفته گذشته قریب به 1800 نفر از نیروهای بسیج به قله دماوند صعود داشتند که این نشان دهنده آمادگی جسمانی سربازان و پاسداران انقلاب اسلامی در حفظ ارزش هاست. لازم به ذکر است از آنجایی که رسانه ها وظیفه خطیر روشنگری و تنویر افکار عمومی را بر عهده دارند، انتظار از آن رسانه این است که زین پس به دور از جوزدگی های سیاسی، در خبررسانی اصول اساسی این حرفه مقدس را رعایت نمایند.
 

سردار فضلی فرمانده سپاه سیدالشهدا(ع) استان تهران اعلام کرد؛ «برای بازگشایی مراکز آموزشی نگاه امنیتی نداریم.» این اظهارنظر پس از آن از سوی فضلی صورت می گیرد که وی هفته گذشته در نشست آموزشی تشکیلاتی مسوولان و اعضای شورای بسیج دانشجویی دانشگاه های استان تهران که در سالن بصیرت سفارت سابق امریکا برگزار شد با بیان اینکه «هم اکنون زمزمه های تحرکاتی در مراکز آموزشی شنیده می شود و ما باید در این خصوص با وحدت رویه یی که مولایمان از ما توقع دارند در این زمینه هوشیار باشیم و برخورد مناسبی در این خصوص کنیم»، تاکید کرده بود؛ «هفته آینده در جلسه اتاق فکری که با مسوولان دانشگاهی استان تهران خواهیم داشت، به دنبال هماهنگی در خصوص چگونگی برخورد با این حوادث احتمالی هستیم.» با این حال او دیروز ضمن رد نگاه امنیتی به مقوله دانشگاه ها اظهار داشت؛ در روزهای پایانی هفته گذشته مشخص شد قریب به دو ماه و اندی در تابستان گروه های همفکر برای بازگشایی دانشگاه ها و شروع هفته دفاع مقدس برنامه یی شش ماهه که حداقل تا 16 آذرماه باشد را تنظیم کرده اند و نیز به نوعی در پی برنامه های خود به دنبال تعطیلی دانشگاه ها هستند و باید گفت بعضی ها هم بدشان نمی آید دوباره یک انقلاب فرهنگی رخ دهد که ما باید در این خصوص مراقبت کنیم. وی ادامه داد؛ البته این اتفاقات احتمالاً در تهران به آنها دامن زده خواهد شد ولی باید دانست در استان تهران کلانشهرهایی وجود دارد که ظرف چند دقیقه مسائل بین آنها و تهران بزرگ تبادل می شود. وی ادامه داد؛ البته برای حوادث کوی دانشگاه از ماه ها قبل فعالیت شروع شده بود و عقبه سازماندهی آن نیز از سال ها قبل شکل گرفته بود. بنیاد سوروس از یک دهه پیش در دنیا اقدام به این نوع از فعالیت ها را شروع کرده بود و حال نوبت به ایران رسیده بود و برای آن نیز یارگیری کرده بودند. باید دانست اینها بخش هایی از سرفصل هایی است که به آنها اعتراف شده است و بخش هایی نیز اعترافی صورت نگرفته است. وی افزود؛ گفته می شود گروهی با فریاد یا زهرا (س) وارد کوی شدند که من از فرمانده نیروی انتظامی تهران آقای رجب زاده در این خصوص پرسیدم شما حادثه 10 سال پیش که یادتان نرفته است که وی گفت ریاست دانشگاه و حراستش از ما درخواست کرده است ما وارد دانشگاه شویم. سردار فضلی ادامه داد؛ درخصوص آتش سوزی های کوی هم رئیس دانشگاه و مسوول حراست آن نیز گفته بودند آتش سوزی ها قبل از ورود نیروی انتظامی به کوی انجام شده بود و قریب به 120 میلیون تومان تا آن لحظه به کوی خسارت وارد شده بود و باید این را هم دانست که من همان زمان از سردار عراقی فرمانده بسیج تهران بزرگ پرسیدم آیا شما نیروهای بسیجی را برای این کار ارسال کرده اید که ایشان گفتند چنین اتفاقی نیفتاده است و نه نیروی انتظامی از ما درخواست کرده است و نه ما چنین ماموریتی احساس کردیم. همچنین به گزارش ایرنا سردار فضلی از روزنامه اعتماد به دلیل انتشار صحبت هایش در مورد برخورد با تحرکات دانشجویی که البته از خبرگزاری های رسمی نقل قول شده بود، انتقاد کرد و گفت؛ آن کسانی که این حرف ها را می زنند کاملاً اشتباه کرده اند. همچنین به گزارش ایسنا وی افزود؛ با توجه به سخنان مقام معظم رهبری که استادان را فرماندهان جنگ نرم و دانشجویان را افسران آن معرفی کرده اند، معلوم شد کار فراتر از نگاه هایی است که حوادث اخیر را پایان یافته می دانند و باید دانست این حادثه همان طور که گفته شد آتشی در زیر خاکستر است. سردار فضلی با اشاره به حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم گفت؛ اگر غفلتی در این خصوص صورت گرفته بود باید پس از فرمایشات مقام معظم رهبری در نماز جمعه تهران در 29 خردادماه پایان می یافت و ادامه آن دیگر لجاجت بود و پس از آن بود که در 30 خرداد بدترین حادثه امنیتی را در نظام شاهد بودیم که قبل از آن نیز در 25 خردادماه هشت الی 9 نفر کشته و ده ها نفر مجروح و صدها نفر مصدوم شده بودند. وی ادامه داد؛ در حوادث اخیر عناصر سازمان یافته و عناصر در سازمان رای در چهار لشگر انسانی وارد صحنه شدند. اینها کسانی بودند که آموزش دیده و عقبه دار بودند چون ما در برخی از مواقع ای میل ها و ماهواره ها را قطع و دچار اختلال می کردیم ولی باید پرسید چه می شد که دوباره اینها راهپیمایی همراه با سکوت انجام می دادند؟
 

روزنامه اعتماد

+ نوشته شده در 2009/9/14ساعت 20:1 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 

 

 

در پی نامه محمد نوری زاد به خامنه ای، وی در سایتش خبر داده که مورد تهدید قرار گرفته است. متن کامل را به نقل از وب سایت شخصی نوری زاد به شرح زیر آمده است:

من به عاقبت نگارش یک چنین نامه ای اندیشیده بودم . می دانستم که لحن ملایم نامه سرگشوده ام به رهبری ، چه مخاطراتی می تواند در پی داشته باشد .

جامعه ای را مجسم کنید که بزرگانش از این نامه ها استقبال می کنند و به نویسندگان نامه ها سپاس می گویند ، و جامعه ما را که تاب یک نامه نرم و روان و لین را ندارد . تهدیدها از همان دیروز شروع شد . که یا تعطیل می کنی یا ما بلدیم چه بکنیم .

تهدیدهای امروز اما ، از صراحت بیان نافذتری برخوردار بود . که یا تعطیل می کنی یا پرونده ات را رو می کنیم .

من گفتم برای این که دوستان به زحمت نیفتند ، خودم پیشاپیش پرونده ام را رو کنم . آنچه در زیر می آورم ، فرار به جلو نیست . پناه بردن به آغوش خداوندی ست که امر همه ما با اوست از دست جماعتی که به هیچ قاعده ای متقاعد نیستند :

- محمدنوری زاد ، روستایی فقیر دیروز ، با حساب بانکی یازده رقمی بدست آمده از سالهای کارمندی اش در جهاد سازندگی شهرستان میناب استان هرمزگان ، وصاحب برج یازده طبقه ای که یکی از پدرزن های مسیحی اش به اسمش کرده ، و صاحب چند خانه و چندین زن رسمی و صیغه ای و غیرصیغه ای مسلمان و غیرمسلمان در داخل و خارج به نمایندگی از مرجع تقلیدی که اسمش را نمی بریم - برنده مناقصه های پنهانی در وزارت نفت و روستای زادگاهش - گیرنده وامهای میلیاردی از استانداری اردبیل و معامله در خطوط نفت جمهوری آذربایجان - و کارخانه ای که درآن سی دی های غیرمجاز تولید و تکثیر می شود و از سالهای مجری گری روایت فتح نقشه اش را درسر می پرورانده - چندین ملاقات با یک تاجر یهودی صاحب نام درکوهستان لم یزرع بشاگرد برای اعزام فرزندانش به آمریکا و انگلستان برای ایجاد لابی هسته ای - حفاری غیرمجاز و بیرون کشیدن عتیقه های منطقه جیرفت و فرستادن ذخایر فرهنگی و ملی کشور به فرانسه - وارد کننده شکر به قدر مصرف پنج سال کشور و تدارک برای هزینه کردن پول های شکر در انتخابات آتی اش زیر پوشش مدرسه علمی صاحب الزمان - نفوذ دادن بستگان و فرزندانش در بدنه دستگاههای اجرایی و قضایی کشور - زد و بند با بانکهای اسلامی کشور برای گرفتن وامهایی که باز گشت آنها هرگز میسر نشده و کوهی از مفاسد اقتصادی و اخلاقی . کسی که سی سال از اعتماد نظام استفاده کرد و همین سال گذشته یکصد دستگاه اتومبیل از ایران خود رو که پسرخاله اش رییس آنجا بود بیرون آورد و به حامیانش هدیه داد . خلاصه از این بریده از انقلاب و نظام ، هرچه بگوییم کم گفته ایم ......حالا شما بگویید با یک چنین فرد فاسق و فاجری چه باید کرد؟

mohammadnurizad.blogfa.com
+ نوشته شده در 2009/9/14ساعت 20:0 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 
 

 

عصر دیروز یکشنبه 22 شهریور ماه 88 محمد علی دادخواه، حقوقدان و وکیل دادگستری با بیش از دو ماه از زمان بازداشت به تودیع قرار وثیقه 500 میلیون تومانی از زندان آزاد شد.

وی 17 تیرماه امسال در دفتر کار خود، موسسه حقوقی راد بازداشت شد و پس از تفتیش دفتر پرونده ها توسط مأموران امنیتی ضبط شد.

مدتی پیش و در کیفرخواست قرائت شده از سوی معاون دادستانی تهران در دادگاه متهمان حوادث پس از انتخابات اتهام وی به عنوان سخنگوی کانون مدافعان حقوق بشر، اقدام علیه امنیت ملی و نیز جاسوسی اعلام شد. وی در کمال ناباوری به نگهداری اسلحه غیرمجاز و نیز مواد مخدر نیز متهم شده بود.

محمد علی دادخواه در جریان پرونده سد سیوند و اقدامات فعالان مدنی برای نجات بنای تاریخی پاسارگارد وکالت قریب به 3500 نفر را در خصوص شکایت از سازمان میراث فرهنگی و گردشگردی بر عهده داشت. این پرونده که از پرتعدادترین پرونده به لحاظ قضایی در تاریخ قضایی ایران بود در نهایت به محکومیت اسفندیار رحیم مشاعی، رئیس وقت سازمان میراث فرهنگی و گردشگری منجر شد. آقای دادخواه وکالت تعداد دیگری از پرونده های میراث فرهنگی نظیر مترو چهارباغ اصفهان و نیز پرونده میدان نقش جهان را بر عهده داشته است.

توضیح: عکس توسط سارا صباغیان وکیل محمد علی دادخواه دقایقی پس از آزادی وی گرفته شده است.


کميته گزارشگران حقوق بشر
Committee of Human Rights Reporters
+ نوشته شده در 2009/9/14ساعت 19:59 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 
 

بنابه گزارش رسیده از بند 4 زندان گوهردشت کرج،زندانی سیاسی این بند تحت فشارها و اذیت وآزارهای مستمر مامورین ولی فقیه قرار دارند.

در طی هفته های اخیر فشارها و اذیت وآزارها را علیه زندانیان سیاسی بند 4 زندان گوهردشت کرج شدت یافته است . زندانیان سیاسی  با یورشها ،انتقال به بند 1 معروف به آخر خطیها ،قرار دادن زندانیان در زیر آفتاب شدید و گرمای زیاد به مدت چند ساعت ،تخریب و ضبط حداقل وسائل شخصی زندانیان ،عدم درمان ، چندین برابر ظرفیت بند زندانی در آن قرار دادند،کاهش شدید مواد غذائی به لحاظ کمی و کیفی که زندانیان قادر به مصرف آن نیستند، نبود امکانات بهداشتی که در صورت شیوع هر بیماری جان زندانیان را در معرض تهدید جدی قرار میدهد و مواد متعدد دیگر.

در آخرین برخوردهای غیر انسانی ،زندانی سیاسی ارژنگ داودی روز شنبه 14 شهریور ماه توسط  نبی الله فرج نژادی معاون حفاظت اطلاعات که از شکنجه گران زندان گوهردشت کرج است همراه با تعدادی از مامورین حفاظت به سلول وی یورش بردند و با برخوردی وحشیانه و غیر انسانی او را مورد اهانت و بدرفتاری قرار دادن. فرج نژاد با لحنی لمپنانه و تحقیر آمیز خطاب به آقای داودی گفت:«بزکشد می کنم و می بریمت».آقای داودی تا به حال  در آمارگیری زندان  که برای توهین و تحقیر زندانیان سیاسی بکار برده می شود شرکت نکرده است .او همچنین به دلیل وضعیت جسمی  قادر به شرکت در چنین آمارهای که هدف از آن مورد  تحقیر و توهین قرار دادن زندانیان سیاسی است ،نیست. ولی در روزهای اخیر به هر بهانه ای زندانیان سیاسی را تحت فشار و اذیت وآزار قرار میدهند.

یورشهای وحشیانۀ و اذیت و آزار و انتقال  زندانیان سیاسی  به دستور وزارت اطلا عات صورت می گیرد  و توسط علی حاج کاظم و علی محمدی رئیس و معاون زندان ،کرمانی رئیس حفاظت و اطلاعات زندان،نبی الله فرج نژاد معاون  حفاظت و اطلاعات و محمود مغنیان رئیس بند 4 زندان به اجرا در می آید.

لازم به یادآوری است که زندانی سیاسی ارژنگ داودی در آبان ماه 82 دستگیر و 16 ماه بعد  توسط حسن زارع دهنوی معروف به قاضی حداد مورد محاکمه قرار گرفت و به حکم سنگین و غیر انسانی  15 سال زندان و 70 ضربه شلاق محکوم شد ولی هیچوقت به او کتبا اعلام نشد. علیرغم گذشت سالها از بازداشت او هنوز حکم قطعی وی نامشخص می باشدو در انتظار تشکیل  دادگاه بسر می برد.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ،برخوردهای وحشیانه و غیر انسانی با زندانیان سیاسی را محکوم می کند و از وجدانهای بیدار و انساندوستان جهان برای پایان دادن به جنایتهای روزانه در زندانهای قرون وسطائی ولی فقیه علی خامنه ای استمداد می طلبد.

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
20 شهریور ماه برابر با 11 سبتامبر 2009

+ نوشته شده در 2009/9/12ساعت 10:18 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 
 
 

خبر نوشت:كیهان كلهر نوازنده برجسته كمانچه جمعه شب گذشته در فرودگاه امام خمینی تهران بازداشت شد.

كیهان كلهر نوازنده كمانچه و آهنگساز كه در سال بیش از 50 كنسرت خارجی در سراسر جهان دارد، جمعه شب گذشته در حالی كه برای اجرای برنامه ای در فرانسه عازم این كشور می شد بازداشت شد.

به گفته نزدیكان وی او جمعه شب را در بازداشتگاه گذرانده اما ظاهرا قرار بوده كه دیشب (شنبه) آزاد شود. سروان اكبری یكی از فعالان بخش ارتباطات پلیس فرودگاه ماجرای بازداشت كلهر را در حیطه كارهای مربوط به حوزه اش نمی‌داند و پیگیری‌های خبرنگار روزنامه خبر منجر به صحبت با فردی می شود كه خودش را "محمد محمدیان" یكی از مسئولین اداره گذرنامه فرودگاه امام معرفی می كند. "صحبت درباره این پرونده باید فقط از طریق دادسرای فرودگاه انجام شود. ما نمی توانیم نه تنها اطلاعات این پرونده كه اطلاعات هر پرونده دیگری را هم بدهیم. این مسائل محرمانه است. "

از آنجا كه دادسرای فرودگاه تنها در ساعات اداری پاسخگو است پیگیریها درباره دلیل این بازداشت همچنان ادامه خواهد داشت اما هنوز اطلاعات دقیقی مبنی بر دلیل بازداشت كلهر در دست نیست.

كیهان كلهر از جمله برجسته ترین نوازندگان موسیقی ایرانی است كه در خارج از ایران از شهرت بسیار زیادی برخوردار است. او كه یكی از اعضای گروه بین المللی جاده ابریشم است با نوازندگان بزرگی چون "یو یو ما" كه لقب بزرگترین ویلن سلیست جهان را دارد و همچنین گروه های معتبری چون بروكلین رایدر همكاری داشته است.

همچنین كلهر تا به حال دو بار نامزد دریافت جایزه گرمی كه به اسكار موسیقی شهرت دارد بوده است. پس از اینكه این نوازنده و آهنگساز همكاری اش با استاد شجریان و حسین علیزاده را قطع كرد چند آلبوم از جمله "شهر خاموش" را كه به یاد كودكان حلبچه ساخته بود منتشر كرد.

كیهان كلهر تا ساعاتی پس از ساعات اداری شنبه نیز همچنان در بازداشت به سر می برد.

آخرین‌ خبرها از لغو كنسرت پاریس حكایت می‌كند
+ نوشته شده در 2009/9/12ساعت 10:17 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 
 


بنابه گزارشات رسیده ،خانواده های دستگیر شدگان قیام اخیر مردم ایران از صبح امروز در مقابل دادگاه انقلاب و زندان اوین تجمع اعتراضی خود را بر پا کردند و خواستار ازادی فوری و بی قید وشرط فرزندان و بستگان خود شدند.
روز شنبه 21 شهريور ماه در حدود 80 نفر از خانواده بازداشت شده ها از حدود ساعت 10 صبح در مقابل دادگاه انقلاب تجمع كردند و خواهان رسيدگي به وضعيت عزيزانشان و آزادي هر چه سريعتر آنها بودند.
امروز تنها اسامي 8 نفر براي گذاشتن كفالت و وثيقه اعلام شد. از طرفي دیگر تعدادي از آزاد شده ها همراه با وكلايشان براي ثبت نامه وكالت به دادگاه انقلاب مراجعه كردند كه براي رفتن به دفتر حداد با مشكلاتي روبرو بودند و ابتدا به آنها اجازه رفتن به دفتر حداد داده نمي شد كه بعد از مدتی طولانی انتظار توانستند نامه وكالت را ثبت كنند ولی به وكلاي آنها خلاصه پرونده جهت مطالعه به آنها داده نشد.
نقل و قولهای بين خانواده ها با نگراني رد و بدل مي شد اين بود كه اخيرا تعدادي از بازداشت شده ها را در حاليكه وضعيت جسمي مساعدي ندارند شبانه در جلوي درب منازلشان رها مي كنند.
كه پدران و بخصوص مادران با شنيدن اين صحبت ،خامنه اي و احمدي نژاد را لعن و نفرين مي کردند و مي گفتند اگر بلايي سر فرزند آنها بياورند ساكت نمي نشينند و اعتراض خواهند کرد.

همزمان در حدود 17نفر از خانواده بازداشت شده ها نيز در مقابل زندان اوين تجمع كردند و خواهان ملاقات با عزيزان خود بودند .
تعدادي از مادران نيز براي فرزندان خود لباس و پول آورده بودند اما ماموران از گرفتن لباس و پول كه مورد نياز آنها بود خودداري كردند و گفتند برويد و روز ملاقات لباس براي آنها بياوريد. مادران با عصبانيت داد زدند كه به آنها اجازه ملاقات نمي دهند پس چگونه لباس و وسايلي كه مورد نياز آنهاست را به آنها بدهند. ماموران مدتي خانواده ها را در انتظار نگه داشتند و به آنها گفتند بايد با مسئول زندان تماس بگيرند بالاخره با اصرار خانواده ها لباس و پول از آنها گرفته شد.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، دستگیری، شکنجه،ادامه بازداشت و بی اطلاع نگه داشتند خانواده ها از وضعیت و شرایط عزیزانشان را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار ارجاع پرونده نقض حقوق بشر این رژیم به شورای امنیت سازمان ملل متحد می باشد .

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
21 شهریور 1388 برابر با 12 سبتامبر 2009

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
دفتر دبیرکل سازمان ملل
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر

http://hrdai.blogspot.com
http://pejvakzendanyan.blogfa.com
pejvak_zendanyan10@yahoo.com
pejvakzendanyan@gmail.com
Tel.: 0031620720193
+ نوشته شده در 2009/9/12ساعت 10:16 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 
 

 

ادوارنیوز: در حالی که تا کنون نزدیک به سه ماه از بازداشت پیمان عارف می گذرد وی حدود 10 روز پیش از بند انفرادی به عمومی انتقال یافته است . در آخرین بازجویی ها در انفرادی بازجوی پیمان اظهار داشته است که اگر بگویی اشتباه کرده ام آزادت می کنیم در غیر این صورت حکم یک سال و نیم ( پرونده قبلی) را اجرا می کنیم.

طی یک هفته از1 شهریور الی 8 شهریور این بازجویی ها تحت فشار ادامه داشته و مرتبا این موضوع به عنوان شرط آزادی مطرح می شده است و وقتی نتیجه مطلوب برای ایشان حاصل نشده حکم اجرای 18 ماه حبس که تاریخ حکم مربوط به 23 فروردین بوده ظاهرا به اجرا در آمده در حالی که هرگز این حکم به "پیمان عارف" ابلاغ نگردیده بود.

دو روز پس از انتقال پیمان به بند عمومی دوباره به مدت دو روز برای بازجویی مجدد باز گردانده شد و دلیل این امر تغییر پسورد ایمیل وی بوده که با تهدید به نگهداشتن پیمان در بند انفرادی مجددا توسط خانواده وی در اختیار باز جو ها قرار گرفت .

+ نوشته شده در 2009/9/12ساعت 10:15 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 
 
 

سروان خ،‌ عامل شكنجه متهمین در بازداشتگاه كهریزك كه با استفاده از تعدادی از اوباش زندانی، در این محل به شكنجه دستگیرشدگان پرداخته، در تلاش است مسئولیت شكنجه‌ها را به دوش اراذل و اوباش مذكور، به ویژه فردی به نام «ممد –ك» كه محكوم به 27 سال زندان است، بیندازد.

در ملاقات پدر یكی از قربانیان بازداشتگاه كهریزك با آیت‌ا.. صادق آملی لاریجانی، رئیس قوه قضائیه بر عدم تسامح در برخورد با مقصران این حادثه تأكید كرده است.

به گزارش خبرنگار «آینده»، در این ملاقات كه هفته گذشته انجام شده است، پدر مقتول با ارائه گزارشی از روند رسیدگی به پرونده، نگرانی خود را از اعمال نفوذ به سود عاملان جنایات كهریزك به رئیس قوه قضاییه ابراز كرده است كه آیت‌الله لاریجانی نیز با اظهار این‌كه در جریان پرونده قرار دارد، بر اراده جدی قوه قضائیه بر رسیدگی به این پرونده و مقاومت در برابر فشارها و اعمال نفوذها تأكید كرده است.

در این حال، آخرین اخبار از پرونده مذكور حاكی از آن است كه سطح برخوردها در این پرونده، به چهار نفر از مأموران انتظامی و یك نفر از قضات محدود شده است.

سرهنگ «ك»، رئیس بازداشتگاه كهریزك پس از بازداشت، با اعمال نفوذ برخی افراد آزاد شده و مجدداً با دستور رئیس قوه قضائیه بازداشت شده است با این حال حامیان سرهنگ «ك» همچنان در تلاشند از شدت مجازات وی كه مسوول كشته شدن سه نفر و شكنجه 145 نفر است، كاسته شود.

همچنین سروان خ،‌ عامل شكنجه متهمین در بازداشتگاه كهریزك بوده كه با استفاده از تعدادی از اراذل و اوباش زندانی، در این محل به شكنجه دستگیرشدگان پرداخته است.

گفته می‌شود وی در تلاش است مسئولیت شكنجه‌ها را به دوش اراذل و اوباش مذكور، به ویژه فردی به نام «ممد –ك» كه محكوم به 27 سال زندان است، بیندازد.


از سوی دیگر متخلفان قضایی در پرونده بازداشتگاه كهریزك كه شامل چند مقام مشهور قضایی نیز می‌شوند، تلاش دارند همه تخلفات را به یك بازپرس جزء با نام (ح - ف)، نسبت داده و برخورد با وی را تنها درحد تعلیق او محدود كرده و از مجازات جلوگیری كنند.
+ نوشته شده در 2009/9/12ساعت 10:14 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

خطاب به سیاستمداران غالب ومغلوب:

تفنگهارازمین بگذارید

ببهانه ستم وفریادهای دردمندانه خانواده شهید باکریها.........

« دشنه ها اما شرم دارندکه بگویند باسینه های جوانان ما چه کردند گلوله ها دیگر سفیرنمی کشندوقبضه های تفنگ درشگفتند که ازچه روی٬ سوی میهن نشانه رفته اندوخواهران بغض آلود شهداوسردارانمان دیگردرخویش نمی گریند که با بلندترین فریادها یاوران خودرا صدا میکنند که ای مسلمانان : اگرمسلمانی اینست که درهای منازل

 /قسمتی ازنامه امیرحسین موحدی به سیاستمداران غالب ومغلوب/

 ادامه نامه ومتن اخبارمرتبط واظهارات خانم باکری در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در 2009/9/7ساعت 15:50 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

پیشنهادمهم علماوصاحبنظران آذربایجانی برای جلوگیری ازاستحکام .پیشروی کودتا:

پرزیدنت موسوی بلادرنگ کابینه خودرا به ملت معرفی کند

یک منبع آگاه درآذربایجان اعلام کرد متعاقب نامه تاریخی مهدی کروبی به آیت الله العظمی منتظری که بسیاری آنرا اعاده رسمی مقام رهبری مذهبی جنبش ملی ایرانیان به ایشان ارزیابی میکنند دیشب تعدادزیادی ازعلما وچهره های سیاسی آذربایجان پس ساعتها بحث وگفتگو درتبریزافرادی رامامورکردند تا مقدمات طرح ایجادکابینه نمادین توسط پرزیدنت موسوی رابه ایشان پیشنهادواورامتقاعدکنند برای انفاذ مشروع اراده ملت طبق همین قوانین موجود از تنها رهبرمذهبی مشروع یعنی آیت الله منتظری تقاضای  کمک نمایند.این اقدام ازسوی شرکت کنندگان در مجلس دیشب تبریز حرکت بزرگ برای جلوگیری ازاستحکام وپیشروی کودتاچیان عنوان وبلافاصله پس ازسحر چندنفرنیزراهی قم ومشهدشدند پیرو خبراین منبع کاملا آگاه علمای آذربایجان قول داده اند بلافاصله بعدازاین اقدام فتوای حضور مردم درخیابانه را صادروبرای شکستن استبداد دوهدف راهبردی را پیگیری خواهندکرد:

۱-اعلام بیعت با آیت الله العظمی منتظری بعنوان رهبرمشروع ومذهبی ایران که منطبق بودن آن با قانون اساسی فعلیغاصبان قدرت را خلع سلاح میکنداگرچه درایندوره گذرباید بفکر تغییر قانون اساسی توسط ملت بود

۲-اعلام همبستگی احزاب گروهها شخصیتها وقاطبه ملیون با پرزیدنت میرحسین موسوی وتلاش برای اعاده سپاه وارتش به آغوش ملت وانتقال قانونی قدرت به دولت ایرانی وقانونی موسوی

منابع خبری مزبور درآذربایجان که پیگیراین خبرمهمند تلاش دارند اخباراین تحول را اخذ ومنعکس نمایند.

+ نوشته شده در 2009/9/5ساعت 4:44 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 

بنابه گزارشات رسیده زندانی سیاسی حامد یازرلو روز یکشنبه از بند 209 زندان اوین  به  دادگاه انقلاب برده شد و بر مبنای قانون محاربه مورد محاکمه قرار گرفت.

حامد یازرلو 28 ساله کارشناس هوا – فضا روز یکشنبه 8 شهریور ماه به دادگاه انقلاب برده شد. او در شعبۀ 28 دادگاه انقلاب توسط محمد مقیسه ای از اعضای کمسیون مرگ قتل عام زندانیان سیاسی سال 67 مورد محاکمه قرار گرفت. ابتدا علی اکبر حیدری فر رئیس شعبۀ 1 امنیت بعنوان نماینده دادستان برای آقای یازرلو تقاضای اشد مجازات، اعدام را نمود. حیدری فر بر مبنای  گزارش وزارت اطلاعات  آقای یازرلو را به 12 مورد متهم نمود. که اتهامات نسبت داده شده عبارتند از:محاربه بدلیل پشبرد اهداف سازمان مجاهدین خلق ایران /شرکت در مجالس و محافل خانوادگی/جمع آوری اخبار و اطلاعات زندانیان سیاسی از جمله هود یازرلو (برادرش) /شرکت در کوهنوردی و فوتبال سالنی با حضور خانواده/شرکت در مراسم ها و مناسبتها در حسینیه ارشاد/برقراری ارتباط ایمیلی با اعضای خانواده اش در قرارگاه اشرف/حضور در تجمعات و اعتراضات دانشجوئی/ جمع آوری کلکسیون سخنرانیها و مراسم های سازمان مجاهدین خلق ایران و موارد متعدد دیگر

سپس محمد مقیسه ای رئیس شعبۀ 28 دادگاه انقلاب و از اعضای کمسیون مرگ قتل عام زندانیان سیاسی سال 1367 با برخوردهای غیر انسانی و فریاد زدنها نسبت به هر مورد از اتهامات پرداخت  که با اعتراضات وکیل او  خانم غنوی مواجه گردید. خانم غنوی و آقای یازرلو  در مورد اتهاماتی مانند کوهنوردی و فوتبال سالنی ابراز داشتند که در هیج جای قانون  مبنای بر ممنوع بودن ورزش ذکر نشده است پس اتهامات بی مورد است و همچنین نسبت به سایر اتهامات جوابهای داده شد و بعضی از آنها را رد نمود و بقیۀ آنها را فاقد هرگونه  اساس و مبنای حقوقی دانستند و خواستار تبرۀ موکل خود شد. مقیسه ای قرار است در روزهای آینده در این مورد حکم خود را صادر کند.

از طرفی دیگر به پدر او دکتر یازرلو اجازه شرکت در دادگاه داده نشد.

علی اکبر حیدری فر مسئول شعبۀ 1 دادگاه انقلاب که بعنوان نماینده دادستان کیفرخواست را علیه زندانیان سیاسی و سایر زندانیان را قرائت می کند. این فرد از تیم سعید مرتضوی و حسن زارع دهنوی است که در جریان قیام اخیر مردم ایران دستور انتقال تعداد زیادی از جوانان را به اردوگاه مرگ کهریزک را صادر کرد. که تعدادی از آنها در اثر شکنجه های قرون وسطائی جسمی ،روحی و جنسی  جان باختند این فرد همچنین با تصمیم گیری مشترک سعید مرتضوی و حسن زارع دهنوی دستور انتقال  صدها نفر از جوانان قیام را به شکنجه گاههای مانند ؛آگاهی شاپور ،کلانتری 148،بازداشتگاههای مخفی سپاه پاسدارن و نیروی انتظامی را صادر کردند. آنها دارای دستورات ویژه از علی خامنه ای برای انجام جنایتهای ضد بشری تحت عنوان قاضی هستند.

لازم به یادآوری است حامد یازرلو 2 اسفند 1387 با یورش وحشیانه ماموریم وزارت اطلاعات و با فرماندهی سربازجوی اوین آخوندی با نام مستعار علوی دستگیر و به بند مخوف 209  منتقل گردید او به مدت 120 روز در سلولهای انفرادی تحت شکنجه های جسمی و روحی بازجویان وزارت اطلاعات قرار داشت و 198 روز است که در بند مخوف 209 زندان اوین  بسر می برد.همچنین مادرش خانم نازیلا دشتی در بند زنان زندان اوین زندانی است و برادرش هود یازرلو در بند 4 زندان گوهردشت در بازداشت بسر می برد، که هر کدام از آنها  به 3 سال زندان  بدلیل دیدار قانونی با اعضای خانواده شان در قرارگاه اشرف محکوم شده اند.  

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، دستگیری،شکنجه روحی و جسمی ، بیش از 6 ماه بازداشت در بند مخوف 209 و نسبت دادن اتهام واهی محاربه جهت صدور احکام سنگین را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر سازمانهای حقوق بشری خواستار اقدامات لازم برای آزادی تمامی زندانیان سیاسی در ایران است.

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
13 شهریور 1388 برابر با 04 سبتامبر 2009

 

+ نوشته شده در 2009/9/4ساعت 16:18 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 
پیمان عارف از دانشجویان محروم از تحصیل پس از گذشت بیش از 70 روز بازداشت در سلول انفرادی، به بند عمومی زندان اوین انتقال یافت.


به گزارش خبرنامه امیرکبیر این در حالی است که پیش از ماه رمضان با گذشت دو ماه از بازداشت، به خانواده عارف اطلاع داده بودند که وی بزودی آزاد خواهد شد. اما با وجود این هفته گذشته حکم ۱۸ ماه حبس تعزیری پیمان مربوط به پرونده قبلی وی که در مرحله تجدید نظر بوده به اجرا در آمده است.


عارف اکنون پیمان پس از دو ماه و نیم حبس انفرادی برای گذراندن ۱۸ ماه حبس دیگر به بند عمومی منتقل شده است.


وی در تماس اخیر خود اظهار داشته است که در هفته های اول بازداشت به عنوان قرصی آبی رنگ به عنوان دارو به وی داده شده که رفتارها و گفتار او را از حالت آگاهانه خارج می کرده است.


گفتنی است در تماسی که پیمان عارف پس از گذشت دو هفته اول بازداشت داشته است، به موارد گنگ و مبهمی اشاره کرده که نگرانی‌ها را نسبت به وضعیت سلامت وی شدیدتر کرده است.


پیمان عارف هنگام انتقال از دادسرای نظامی به دادگاه انقلاب به شدت مورد ضرب و شتم باز جوها قرار گرفته است
+ نوشته شده در 2009/9/4ساعت 16:17 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |


جنبش راه سبز:‌ گزارش‌ها حاکی است که منصور اسانلو، رييس هيئت مديره سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس‌رانی تهران، روز چهارشنبه به سلول انفرادی در زندان رجايی‌شهر کرج منتقل شده است. همزمان، فشارها بر ديگر فعالان کارگری در نقاط ديگر ايران افزايش يافته است.در پی حمله ماموران زندان و ضرب و شتم هم‌سلولی‌های منصور اسانلو توسط آنها که منجر به ناراحتی قلبی اين فعال کارگری شد، گزارش نزديکان به خانواده رئيس زندانی هيئت مديره سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران حاکی از انتقال او به بند يک زندان رجايی شهر است.

در حالی که اين بند، بدترين بند اين زندان به شمار می رود، گفته می شود که آقای اسانلو در يک سلول انفرادی نگهداری می شود. همين موضوع موجب نگراني شديد خانواده آقاي اسانلو از اين وضعيت شده است، به وي‍ژه كه در اين مدت،‌امكان تماس با او را نداشته اند. پيشتر منصور اسانلو در بند چهارم زندان رجايی شهر به سر می برد که اين بند نيز شرايط مناسبی از لحاظ بهداشتی و غذايی نداشت و اين تاثير بدی بر روی سلامت جسمانی وی داشته است.

انتقال منصور اسانلو وی پس از انتشار نامه ای از سوی او در مورد اتهامات وارد آمده به سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران در چهارمين جلسه محاکمه گروهی از بازداشت شدگان حوادث پس از کودتای ۲۲ خرداد صورت گرفته است. آقای اسانلو در اين نامه با توجه به اينکه در اين جلسه به نقل از مسعود باستانی، روزنامه نگار زندانی که به گفته نزديکانش تحت فشار شديد قرار داشته است،‌مطالبی عليه سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران گفته شده بود، توضيحاتی داد.

اين فعال کارگری با اشاره اينکه چهره آشفته آقای باستانی در يک عکس « حکايت از سختی های فراوانی داشت که بر او رفته است»‌نوشت:‌«‌ايشان فيلمی از کارگران و همسران محروم سنديکای شرکت واحد با همکاری اينجانب تهيه کرده است که در اين فيلم کارگران اخراجی و همسرانشان در باره مزايای سنديکا و چگونگی تغيير رفتار و گفتار کارگران سنديکايی بعد از عضويت در سنديکا و آموزش های انسانی که ديده اند، از سنديکا قدردانی کرده و خانواده های اين کارگران نيز خود را عضو سنديکا دانسته اند.» منصور اسانلو افزود:«‌اين فيلم موجود است و صدا و سيما می تواند اين فيلم را به جای دفاعيه سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی برای همه مردم ايران و جهان نمايش دهد.»

انتشار اين نامه همزمان با حمله ماوران زندان رجايی شهر به سلولی شد که او همراه با شماری از مجرمان عادی در آن نگهداری می شد.در اين حمله،‌گرچه اين فعال کارگری مورد ضرب و شتم قرار نگرفت، اما وسايل او از جمله کارت تلفن توسط ماموران ضبط شد. پس از آن اين خبر توسط محمد اوليايی فرد، که قرار است وکالت رسمی او را بر عهده بگيرد، در گفت و گو با راديو فردا تاييد شد.آقای اسانلو پس از انتقال از زندان اوين به زندان رجايی‌شهر در سال گذشته، در بند مجرمان عادی نگهداری می‌شود و اين اقدام در شرايطی صورت گرفته است که وی، خانواده و وکلای مدافع او به اين موضوع اعتراض کرده اند.  به گفته وکلای مدافع و خانواده اين فعال کارگری، اين اقدام نقض تمامی حقوق اوليه هر زندانی است، زيرا او نيمی از پنج سال دوران محکوميتش را سپری کرده است و مطابق قانون مجازات اسلامی، زندانی بايد در محل زندگی خود نگهداری شود.

اين وضعيت در شرايطی برای منصور اسانلو رقم زده شده است که در ماه های گذشته، دو بار مورد تهديد يکی از جانيان قرار گرفت و در عين حال،‌اقدامی توسط مقام های زندان در جهت انتقال منصور اسانلو به بندهايی که زندانيان دارای جرايم سياسی و عقيدتی به سر می برند، انجام نشد.
اين در حالی بود که کمپين بين‌المللی حقوق بشر در ايران در نامه‌ای به آيت الله هاشمی شاهرودی، رئيس وقت قوه قضائيه،‌از تهديد جانی آقای اسانلو توسط يکی از جانيان حاضر در زندان اظهار نگرانی کرده بود.

به گفته خانواده و وکلای مدافع رئيس زندانی سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران، او از بيماری در ناحيه قلب،‌کليه و کمر رنج می‌برد. ضمن آنکه تاکنون سه عمل جراجی چشم داشته است و بايد به طور مرتب از سوی متخصصان چشم‌معاينه شود و تحت معالجه قرار داشته باشد. با توجه به اين وضعيت، خانواده وی بارها از مقام‌های قضايی، خواستار مرخصی پزشکی جهت درمان و يا حتی آزادی وی شده‌اند، اما اين درخواست نه تنها ناديده گرفته شده و بی پاسخ مانده است، بلکه اين مقام ها از اعطای مرخصی عادی به آقای اسانلو از زمان بازداشت او در تيرماه سال ۱۳۸۶ تاکنون‌خودداری کرده‌اند.

وی به اتهام اقدام عليه امنيت ملی به پنج سال زندان محکوم شده است که اين موضوع اعتراض اتحاديه‌های بين‌المللی کارگری و سازمان‌های حقوق بشری را به دنبال داشته است. در همين حال، يکی از نزديکان به خانواده آقای اسانلو به «‌جرس»‌گفت که پسر کوچک آقای اسانلو چند روز پيش توسط يک موتورسوار مورد ضرب و شتم قرار گرفته است. به گفته وی، فرد مهاجم هنگام کتک زدن فرزند اين فعال کارگری، به نام پدر او اشاره کرده است.
اما اين تنها اذيت و ازار خانواده آقای اسانلو نبوده است. چند هفته پيش نيز عده ای به نام مامور امنيتی قصد بازداشت عروس منصور اسانلو را داشته اند که موفق به اين کار نشده اند.

همزمان با اين موضوع، گزارش ها از احضار دوباره سه تن از اعضای هيئت مديره سنديکای کارگران شرکت نيشکر هفت تپه،‌به نام های علی نجاتی، فريدون نيکو فر و رضا رخشان است. درعين حال،‌خبرنامه دانشگاه آزاد قزوين از بازداشت حدود ۲۰ نفر از فعالان اجتماعی و کارگری در اين شهر خبر داده است. اين فشارها همزمان با تشديد اعتراض های صنفی کارگران به پرداخت نشدن حقوق، ادامه اخراج ها و بدتر شدن وضعيت زندگی شان صورت می گيرد

+ نوشته شده در 2009/9/4ساعت 16:16 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 

 

پیمان عارف، دانشجوی ستاره دار محروم از تحصیل که در حال گذراندن خدمت سربازی بود پس از بازداشت و طی مدت حضور در چند بازداشتگاه مورد ضرب و شتم و تضییع حقوق قرار گرفت، مهمترین موارد تضییع حقوق وی از دیدگاه حقوقدانان به شرح ذیل است

1. عدم ابلاغ رای تجدید نظر شعبه ۳۶ استان تهران به اصیل یا وکلای وی ـ با وجوددرج تاریخ ۲۳ فروردین ۸۸ روی رای ـ و اجرای رای لبغ نشده توسط شعبه ۶ اجرای احکام

2. عدم انطباق انشاء رای ابرام شده (تجدید نظر شده) با رای بدوی چه از حیث عنصر ماده جرم و چه از نظر عنصر قانونی آن(به عنوان مثال فعل ارتکابی در رای تجدید نظر شده سخرانی در حمایت از دکتر آغا جری ذکر شده ولی عنصر قانونی اجماع برای تبانی علیه نظام که کاملا بی ربط است.)

3. این دو امر این رای را مشمول ماده ۱۸ قانون آیین دادرسی کیفری می کند.

4. بلاتکلیفی پرونده . با وجود صدور قرار وثیقه برای پروند اخیر - بازپرس امنیت عنوان داشته برای حبس ۱۸ ماه حبس پرونده قبلی به بند عمومی اوین منتقل گردیده ـ این درحالی است که در نامه معرفی به زندان که توسط باز پرس نوشته شده "پیمان عارف" به عنوان متهم به تبلیغ علیه نظام به زندان معرفی شده نه به عنوان محکوم!

5. عدم تفکیک متهمان و محکومین در اندرز گاه ۸ بر مبنای تفکیک جرایم و نگهداری وی در کنار محکومان انواع جرایم!

6. بازرسی بدنی به صورت لخت مادر زاد با در آوردن لباس زیر در ورود به زندان اوین در روز اشنبه ۸ شهریور - حتی بازرسی از قسمت هایی از بدن که موجب توهین و تحقیر می شود!

7. ضرب و شتم منجر به شکستن دندان و شکایت وی از بازجو ی "حفاناجا" و نامه به بازپرس شعبه برای اعزام به پزشکی قانونی که هرگز مورد اجابت قرار نگرفت و فحاشی های ناموسی توسط بازجو در مورد خانواده وی و دو کاندیدای اصلاحات.

8. جمله مطرح شده توسط مسئول شعبه ۶ اجرای احکام در روز ۱شنبه ۸ شهریور ک برای من اجرای عدالت مم نیست ـ مهم این است که زندان های ما خالی و بیکار نباشند.

9. تو هین قومیتی باز پرس در ۱شنبه ۸شهریور به پیمان عارف !

10. اظهارات قاضی شعبه ۶ مبنی بر کشف وسایل قمار و مشروبات الکلی از وی ! در صورتی که چنین مطلبی کذب بوده ( صورت جلسه تفتیش منزل ایشان جهت ارائه موجود است!) چنین موردی در پرونده نیز وجود ندارد.


پیمان عارف، دانشجوی ستاره دار محروم از تحصیل که در حال گذراندن خدمت سربازی در دفتر مطالعات آموزشی نیروی انتظامی استان گیلان بود، در تاریخ 28/3/88 توسط نیروهای حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی گیلان و با نیابت قضایی بازداشت شد وتا تاریخ 30/3 در زندان شماره 2 رشت به سر برد. تا این که پس از انتقال به دادسرای نظامی تهران، پرونده ی وی به شعبه ی دوم بازپرسی دادسرای انقلاب تهران ارجاع شد، تنها اتهامی که تاکنون به ایشان تفهیم شده، صرفاً مصاحبه در خصوص تشکیک در انتخابات ریاست جمهوری دهم بوده است و وی هم اکنون با قرار بازداشت موقت در بند 209 اوین به سر می برد. نامبرده فارغ از اتهامات جدید در پرونده قبلی داراي 18 ماه حكم زندان بوده كه در دادگاه تجديد نظر هم قطعي شده بود، اكنون این حکم براي اجرا به دايره اجراي احكام ابلاغ شده است.

منبع خبر :خبرگزاری هرانا
+ نوشته شده در 2009/9/4ساعت 16:15 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 

فعالان حقوق بشر در ایران

خبرگزاری هرانا : رسول بداقی از اعضای کانون صنفی معلمان ایران و فعال حقوق بشر توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.

طی هفته جاری نیروهای امنیتی با مراجعه به منزل شخصی آقای بداقی، اقدام به تفتیش منزل و ضبط لوازم شخصی وی از جمله دست نوشته ها، کتب و غیره کرده و سپس این فعال صنفی و همکار مجموعه را با خود به نقطه نامعلومی منتقل کرده اند.

از سرنوشت آقای بداقی پس از بازداشت و همچنین دلایل بازداشت وی همچنان اطلاعی در دست نیست

+ نوشته شده در 2009/9/2ساعت 19:2 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 
 

بنابه گزارشات رسیده از بند 4 زندان گوهردشت کرج ،منصور اسالو رئیس هیئت مدیره شرکت اتوبوس رانی تهران بعد از ظهر امروز به سلولهای انفرادی بند 1 معروف به سگ دونی منتقل کردند.

آقای منصور اسالو رئیس هیئت مدیره شرکت اتوبوس رانی تهران  واحد بعد از ظهر روز چهار شنبه 11 شهریور ماه  به صورت ناگهانی از بند 4 زندان گوهردشت به سلولهای انفرادی بند 1 که معروف به بند آخر خطیها  است وپاسداربندها به سلولهای انفرادی آن سگ دونی اطلاق می کنند منتقل شده است.شرایط این بند وحشتناک می باشد و زندانیان سیاسی که به این بند منتقل می شوند تحت شکنجه های وحشیانه قرار می گیرند.  در حال حاضر بهروز جاوید طهرانی در این بند بسر می برد.

در روز یکشنبه 8 شهریور ماه مامورین حفاظت و اطلاعات و گارد زندان به بند 4 زندان گوهردشت کرج یورش بردند و زندانیان سیاسی و از جمله آقای منصور اسالو مورد ضرب و شتم و اهانت قرار دادند و آنها را به مدت 5 ساعت در زیر گرمای و آفتاب شدید قرار دادند و در این مدت حق استفاده از سروس بهداشتی و نوشیدن آب محروم بودند . آنها همچنین به سلولهای زندانیان سیاسی یورش بردند و وسائل زندانیان را تخریب و دست نوشته ها و سایر وسائل شخصی آنها را با خود بردند.

آقای اسالو از ناراحتی های متعددی رنج می برد و انتقال او به سلولهای انفرادی معروف به سگ دونی جان او را در معرض خطر جدی قرار میدهد

یورشهای وحشیانۀ و اذیت و آزار و انتقال  زندانیان سیاسی  به دستور وزارت اطلا عات صورت گیرد  و توسط علی حاج کاظم و علی محمدی رئیس و معاون زندان ،کرمانی رئیس حفاظت و اطلاعات زندان،نبی الله فرج نژاد معاون حفاظت و اطلاعات زندان به اجرا در می آید.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، انتقال آقای منصور اسالو به سلولهای انفرادی با شرایط قرون وسطائی را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سازمان جهانی کار و سایر سازمانهای مدافع حقوق کارگران در جهان خواستار اقدامات گسترده برای پایان دادن به جنایتهای سیستماتیک علیه زندانیان سیاسی در ایران است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

11 شهریور 1388 برابر با 02 سپتامبر 2009

 

گزارش فوق  به سازمانهای زیر ارسال  گردید:

کمیساریای عالی حقوق بشر

کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا

سازمان عفو بین الملل

سازمان دیدبان حقوق بشر


http://hrdai.blogspot.com

pejvak_zendanyan10@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

Tel.: 0031620720193

 
+ نوشته شده در 2009/9/2ساعت 19:1 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 
 

بنابه گزارشات رسیده ،نادر احسنی از دستگیر شدگان گرامی داشت 16 آذر 1386  صبح امروز برای محاکمه به شعبۀ 28 دادگاه انقلاب فراخوانده شد.

صبح روز چهارشنبه 11 شهریور ماه ساعت 09:00 قرار بود که آقای نادر احسنی در شعبۀ 28 دادگاه انقلاب توسط محمد مقیسه ای (معروف به ناصریان) از اعضای کمسیون مرگ قتل عام زندانیان  سیاسی درسال 1367 مورد محاکمه قرار گیرد ولی با تاخیر 45 دقیقه ای بدون حضور نماینده دادستان و نه در صحنه دادگاه بلکه در دفترکار  وی مورد محاکمه قرار گرفت. هنگامی که وکیل آقای احسنی قصد بستن درب دفتر او را داشت با مخالفت مقیسه ای مواجه گردید.

مقیسه ای به محض باز کردن پرونده آقای نادر آحسنی با صدای بلند شروع به داد و فریاد کردن كه شماها خانوادگي نسل در نسل چپ هستيد مثل اينكه نمي خواهيد آدم بشويد و مي خواهيد تا آخر عمرتان همين جوري بمانيد. او همچنین تمامی موارد اتهام را با داد و فریاد می خواند. مقیسه ای همچنین در مورد مراسم گرامیداشت 16 آذر سال 85  از آقای احسنی پرسید چه چیزی را می خواهید؟ در جواب آقای احسنی به مقیسه ای گفت آزادی بیان! مقیسه ای با برخوردی وحشیانه و غیر انسانی شروع به داد و فرباد کردن نمود که آزادی بیان شما ریختن تو خیابان و با چاقو شکم مردم را پاره کردن( اعمال  بسیجیها را به دیگران نسبت دادن) . در اینجا آقای ابوطالبی وکیل آقای احسنی به حرفها و برخورد های  مقیسه ای اعتراض نمود. در پایان مقیسه ای خطاب به آقای احسنی گفت تمامی موارد اتهامات را می پذیری.آقای احسنی خطاب به مقیسه ای گفت :هیچ کدام را نمی پذیرم در زندان زیر بار هیچ کدام نرفتم اینجا هم هیچ کدام را نمی پذیرم.

اتهاماتی که به آقای احسنی نسبت داده شده عبارتند از: اقدام عليه امنيت ملي ، تبليغ عليه نظام ، عدم اعتقاد به پوشش زنان ، اغتشاش در دانشگاه ، شركت در مراسم غير قانوني در دانشگاه، عدم اعتقاد به احكام اسلام و مباني جمهوري اسلامي و اتهامات دیگری که مقیسه ای به آن افزود.

نادر احسنی در تاریخ 11 آذر ماه 1386 از جلوی منزل شخصی پدری خود توسط مامورین وزارت اطلاعات ربوده و به سلولهای انفرادی بند 209 زندان اوین که در کنترل بازجویان وزارت اطلاعات است منتقل شد. آقای احسنی به مدت 68  روز در بند 209 زندان اوین زندانی بود، که 58 روز آن را در  سلولهای انفرادی بسر برد. او در طی این مدت تحت وحشیانه ترین شکنجه های جسمی و روحی بازجویان وزارت اطلاعات  قرار داشت.

آقای احسنی پس 68 روز در بند بودن با تلاشهای گسترده بین المللی رژیم را وادار به آزادی او و سایر دستگیر شدگان نمود. حسن زارع دهنوی معروف به  حسن حداد برای تحت فشار قرار دادن این خانواده  آنها را وادار به قرار دادن وثیقه بسیار سنگین  100 میلیون تومانی نمود.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ،نسبت دادن اتهامات واهی و برخوردهای غیر انسانی مقیسه ای عضو کمسیون مرگ زندانان سیاسی  سال 67 را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر سازمانهای حقوق بشری خواستار اقدامات عملی برای پایان دادن به نقض گسترده و سیستماتیک حقوق بشر در ایران است.

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
11 شهریور 1388 برابر با 2 سپتامبر 2009

 

+ نوشته شده در 2009/9/2ساعت 19:0 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 

سحام‌نیوز: محمود رئیسی‌نجفی، یکی دیگر از شهدایی است که در حوادث پس از انتخابات 22 خرداد در میدان آزادی تهران مورد ضرب و شتم واقع شد و به شهادت رسید. شایان ذکر است که نام این شهید تا کنون در زمره شهدا اعلام نشده است.
همسر مرحوم نجفی در خصوص چگونگی فوت همسرش گفت: «شغل ایشان کارگری بود. آقای نجفی، ام‌ دی ‌اف‌ کار بود. معمولا هر روز ساعت 6 صبح برای کار می‌رفت و اوایل شب به خانه بر می‌گشت. روز 25‌خرداد تا ساعت 5/10 شب ایشان به خانه نیامدند و ما نگران بودیم. حدود ساعت 5/10 زنگ در به صدا درآمد. با توجه به این که آقای نجفی، کلید داشت فکر کردم که غریبه است، از آیفون پرسیدم کیست؟ صدای همسرم را شنیدم و متوجه شدم که آقای نجفی است. گفت با توجه به مشکلی که برای او پیش آمده، نمی‌تواند در را باز کند! نگران شدم و به سرعت پایین رفتم و در را باز کردم. دیدم که اوضاع ایشان بسیار بد و نابسامان و بدنشان زخمی و خون‌آلود است و نمی‌تواند سرپا بایستد. به او کمک کردم که به داخل بیاید. بدن او زخمی، ورم‌کرده، خونین و به شدت آسیب دیده بود. بعد از پرس و جو از وی، آقای نجفی گفت: بعد از پایان کار، من از طرف میدان آزادی به خانه می‌آمدم که دیدم مردم در حال فرار هستند و عده‌ای هم آنان را تعقیب می‌کنند. متوجه شدم که عده‌ای مسلح و باتوم به دست مردم را می‌زنند و فراریان را تعقیب می‌کنند. من از ماجرا بی‌خبر بودم و اصلا نمی‌دانستم که چرا این نیروها مردم را تعقیب می‌کنند و می‌زنند. من راه خود را می‌رفتم که این نیروها مرا گرفتند و با باتوم و مشت و لگد به شدت مورد ضرب و جرح قرار دادند. هر قدر هم به آنان گفتم که من از سر کار دارم بر می‌گردم و اصلا نمی‌دانم که چه خبر است، اعتنا نکردند و مفصل مرا کتک زدند. به قدری با باتوم و مشت و لگد مرا زدند که بی‌حال شدم و از هوش رفتم. وقتی به هوش آمدم متوجه شدم که در داخل یک اتومبیل در حال حرکت هستم. تلاش کردم که با دست‌هایم موقعیت اطرافم را بفهمم. متوجه شدم که چند نفر دیگر نیز در وضعیت من هستند و گویی آنان مرده و یا بی‌هوش هستند و مرا روی آن‌ها انداخته‌اند. با دستم به کف ودیواره ی اتاق ماشین کوبیدم و سر و صدا کردم. نیروهایی که ماشین را هدایت می‌کردند، وقتی متوجه شدند که من زنده هستم و سر و صدا می‌کنم ماشین را نگه داشتند و در را باز کردند. من با التماس به آنان گفتم که من زن و بچه دارم و از سرکار می‌آمدم و اصلا نمی‌دانم که چرا این بلا به سر من آمده است. ظاهرا یکی از آنان دلش سوخت و آمد و مرا کشید و بیرون انداخت. من مطلقا نای ایستادن و حرکت کردن را نداشتم. با سر و صدا و حرکت دست از کسانی که از آن‌جا عبور می‌کردند، کمک خواستم. بعد از مدتی دو سه نفر جمع شدند. از آن‌ها پرسیدم که این‌جا کجاست، گفتند: این‌جا حکیمیه است. من برای آنان موقعیت خود را توضیح دادم و از آنان کمک خواستم و گفتم که یک ماشین بگیرند تا مرا به منزل برساند. مردم برای من ماشین گرفتند و این ماشین مرا به خانه رساند.»
خدیجه حیدری افزود: «مرحوم آقای نجفی حدود 13‌روز زنده بود، بدنش زخمی و پاهای او به شدت باد کرده و دستش هم فلج شده بود. شکمش هم به شدت ورم کرده بود. ما به شدت می‌ترسیدیم که او را به بیمارستان ببریم و بستری کنیم. می‌ترسیدیم که با توجه به وضعیت موجود برای خانواده ما مشکل ایجاد کنند. تا این که روز به روز حال همسرم بدتر شد. روز ششم تیرماه پدر شوهرم آمد و تصمیم گرفتیم که با کمک او همسرم را به بیمارستان طرفه ببریم. در بیمارستان طرفه، پزشک مربوطه گفت: با توجه به این که الآن امکان بستری کردن وی وجود ندارد، او را ببرید و فردا صبح بیاورید تا او را بستری کنیم. همسرم شب خوابید و صبح که می‌خواستیم او را به بیمارستان ببریم، هرچه او را صدا کردیم دیدیم جواب نمی‌دهد.»
آقاجان رئیس‌نجفی، پدر مرحوم نجفی در ادامه ‌گفت: «البته بدن او تا آن لحظه گرم بود. به اورژانس زنگ زدیم، آمدند و گفتند متأسفانه فوت کرده است. گفتند به 110 زنگ بزنید. یک سرباز آمد و تا ساعت 1 بعد از ظهر طول کشید. جنازه را به پزشکی قانونی کهریزک بردند. ما هم شدیدا می‌ترسیدیم که این موضوع موجب دردسری برای خانواده بشود. فردا به آن‌جا رفتیم و جنازه را ندادند و گفتند: باید از نیروی انتظامی نامه بیاورید. به نیروی انتظامی رفتیم و یک مأمور دادند و همراه وی پرونده را در میدان انقلاب به شعبه 7 بردیم. با توجه به این که ما برای تشییع جنازه و مجلس ترحیم اطلاعیه‌ داده بودیم و میهمان‌ها به بهشت‌زهرا آمده بودند، از آن‌ها خواهش کردم که کار ما را زود راه بیاندازند. گفتند: همان که تیر خورده را می‌گویید. ظاهرا ما از تیر خوردن او مطلع نبودیم. بعد از این که از من تعهد گرفتند که ما حق شکایت از کسی را نداریم، نامه‌ای دربسته را به ما دادند و ما به پزشکی قانونی کهریزک رفتیم. نامه را دادیم. گفتند: کجای ایشان تیر خورده؟ گفتیم نمی‌دانیم؟ گفتند در نامه این‌طوری نوشته است. هر کاری کردیم باز هم جنازه را ندادند و ما به بهشت زهرا رفتیم و میهمان‌ها را به رستوران بردیم و از آن‌جا قبل از این که جنازه را دفن کنیم به مجلس ترحیم رفتیم.
پدر مرحوم نجفی در ادامه گفت: فردا دوباره رفتیم و گفتند: تشخیص هویت نشده، دوباره جنازه را به پارک‌شهر بردند و بعد از تشخیص هویت گفتند: تشخیص اسلحه‌شناسی نشده و باید انجام شود، باز هم جنازه را ندادند.»
پدر مرحوم نجفی افزود: «فردا با یک مأمور به پزشکی قانونی کهریزک رفتیم و ساعت 1 بعد از ظهر جنازه را به ما تحویل دادند و ما آن را به بهشت‌زهرا بردیم و دفن کردیم و چون می‌ترسیدیم که برای اعضای خانواده مشکلی ایجاد شود، در اطلاعیه مجلس ترحیم از چگونگی فوت پسرم چیزی نگفتیم. الآن هم این ترس را داریم.»
پدر مرحوم نجفی در پایان خطاب به مهدی کروبی گفت: «بعد از این که متوجه شدیم جناب‌عالی پیگیر مسائل مربوط به کشته‌شدگان و آسیب دیدگان حوادث بعد از انتخابات هستید، دلگرم شدیم و به خدمتتان آمدیم تا اجازه ندهید خون فرزند ما پای‌مال شود.»

+ نوشته شده در 2009/9/2ساعت 18:59 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 

انجمن صنفی معلمان استان کردستان

مسعود کردپور روزنامه نگار و فعال حقوق بشر کرد که به تازگی از زندان آزاد شده است به حکم هیئت رسیدگی به تخلفات اداری استان آذربایجان غربی به باز خرید از خدمت محکوم شد.لازم به ذکر است که این معلم کرد پیشتر به شهرستان تکاب تیعید شده بود و به اتهام تبلیغ علیه نظام و مصاحبه با رسانه های داخل و خارج یک سال را در زندان سپری نموده است.پس از آزادی از زندان دوباره توسط هیئت رسیدگی به تخلفات اداری به استناد به رای دادگاه انقلاب از خدمت در آموزش و پرورش باز خرید شد.مسعود کردپور دارای بیست ویک سال و شش ماه سابقه ی تدریس و خدمت می باشد

+ نوشته شده در 2009/9/2ساعت 18:58 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 
 

 

 از ساعتي پيش حدود300-400 نفر در منطقه مرزداران با سر دادن شعار برعليه رژيم ديکتاتوري ايران بر ادامه اعتراضات خود پا فشاري دارند
شعارها اينها هستند
یاحسین میرحسین
ايراني ميميرد ذلت نميپذرد
دادگاه فرمايشي ملغي بايد گرد

http://www.youtube.com/watch?v=T93zQLZQEW4

+ نوشته شده در 2009/8/30ساعت 16:8 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 
 
 

بنابه گزارشات از بند 4 زندان گوهردشت کرج صبح امروز حفاظت و اطلاعات زندان همراه با تعداد زیادی از نیروهای گارد زندان به زندانیان سیاسی و سایر زندانیان بی دفاع یورش بردند و آنها را بصورت وحشیانه ای مورد ضرب وشتم و اهانت قرار دادند.

روز یکشنبه 8 شهریور ماه حوالی ساعت 0830  حفاظت و اطلاعات و تعداد زیادی از گارد  زندان به بند 4 زندان گوهردشت کرج یورش بردند و زندانیان سیاسی و سایر زندانیان را مورد یورش وحشیانه خود قرار دادند. گارد ویژه بصورت وحشیانه  زندانیان بی دفاع را آماج باتون ها،مشت و لگد  خود قرار دادند و با تحقیر و اهانت  تمامی زندانیان سیاسی و سایر زندانیان را به محوطۀ زندان منتقل کردند.  در این یورش وحشیانه  تعدادی از زندانیان مجروح شدند که از جملۀ آنها آقای سید رضا حسینی 28 ساله با ضربات باتون از ناحیه دست زخمی گردید. گارد زندان زندانیان را به مدت 5 ساعت  در زیر آفتاب و گرمای زیاد قرار دادند .در طی این مدت زندانیان حق استفاده از سرویسهای بهداشتی را نداشتند و زندانیان که بیمار مسن بودند از نوشیدن آب محروم بودند.

همزمان که زندانیان در زیر آفتاب و گرمای زیاد قرار داشتند به سلولهای آنها یورش بردند و حداقل وسائل که خانواده های زندانیان برای آنها تامین کرده بودند یا تخریب کردند و یا با خود بردندو یا اینکه  آنها را پخش کردند .آنها همچنین دست نوشته ها و یاداشتها و سایر وسائل زندانیان سیاسی را با خود بردند.

 از جمله زندانیان که امروز مورد یورش وحشیانه قرار گرفتند و با ضرب و شتم و توهین و تحقیر به محوطه زندان منتقل شدند آقای منصور اسالو رئیس هیئت مدیره سندیکای شرکت واحد ، آقای شیرمحمد رضائی ،حمید و اصغر بنازداده از نجات یافتگان قتل عام 1367 ،محمد علی منصوری ،ارژنگ داودی ،افشین بایمانی،صالح کهندل،علی معزی،هود یازرلو و سایر زندانیان سیاسی می باشند.

پس از پایان یورش و حشیانه به زندانیان سیاسی ،زندانی سیاسی افشین بایمانی و آقای حامد حیدرپور از سالن نوجوانان سالن 12  به حفاطت و اطلاعات زندان برده شدند . آنها توسط نبی الله فرج نژاد تهدید به قتل شدند.نبی الله فرج نژاد معاون حفاظت و اطلاعات خطاب به آنها گفت: شما را می فرستم به بند 1 و دستور میدهم که با چاقو شماها را تک ،تک کنند ابتدا حامد را خواهیم کشت تا بدانید که ما جدی هستیم و خطاب به آقای بایمانی سپس تو را همین بلا  رابر سرت خواهیم آورد.

از طرفی دیگر امروز روز ملاقات خانواده های زندانیان سیاسی و سایر زندانیان با عزیزانشان بود. خانواده ها که بعضی از آنها از شهرستان و با زبان روزه برای دیدن عزیزانشان  آمده بودند. بر خلاف معمول که ملاقاتها صبح صورت می گرفت خانواده ها تا ساعت 13:00 با زبان روزه و در گرمای زیاد در انتظار بسر بردند.

یورش وحشیانۀ امروز به دستور وزارت اطلا عات صورت گرفت و توسط علی حاج کاظم و علی محمدی رئیس و معاون زندان ،کرمانی رئیس حفاظت و اطلاعات زندان،نبی الله فرج نژاد معاون حفاظت و اطلاعات زندان ،شجاعی و حبیب کرمی صورت گرفت.کرمانی و نبی الله فرج نژاد خود شخصا در ضرب وشتم و توهین به زندانیان سیاسی و سایر زندانیان شرکت داشت و به دستور آنها زندانیان با باتون ،مشت و لگد مورد ضرب وشتم قرار می گرفتند.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ،یورش وحشیانه به زندانیان سیاسی و سایر زندانیان بی دفاع و تهدید به قتل آنها را محکوم می کند و از مراجع بین المللی و سایر سازمانهای حقوق بشری خواستار اقدامات جدی برای نجات جان زندانیان سیاسی در ایران است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

08 شهریور 1388 برابر با 30 اوت 2008

 

گزارش فوق  به سازمانهای زیر ارسال  گردید:

دفتر دبیرکل سازمان ملل

کمیساریای عالی حقوق بشر

کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا

سازمان عفو بین الملل

سازمان دیدبان حقوق بشر


http://hrdai.blogspot.com

pejvak_zendanyan10@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

Tel.: 0031620720193

 

+ نوشته شده در 2009/8/30ساعت 16:7 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 
 

روز يكشنبه 8 شهريور ماه  نزدیک به 120 نفر از خانواده بازداشت شده ها در داخل و بخصوص مقابل دادگاه انقلاب تجمع كردند .هر روز عده زيادي از خانواده هاي بازداشت شده ها از صبح همزمان با شروع ساعت كاري تا پايان وقت اداري در مقابل دادگاه انقلاب به انتظار اعلام كفالت و يا وثيقه براي عزيزانشان با نگراني منتظر می مانند.

 دادگاه انقلاب نيز براي تحت فشارهای روحی قرار دادند  خانواده ها هر از چند روزي تعداد اندكي اسم رابه عنوان آزادي با گذاشتن كفالت و وثيقه اعلام مي كند. 

 اكثر خانواده ها از يك طرف نگران وضعيت جسمي و روحي عزيزانشان هستند و از طرف ديگر نگران چگونگي تهيه كفالت و وثيقه هاي سنگين هستند.امروز به تعدادي از خانواده ها از طرف دادگاه انقلاب اعلام شده كه تا آخر هفته تعداد زيادي از بازداشت شده ها آزاد مي شوند كه بيشتر خانواده ها در مقابل درب دادگاه انقلاب فرياد زدند كه باز هم دروغ، گفته بوديد تا قبل از ماه رمضان آزاد مي شوند و امروز مي گوييد تا آخر هفته اين هم يك وعدۀ  فریبکارانه ديگری براي تحت فشار روحی  قرار دادن  خانواده هاست .آنقدر از شما دروغ شنيده ايم كه اگر راست هم بگوييد باور نخواهیم کرد.

 

تعدادي از بازداشت شده ها كه متاهل هستند و همسرانشان خانه دار و تنها منبع درآمدشان از طريق همسرشان بوده در اين مدت با مشكلات اقتصادي بسياري روبه رو شده اند به طوريكه به گفته همسرانشان براي اجاره مسكن و حتي برای امور معیشتی خود دچار مشکل هستند و ناچارا با کمک گرفتن  از خانواده هايشان میتوانند بخشی از مشکلات معیشتی خود را حل کنند. 

 

همزمان در مقابل درب دژباني  زندان اوين هم حدود 30 نفر از خانواده ها حضور داشتند و همچنان خواهان ملاقات و آزادي عزيزان خود هستند.

 

لیست اسامي تعدادي از بازداشت شدگان قیام مردم ایران جهت ارسال به سازمانهای حقوق بشری و اطلاع عموم انتشار می یابد.

1- محسن حاج مرادي 24 ساله دانشجو دوشنبه 26 مرداد در هفت تير بازداشت و به اوين منتقل شده

2- بهرام اصلاني 20 ساله ديپلم پنجشنبه 8 مرداد در ونك بازداشت و به اوين منتقل شده

3- آرمان اسماعيلي 27 ساله جمعه 26 تير در ولي عصر بازداشت و به كلانتري 108 نواب و سپس به اوين منتقل شده

4- عباس علي پور 32 ساله و متاهل شغل آزاد پنجشنبه 18 تير در انقلاب بازداشت و به بند 240 اوين منتقل شده

5- علي سيفي 28 ساله ليسانس متالورژي پنجشنبه 18 تير در امير آباد بازداشت و به اوين منتقل شده

 

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، ادامه بازداشت دستگیر شدگان و تحت فشار قرار دادن خانواده های آنها را محکوم می کند و خواستار آزادی فوری و بی قید وشرط آنها است و همچنین از دبیر کل و کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل خواستار ارجاع پرونده نقض حقوق بشر رژیم ایران به شورای امنیت سازمان ملل جهت گرفتن تصمیمات لازم اجرا است.

 

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

08 شهریور 1388 برابر با 30 اوت 2008

 

+ نوشته شده در 2009/8/30ساعت 16:6 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 
 هم میهن    

منصور اسالو از داخل زندان رجايي شهر به مطالبی که در دادگاه از زبان مسعود باستانی در مورد بیان شد واکنش نشان داد.

بخش هایی از نامه اسانلو به این شرح است:

هم میهنان عزیز

با توجه به اینکه درآخرین دادگاه یکی از زندانیان به نام آقای مسعود باستانی که خبرنگار است به عنوان توضیحاتی پیرامون اتهاماتش از سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه و اینجانب منصور اسالو رئیس هیئت مدیره این سندیکا نام برد و در سیمای جمهوری اسلامی نیز پخش گردید لازم دانستم توضیحات ذیل را به هم میهنان عزیزم ارائه دهم .

مسعود باستانی را از حدود ده سال پیش زمانی که به جبهه مشارکت شرق تهران می رفتم می شناسم جوانی هوشمند و میهن دوست و علاقمند به سرنوشت مردم ایران می باشد ایشان و همسرش مهسا امرآبادی خبرنگار هستند .

چهره آشفته او در تصویری که از او دیدم حکایت از سختی های فراوانی داشت که بر او رفته است .

به هرحال در باره آن قسمت از سخنان ایشان که مربوط به اینجانب منصور اسالو رئیس هیئت مدیره سندیکای شرکت واحد است پاسخ این است :

ایشان فیلمی از کارگران و همسران محروم سندیکای شرکت واحد با همکاری اینجانب تهیه کرده است که در این فیلم کارگران اخراجی و همسرانشان در باره مزایای سندیکا و چگونگی تغییر رفتار و گفتار کارگران سندیکایی بعد از عضویت در سندیکا و آموزش های انسانی که دیده اند از سندیکا قدردانی کرده و خانواده های این کارگران نیز خود را عضو سندیکا دانسته اند . این فیلم موجود است و صدا و سیما میتواند این فیلم را به جای دفاعیه سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی برای همه مردم ایران و جهان نمایش دهد !
با تشکر
منصور اسالو
رئیس هیئت مدیره سنديكاي كارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
شهریور 1388
+ نوشته شده در 2009/8/30ساعت 16:5 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 
 

 «سعیده پورآقایی» قربانی جنایت لباس شخصی‌ها

موج سبز آزادی - اطلاعات جدیدی درباره‌ی یک شهید گمنام جنبش سبز از دو روز قبل به «موج سبز آزادی» رسید که در این دو روز جزئیات آن را مورد بررسی قرار دادیم و از صحت آن مطمئن شدیم. این خبر دردناک حاکی از آن است که یک دختر دیگر، همچون «ترانه موسوی»، قربانی جنایت‌پیشگی برخی بسیجیان شده و پس از آن هم جنازه‌ی وی با اسید سوزانده شده و در نهایت بدون حضور خانواده‌اش به صورت مخفیانه در قطعه 302 بهشت زهرا دفن شده است. جالب است؛ تقدیر این بوده که خبر این جنایت، درست در روزی منتشر شود که دولت کودتا نمایش تشکیل کابینه را در دستور کار دارد؛ دولتی که بی‌اغراق با خون‌ریزی و جنایت بر سرکار آمده است.
به گزارش موج سبز آزادی، سعیده پورآقایی (آمایی) دختر جوانی است که اکنون پیکر او در یکی از قبور گمنام قطعه 302 بهشت زهرا دفن شده است. سعیده پورآقایی تنها فرزند جانباز شهید عباس پورآقایی (آمایی) است که در یکی از شب‌های پس از کودتا در حالی که به الله اکبر گفتن شبانه بر پشت بام خانه‌شان در خیابان دولت تهران مشغول بود، از سوی نیروهای لباس شخصی وابسته به بسیج دستگیر شد و پس از 20 روز جنازه او در یکی از سردخانه‌های جنوب تهران از سوی مادرش شناسایی شد. اما مسئولان ذی‌ربط از تحویل جنازه به مادرش خودداری کردند و حالا پس از هفته‌ها بی‌خبری خانواده‌اش مطلع شده‌اند او به صورت مخفیانه در قطعه 302 بهشت زهرا به خاک سپرده شده است.
بر اساس این گزارش، خانواده این شهید جنبش سبز طی هفته‌های اخیر به شدت تحت فشار بودند تا از افشای ماجرا خودداری کنند. اما بالاخره سکوت درباره این ماجرا شکسته شد و ماجرای تاسف‌برانگیز ظلمی که بر این فرزند شهید رفته، از سوی برخی افراد مطلع، شرح داده شده است که «موج سبز آزادی» برای رعایت مسائل امنیتی از ذکر نامشان معذور است.
به گفته‌ی مطلعان، سعیده پورآقایی پس از بازداشت مورد تجاوز وحشیانه قرار گرفته و سپس به قتل رسیده است. متجاوزان جنازه‌ی وی از زانو به بالا در اسید سوزانده‌اند تا آثار این جنایت شنیع به صورت کامل از بین برود. سپس خانواده‌ی وی تحت فشار قرار می‌گیرند تا علت مرگ دخترشان را بیماری شدید کلیوی اعلام کنند.
این موضوع در حالی اتفاق می‌افتد که جنازه‌ی سعیده اساسا به خانواده تحویل نشده است و شنیدن خبر بیماری سعیده موجب تعجب اقوام وی شده است که اطمینان دارند سعیده سابقه‌ی هیچ نوع بیماری نداشته است؛ و همین دروغ بود که در نهایت به افشای ماجرا منجر شد.
گفتنی است مراسم ختم شهید سعیده پورآقایی (آمایی) روز شنبه هفتم شهریور به صورت محدود در مسجد جامع قلهک (محل زندگی وی) برگزار شد و نمایندگانی از جنبش سبز برای همدردی با خانواده داغدار این شهید مظلوم در این مراسم حضور یافتند.
لازم به ذکر است که برخی اطلاعات تازه که به محض تکمیل منتشر خواهد شد، نشان می‌دهد اکثر کسانی که به صورت مخفیانه و بی‌نام و نشان در بهشت زهرا دفن شدند، دخترانی هستند که مورد تجاوز وحشیانه‌ی نیروهای امنیتی و شبه نظامی قرار گرفته‌اند و دفن شبانه و غیرقانونی آن‌ها نیز برای جلوگیری از افشای ابعاد جنایات رخ داده صورت گرفته است.
«موج سبز آزادی» همچنین جدا از این قبرهای بی‌نام و نشان، از وجود یک گور دسته‌جمعی در نزدیکی بهشت زهرا مطلع شده که به محض تایید و دریافت جزئیات بیشتر، این گزارش نیز به اطلاع خوانندگان خواهد رسید.

+ نوشته شده در 2009/8/30ساعت 16:4 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 
 

خبرگزاری هرانا : منصور اسانلو رییس هیات مدیره سندیکای کارگران اتوبوسرانی تهران امروز در زندان رجایی شهر، مورد ضرب و شتم قرار گرفت.

به گزارش خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران-هرانا و طبق گفته‌ی همسر منصور اسانلو، صبح امروز فرزندان این فعال کارگری  برای ملاقات با پدر خود به زندان مراجعه کرده اما اسانلو با وضعیت بسیار بد روحی و با تاخیر به دیدار فرزندان‌اش رفته بود که با جویا شدن دلیل تاخیر، اسانلو به این نکته اشاره کرد که صبح امروز سربازان امنیتی زندان به این بهانه  که در این سلول مواد مخدر نگه داری می‌شود، سلول را به هم  ریخته وسایل شخصی‌ام را خرد کردند و کیف پول و کارت تلفن و تمامی مدارک من را به همراه خود بردند و در پایان که چیزی پیدا نکردند با زدن چشم بند و دست‌بند به ضرب و شتم من و هم سلولی‌های‌ام پرداختند.

خانواده‌ی اسانلو از وضعيت روحی و جسمی بسیار بد وی بسیار نگران هستند و بارها از مقامات قضایی درخواستی مبنی بر مرخصی پزشکی برای وی کرده‌اند که هر بار با درخواست آن‌ها بدون ذکر دلیل خاصی مخالفت شده است. پیش از این پزشكی قانوني زندان اعلام كرده بود كه منصور اسانلو از لحاظ روحی تحمل زندان را ندارد و بايد هر چه زودتر از زندان آزاد شده و براي مداوا به بيرون از زندان منتقل شود.

لازم به ذکر است که این فعال کارگری به بیماری كليوی و بینایی  مبتلا است و به شدت از درد در ناحیه  كمر و پا رنج مي‌برد. اسانلو که پیش از این در زندان اوین دوران محکومیت خود را می‌گذراند به دلایل نامعلوم از سوم شهریور 87 به سالن شماره‌ی 10 اندرزگاه 4  زندان رجایی شهر منتقل شده است.  وی مدت سه سال از پنج سال محکومیت‌اش را سپری کرده. مطابق قانون مجازات اسلامي زنداني بايد در محل زنده‌گي خود نگه‌داری شود که این امر در مورد اسانلو یر خلاف قانون رعایت نشده است

+ نوشته شده در 2009/8/30ساعت 16:4 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 
 
با وجود وعده ی سبحانی بازپرس امنیت شعبه ی 3 تهران مبنی بر صدور قرار آزادی مهندس کیوان صمیمی، قاضی مرتضوی تا کنون از این امر جلوگیری کرده است. 

این فعال سیاسی، در مدت بیش از 2 ماه و نیم بازداشت ایشان، تنها 2 بار با خانواده ملاقات داشته و از ملاقات با وکیل نیز محروم بوده است.

این گزارش می افزاید مهندس صمیمی در حالی که نزدیک به دو ماه و نیم کلیه ارتباطاتش با دنیای خارج قطع بوده است بازجوها با ارائه اخبار ناصحیح همچون بازداشت آیت الله هاشمی رفسنجانی و خاتمی و موسوی سعی در درهم شکستن وی را داشته اند با اینحال در ملاقات ها از روحیه ی بالایی برخوردار بوده است.

با آنکه زندانبانان و عوامل اجرایی کودتا انجام رفتارهای خشونت آمیز در زندانها را تکذیب می کنند، این فعال سیاسی در آخرین ملاقات به خانواده اش عنوان داشته است که علاوه بر اینکه مدت زیادی در انفرادی به سر برده است وی شدیداً مورد ضرب و شتم قرار گرفته است، به طوری که مجبور شده اند وی را برای درمان به بهداری اوین منتقل و یک روز بستری کنند
+ نوشته شده در 2009/8/30ساعت 16:3 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |


نام: یزدان پناه
سمت: عضو سپاه پاسداران،زندانبان بند چهار زندان عادل باد.


مسئول بند مخوف موسوم به ٤٩. مسئول انفرادیهای مخوف اندرزگاه در عادل آباد. داماد مجید تراب پور رئیس زندان عادل آباد و رئیس سازمان زندان های فارس، کهکیلویه و بویراحمد وعضو کمیسیون قتل عام زندانیان شیراز در سال ۶۷
جرم:شکنجه بی حد و حساب زندانیان سیاسی از جمله خود من در زندان عادل آباد شیراز در دهه شصت. تجاوز به دختران باکره قبل از اعدام.مسئول مستقیم مرگ نوجوان شانزده هفده ساله ای بنام مصطفی دشتبان در انفرادی اندرزگاه عادل آباد در سال شصت و پنچ.
توضیح: دو روایت در مورد مرگ مصطفی دشتبان وجود داشت. یکی اینکه مورد تجاوز جنسی یزدان پناه قرار گرفت وبعد با شلنگ توالت انفرادی خود را حلق آویز کرد. روایت دیگر آنکه به دلیل مقاومت در مقابل تجاوز یزدان پناه توسط وی با شلنگ آب توالت خفه شد . روایت دوم به نظر ما صحیح تر بود چون اولان اگرچه مصطفی خوش سیما و جوان بود، ولی بسیار قوی بود. دوم به دلیل سقف بلند انفرادی های اندرزگاه امکان آن که کسی خودش را حلق آویز کند بسیار کم بود
یزدان پناه بعد از قتل عام سال شصت و هفت به دلیل بد نامی نام خود را تغییر داد و با نام دیگری در سمت مسئول دفتر زندان عادل آباد کارش را در زندان ادامه داد.
che-mishavad.blogspot.com

+ نوشته شده در 2009/8/28ساعت 10:47 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 

منصوره بهکیش دستگير شد


امروز، جمعه 6 شهریور، به مناسبت سالگرد کشتار زندانیان سیاسی قرار بود که مراسمی در گلزار خاوران برگزار شود. اما ماموران امنیتی از برگزاری این مراسم جلوگیری به عمل آوردند. خانواده های جان باختگان سیاسی تصمیم گرفتند که به گورستان بهشت زهرا رفته و  مراسم بزرگداشت خود را در قطعه 33 بهشت زهرا و در همبستگی با خانواده های جان باختگان مبارزات اخیر برگزار کنند که با برخورد شدید ماموران انتظامی و امنیتی مواجهه شدند و منصوره بهکیش را در ساعت 10 صبح دستگیر کردند.
گزارش تکميلی در ادامه خواهد آمد
----------------------------------------------
سرکوبگران جمهوری اسلامی مانع برگزار مراسم خاوران شدند

بنا به گزارشی که از تهران رسیده است، سرکوبگران جمهوری اسلامی امروز جمعه ششم شهریور ١۳٨٨مانع برگزاری مراسم خانواده ها در خاوران شدند. در چند هفته اخیر خانواده ها را تحت فشار قرار داده و آنان را از رفتن به خاوران و برگزاری مراسم بیست و یکمین سالگرد برحذر داشتند. امروز ماموران سرکوبگر رژیم خاوران و اطراف آن را به محاصره در آورده و به کسی اجاز رفت و آمد به خاوران را ندادند.

گزارش رسیده را برای اطلاع همه گان عینا در زیر منتشر می کنیم.

گزارشی از خاوران

طبق برنامه اعلام شده امروز به خاوران رفتیم. جمعیت زیادی نیامده بود. نیروهای انتظامی و امنیتی سراسر جاده خاوران را به اشغال خود در آورده بودند و اجازه عبور به طرف گلزار را نمی دادند. هرکس اصرار و اعتراض می کرد، او را می گرفتند و بعد از گرفتن کارت شناسائی اش وی را رها می کردند. از تجمع خانواده ها به شدت جلوگیری می کردند. خانواده ها در فاصله ای دورتر در به صورت جمع های پراکنده در اطراف خودروهای خود دورهم جمع شده بودند. موتورسوارها گاه گاهی به خانواده ها هجوم می آوردند و سعی می کردند با اذیت و آزار آنها را پراکنده و از محل دور کنند. خیلی از خانواده ها نیامده بودند. یکی از مادران می گفت جمعی از مادران ، همسران و خواهران جان باخته گان را در یکی دو هفته اخیر به اطلاعات احضار کرده اند و بعد از بازجوئی از آنها، تهدید شان کردند که سالگرد برگزار نکنند و به خاوران نروند. به تعدادی هم تلفن ردند و تهدید کرده اند، اگر در مراسم سالگرد در خاوران حضور یابند و یا مراسم برگزار کنند، آنها مسئول هراتفاقی خواهند بود که در خاوران رخ دهد. شنیدم که با افراد سرشناسی نظیر ناصر زرفشان تماس گرفته اند و آنها را هم از رفتن به خاوران منع کرده اند.

من و اعضای چند خانواده  گل هائی را که با خود آورده بودیم، بعد از آنکه از رفتن به خاوران ناامید شدیم، در کنار جاده روی هم قرار دادیم. گروهی بعد از ما در آنجا ماندند که شاید بعد از آنکه ماموران رفتند، بتوانند به خاوران بروند.

در ضمن، درب اصلی خاوران هنوز قفل است و کسی اجازه ندارد در روزهای عادی هم از این درب به گلزار وارد شود. هفته گذشته چند تن از خانواده ها به خاوران رفته بودند و بر سرمزار عزیزان شان گل گذاشته بودند. برای ورود به خاوران باید از درب بالا، از طریق گورستان بهائیان به آن وارد شد. گقته می شود تمام درختانی که در خاوران کاشته بودند خشک شده است.

م. ع برای کانون زندانیان سیاسی ایران(در تبعید)

+ نوشته شده در 2009/8/28ساعت 10:46 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 

بنابه گزارشات رسیده از بند 209 زندان اوین زندانی سیاسی حسن ترلانی به حکم سنگین و ضد بشری 10 سال زندان و تبعید به زندان کرمان محکوم شد.

دانشجوی زندانی حسن ترلانی 22 ساله روز یکشنبه 25 مردادماه  برای چندمین بار به دادگاه انقلاب برده شد و در شعبۀ 22 دادگاه انقلاب توسط فردی بنام محسنی مورد محاکمه قرار گرفت. و روز سه شنبه3 شعریور ماه  به خانواده و وکیلش خانم نسرین ستوده اعلام شد که به 10 سال زندان و تبعید به زندان مرکزی  کرمان محکوم شده است.

زندانی سیاسی حسن ترلانی  روز یکشنبه 14 تیر ماه که به شعبه 22 دادگاه انقلاب برده شده بود.اتهامات نسبت داده شده (محاربه، اقدام علیه امنیت،تبلیغ علیه نظام و اتهامات دیگر) را رد کرده بود و آنها را ساختگی و فاقد هرگونه وجهۀ قانونی دانسته. محسنی رئیس شعبۀ 22 دادگاه انقلاب  خطاب به دانشجوی در بند اظهار داشت که از وزارت اطلاعات در این باره  استعلام خواهد خواست.

دانشجوی اسیر مجددا روز یکشنبه 25 مرداد به شعبۀ 2 دادگاه انقلاب برده شد و علاوه بر اتهامات قبلی اتهامات جدیدی به او نسبت داده شد که عبارتند از :داشتن عکس مادر و برادرش که در قرارگاه اشرف بسر می برند، داشتن ارتباط با نهضت آزادی، صرف شام در منزل دکتر محمد ملکی،نگهداری عکسهای آقای مسعود رجوی و خانم مریم رجوی در منزل،داشتن ارتباط ایمیلی با سازمان مجاهدین خلق ایران و اتهامات متناقض و متعدد دیگری .محکومیت سنگین و غیر انسانی این زندانی سیاسی باعث حیرت و شگفتی وکیل وی شده بود.

سعید شیخان  سر بازجوی و زارت اطلاعات در بند 209 زندان اوین که از شکنجه گران شناخته شدۀ زندان اوین می باشد و در اثر شکنجه های قرون وسطائی او تعدادی از زندانیان علیرغم گذشت سالها از آن زمان هنوز از آثار آن رنج می برند که از جملۀ آنها  شکنجه بهروز جاوید طهرانی  می باشد. سربازجوی وزارت اطلاعات همزمان که زندانی سیاسی را در زیر شکنجه های طاقت فرسای خود دارد ،خانواده زندانی را تحت فشارهای شدید روحی و تهدیدات خود قرار میدهد تا از تماس گرفتن با رسانه و سازمانهای حقوق بشری خوداری کنند و وضعیت عزیزانشان را به  آنها اطلاع ندهند . او خانواده ها را فریب می دهد که در صورت سکوت شرایط عزیز در بند آنها  را بهتر خواهد کرد و از دادن حکم زندان جلوگیری خواهد کرد. تا اینکه خانواده ها را در مقابل عمل واقع شده قرار دهد. بازجویان وزارت اطلاعات حکم زندانی را تعیین می کنند و قاضی وزارت اطلاعات حکم را به زندانی ابلاغ می کنند.

لازم به یاد آوری است که زندانی سیاسی حسن ترلانی 2 اسفند ماه در پی یورش  مامورین وزارت اطلاعات دستگیر شدو 190 روز است که از بازداشت او در بند 209 زندان اوین می گذرد. 88 روز آن را در سلولهای انفرادی تحت شکنجه های جسمی و روحی بسر بردند.او در اثر شکنجه های غیر انسانی دچار ناراحتی گوارشی است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، حکم سنگین و غیر انسانی همراه با تبعید علیه دانشجوی زندانی را محکوم می کند  و از کمیسر عالی  حقوق بشر سازمان ملل و سایر مراجع بین المللی خواستار ارجاع پرونده نقض حقوق بشر این رژیم به شورای امنیت سازمان ملل متحد  است .

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
5 شهریور 1388 برابر با 27 اوت 2009

 

 گزارش فوق  به سازمانهای زیر ارسال  گردید:

کمیساریای عالی حقوق بشر

کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا

سازمان عفو بین الملل

سازمان دیدبان حقوق بشر

+ نوشته شده در 2009/8/28ساعت 10:45 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 
 گزارش از خيابان‌های خسروی و صالحی در محله اميرآباد تهران
 
با آنکه نزديک هفتاد روز از شهادت ندا آقاسلطان توسط عوامل دولت کودتا می‌گذرد، گزارش‌های رسيده به «موج سبز آزادی» حاکی از آن است که حاميان جنبش سبز و اهالی محله اميرآباد تهران، هنوز ياد و خاطره اين شهيد نهضت سبز را زنده نگه داشته‌اند.

بر اساس گزارش‌های رسيده از فعالان جنبش سبز به «موج سبز آزادی»، حاميان جنبش سبز تقريبا هر روز با چسباندن اعلاميه و بستن پارچه سبز روی جعبه‌ی تقسيم برق کنار محل شهادت ندا، ياد او را زنده نگه می‌دارند. اين در حالی است که اين فعاليت هرروزه‌ی حاميان جنبش سبز، کودتاگران را سخت برآشفته کرده و موجب مقابله شديد آنان شده است.
 

بر اساس گزارش‌های رسيده، هر شب و پس از اينکه خبر نصب اعلاميه و بستن پارچه سبز روی آن جعبه تقسيم برق به گوش کودتاچيان می‌رسد، عده‌ای موتورسوار به کوچه می‌آيند، اعلاميه و پارچه سبز را می‌کَنند و شمع‌ها را زير پا له می‌کنند.

طبق مشاهدات شاهدان عينی، تاکنون چندين بار مادر و خواهر ندا آقاسلطان به آن کوچه آمده‌اند و گريسته‌اند، و در حالی که روز چهلم اين شهيد جنبش سبز نيز، مادر و خواهر وی نتوانسته بودند بر سر مزار او حاضر شوند، در همان روز حدود دويست نيروی ضدشورش، سراسر کوچه را قرق کرده بودند.

گزارش «موج سبز آزادی» همچنين حاکی است، فعاليت‌های حاميان جنبش سبز در اين محل همچنان ادامه دارد و از ابتکارات مردمی شکل‌گرفته در اين محل می‌توان به سبز کردن آب جوی و نوشتن جمله‌ی «کوچه شهيد ندا آقاسلطان» بر روی ديوار اشاره کرد.

ندا آقاسلطان روز شنبه سی‌ام خرداد ۱۳۸۸ در خيابان کارگر، تقاطع خيابان‌های خسروی و صالحی، بی‌گناه و بی‌دفاع توسط نيروهای لباس شخصی دولت کودتا به شهادت رسيد.

روز هفدهم شهريور که مصادف با هجدهم ماه رمضان و اولين شب احيای ماه مبارک امسال است، به نام شهيد ندا آقاسلطان نامگذاری شده و انتظار می‌رود سبزها در آستانه اين روز به طور ويژه برای زنده نگه داشتن نام ندا که يکی از نمادهای جنبش حق‌طلبانه مردم ايران است، تلاش کنند

منبع: موج سبز آزادی

+ نوشته شده در 2009/8/28ساعت 10:44 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 

بنابه گزارشات رسیده از بند 209 زندان اوین زندانی سیاسی حسن ترلانی به حکم سنگین و ضد بشری 10 سال زندان و تبعید به زندان کرمان محکوم شد.

دانشجوی زندانی حسن ترلانی 22 ساله روز یکشنبه 25 مردادماه  برای چندمین بار به دادگاه انقلاب برده شد و در شعبۀ 22 دادگاه انقلاب توسط فردی بنام محسنی مورد محاکمه قرار گرفت. و روز سه شنبه3 شعریور ماه  به خانواده و وکیلش خانم نسرین ستوده اعلام شد که به 10 سال زندان و تبعید به زندان مرکزی  کرمان محکوم شده است.

زندانی سیاسی حسن ترلانی  روز یکشنبه 14 تیر ماه که به شعبه 22 دادگاه انقلاب برده شده بود.اتهامات نسبت داده شده (محاربه، اقدام علیه امنیت،تبلیغ علیه نظام و اتهامات دیگر) را رد کرده بود و آنها را ساختگی و فاقد هرگونه وجهۀ قانونی دانسته. محسنی رئیس شعبۀ 22 دادگاه انقلاب  خطاب به دانشجوی در بند اظهار داشت که از وزارت اطلاعات در این باره  استعلام خواهد خواست.

دانشجوی اسیر مجددا روز یکشنبه 25 مرداد به شعبۀ 2 دادگاه انقلاب برده شد و علاوه بر اتهامات قبلی اتهامات جدیدی به او نسبت داده شد که عبارتند از :داشتن عکس مادر و برادرش که در قرارگاه اشرف بسر می برند، داشتن ارتباط با نهضت آزادی، صرف شام در منزل دکتر محمد ملکی،نگهداری عکسهای آقای مسعود رجوی و خانم مریم رجوی در منزل،داشتن ارتباط ایمیلی با سازمان مجاهدین خلق ایران و اتهامات متناقض و متعدد دیگری .محکومیت سنگین و غیر انسانی این زندانی سیاسی باعث حیرت و شگفتی وکیل وی شده بود.

سعید شیخان  سر بازجوی و زارت اطلاعات در بند 209 زندان اوین که از شکنجه گران شناخته شدۀ زندان اوین می باشد و در اثر شکنجه های قرون وسطائی او تعدادی از زندانیان علیرغم گذشت سالها از آن زمان هنوز از آثار آن رنج می برند که از جملۀ آنها  شکنجه بهروز جاوید طهرانی  می باشد. سربازجوی وزارت اطلاعات همزمان که زندانی سیاسی را در زیر شکنجه های طاقت فرسای خود دارد ،خانواده زندانی را تحت فشارهای شدید روحی و تهدیدات خود قرار میدهد تا از تماس گرفتن با رسانه و سازمانهای حقوق بشری خوداری کنند و وضعیت عزیزانشان را به  آنها اطلاع ندهند . او خانواده ها را فریب می دهد که در صورت سکوت شرایط عزیز در بند آنها  را بهتر خواهد کرد و از دادن حکم زندان جلوگیری خواهد کرد. تا اینکه خانواده ها را در مقابل عمل واقع شده قرار دهد. بازجویان وزارت اطلاعات حکم زندانی را تعیین می کنند و قاضی وزارت اطلاعات حکم را به زندانی ابلاغ می کنند.

لازم به یاد آوری است که زندانی سیاسی حسن ترلانی 2 اسفند ماه در پی یورش  مامورین وزارت اطلاعات دستگیر شدو 190 روز است که از بازداشت او در بند 209 زندان اوین می گذرد. 88 روز آن را در سلولهای انفرادی تحت شکنجه های جسمی و روحی بسر بردند.او در اثر شکنجه های غیر انسانی دچار ناراحتی گوارشی است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، حکم سنگین و غیر انسانی همراه با تبعید علیه دانشجوی زندانی را محکوم می کند  و از کمیسر عالی  حقوق بشر سازمان ملل و سایر مراجع بین المللی خواستار ارجاع پرونده نقض حقوق بشر این رژیم به شورای امنیت سازمان ملل متحد  است .

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
5 شهریور 1388 برابر با 27 اوت 2009

 

 گزارش فوق  به سازمانهای زیر ارسال  گردید:

کمیساریای عالی حقوق بشر

کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا

سازمان عفو بین الملل

سازمان دیدبان حقوق بشر


http://hrdai.blogspot.com

pejvak_zendanyan10@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

Tel.: 0031620720193

   

+ نوشته شده در 2009/8/27ساعت 17:17 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 

افشای تصاویر جدیدی از دفن های غیرقانونی کشته شدگان  + عکس


نوروز  : در روزهای گذشته خبرگزاری دولتی ایسنا به نقل از روابط عمومی سازمان بهشت زهرای تهران خبر "دفن شبانه" اجساد در بهشت زهرا را تکذیب کرد.

روابط عمومی این سازمان با اعلام ساعت کار ! بهشت زهرا گفته است در ساعاتی غیر از ساعات اداری جنازه ای به خاک سپرده نشده است. دانش پژوه رییس این روابط عمومی به خبرنگار ایسنا می گوید:" ساعات كار امور تدفين در بهشت زهرا (س) از ساعت هشت صبح تا 16 بعد از ظهر بوده و اصولا موضوعي به نام «دفن شبانه» در بهشت زهرا  صحت ندارد."

این در حالیست که در هیچ کدام از خبرهایی که تا امروز در سایت نوروز منتشر شده است در مورد دفن شبانه جنازه ها صحبتی به میان نیامده بود و تنها اعلام نموده بودیم که شبانه خودروهای ناشناس و غیر سازمانی زیادی در تاریخ های مورد بحث وارد بهشت زهرا تهران و قطعه 302 شده است.

بعد از انتشار خبر اولیه تدفین پیکر دهها نفر از شهروندان در قطعه 302 بهشت زهرا، مقامات و مسئولین این قبرستان قدیمی با اظهاراتی متناقض و با دستپاچگی نسبت به تکذیب این خبر و دیگر خبرها یی که هنوز منتشر نشده بود اقدام کردند.

اما واقعیت آن بود که مسئولین سازمان بهشت زهرا و افرادی که به انجام این امور غیر انسانی اقدام کرده بودند خود می دانستند که خبرنگاران نوروز تا چه حدی از اتفاقات اخیر در آن سازمان اطلاع دارند. در همین راستا با علم به اینکه بالاخره اخبار اصلی منتشر خواهد شد اقدام به تکذیب اخباری منتشر شده و نشده کردند.

محمود رضائیان مدیر عامل از کار کنار گذاشته آن سازمان در اولین اظهارات، دفن جنازه هایی بدون نام و مشخصات را از اساس تکذیب کرد و گفت هیچ جنازه ای بدون نام و نشان در قبرستان به خاک سپرده نشده است.

در نتیجه سایت نوروز مجبور شد بر خلاف میل باطنی اسنادی مبنی بر تائید ادعاهای خود از جمله شماره های جواز دفن را که در آنها نام و نشانی از متوفی در آن نیست منتشر نماید.

و در مرحله بعد نیز با تکذیب تجری نماینده اصولگرای مجلس مجبور به انتشار فیلم این قبور شد.

در کمال ناباوری در حالیکه نمایندگان مجلس با حضور در بهشت زهرا این خبر را تائید نمودند و رییس سازمان بهشت زهرا نیز کنار گذاشته شد رییس روابط عمومی سازمان بهشت زهرا در گفتگوی خود با ایسنا و برخلاف رییس کنار گذاشته شده اش، وجود قبرهای بی نام ونشان در قطعه 302 را تائید می کند و مشخص نیست چرا در ابتدا کلا وجود چنین قبرهایی تکذیب شد اما پس از آنکه نوروز اقدام به انتشار فیلم های قبرها نمود اینبار بهانه دیگری را دستاویز این حرکت غیراخلاقی خود قرار داده اند و شهداء را معتاد و بی نام و نشان معرفی کرده اند، در همین جا خیرخواهانه از ایشان درخواست می کنیم با استعفا از این سمت دست خود را بیش از پیش آلوده به خون فرزاندان پاک ایران نکنند.

ایشان در بخشی از مصاحبه شان گفته اند:"قطعه 302 بهشت زهرا (س) يك قطعه عمومي روز است كه حدود 40 درصد اموات روزانه تهراني‌هاي در آن دفن مي‌شوند كه در بخشي از آن برابر روال هميشگي قطعات عمومي تعداد معدودي افراد مجهول‌الهويه كه در اثر سانحه رانندگي و يا احتمالا اعتياد به مواد مخدر فوت شده و از پزشكي قانوني اعزام شده‌اند، با رعايت كليه تشريفات قانوني و شرعي دفن شده‌اند. "

دانش‌پژو در پايان می گوید: "كليه اموات دفن شده در قطعه عمومي 302 داراي مدارك پزشكي صادره از پزشكي قانوني و يا بيمارستان‌هاي مربوطه بوده كه اين مدارك در سامانه ثبت و ضبط اطلاعات درگذشتگان موجود است."

این درحالی است که شماره های جواز دفنی که توسط نوروز منتشر و در اختیار نمایندگان مجلس نیز قرار گرفته است هیچ نام و مشخصاتی در آن درج نشده است و برگه های آن کاملا سفید است.

سایت نوروز از ابتدا اخبار دیگری مبنی بر وجود دهها قبر بدون نام و نشان و حتی بدون جواز دفن در اختیار داشت و از ابتدا نیز برای بررسی صحت و سقم آن خبر اقدام به تحقیق و بررسی نمود. اما در جریان انجام تحقیقات در آن مورد، از طریق پرسنل زحمت کش بهشت زهرای تهران در جریان حدود 50 جواز دفن بدون نام و نشان در قطعه 302 قرار گرفت و همزمان با ادامه تحقیقات نسبت به انتشار اخبار مربوط به قطعه 302 و البته ارسال مستندات به نمایندگان مجلس اقدام نمود.

تکذیب های عجولانه مسئولین بهشت زهرا و همینطور انتشار اخبار مربوط به قطعه 302، اطلاعات ناب دیگری را در مورد سرنوشت دیگر جانباختگانی که خانواده های چشم انتظارشان بین دادگاه انقلاب و زندان اوین دو ماه است سعی صفا و مروه می کنند در اختیار سایت نوروز قرار داد.

در حالی که خبرهای منتشر شده در روزهای اخیر مبنی بر دفن اجساد بدون شناسایی و با صدور جواز دفن بود مدیر عامل برکنار شده سازمان بهشت زهرا دفن غیر قانونی و بدون جواز دفن را را تکذیب کرده بود. با این تکذیب تصاویری از طرف پرسنل بهشت زهرا در اختیار سایت نوروز قرار گرفت که اخبار قبلی را تائید می کرد.

تصاویر زیر مربوط به قطعه ای دیگر ازبهشت زهراست که دهها جسد بدون نام و مشخصات و حتی جواز دفن به خاک سپرده شده است.

این تصاویر قبل از انتشار از طریق کانالی مطمئن برای برخی نمایندگان مجلس ارسال شده است و اینک برخی از این تصاویر برای نشان دادن گوشه ای از جنایات اخیر که مسئولین عالی رتبه نظام نیز بر آن وقوع آنها تاکید داشته است جهت تنویر افکار عمومی منتشر می گردد.

لازم به ذکر می دانیم که این تصاویر مربوط به قطعه دیگری به جز 302 می باشد که در صورت لزوم در مراحل بعدی اقدام به انتشار شماره قطعه جهت تنویر افکار عمومی نیز خواهیم نمود.







آخرین عکس که در این مجموعه می بینید، قبرهایی است که نمونه ان در برخی قطعات دیده میشود. این قبرها آماده برای خاکسپاری اموات هستند اما در این قبور هنوز جنازه ای قرار نگرفته بر همین مبنا نشان بتونی بالای سایر قبرها بر آنها دیده نمیشود.
در همین جا لازم به ذکر می دانیم که نوروز اسنادی که را در اختیار دارد که به وضوح از وجود اجساد در زیر این قبور حکایت می کند و تا به امروز تنها به علت برخی معذورات شرعی و قانونی از انتشار آن تصاویر امتناع کرده است و امیدوار است تا مسئولین بجای تکذیب با اعلام عذر خواهی از پیشگاه ملت سرافراز ایران و با انتشار تصاویری که از این اجساد آنها را در اختیار دارند خانواده های داغدار قرار دهند و این خانواده ها را از چشم انتظاری در آورند و تمام آمرین و عاملین این فجایع دردناک بدون توجه به لباس و عنوان حکومتی شان به مردم معرفی و به مجازات برسانند.


و در صورتی که در روزهای آینده از طرف مسئولین جواب قانع کننده ای جهت روشن شدن افکار عمومی اعلام نشود برای سایت نوروز راهی باقی نخواهند ماند جز اینکه اقدام به انتشار صحنه های دردناک پیکرهای خون آلود و کفن پیچ شده شهداءی را که در زیر این قبور دفن شده اند به نمایش بگذارد.

مدیران و پرسنل سایت نوروز تاسف عمیق خود را از اینکه مجبور شده اند وقوع این فجایع را در کشوری که از صمیم قلب به آن عشق می ورزد را منتشر نماید اعلام می دارند و همچنین دست اندرکاران پایگاه اطلاع رسانی نوروز از تمام خانواده هایی که با امید به بازگشت فرزندان و عزیزانشان روزها را سپری می کنند و شاید انتشار این خبر برایشان ناامیدی به ارمغان آورده باشد صمیمانه طلب عفو و بخشایش دارند و از خداوند متعال برای تمام شهدای اسلام و راه آزادی بخصوص شهدای جنبش سبز ایران علو درجات را مسئلت دارد.

 

در پایان نیز نوروز بدون قبول هیچ مسئولیتی از نوشته ای که در پی می آید خوانندگان را دعوت می کند تا مطلبی که در یک وبلاگ در خصوص شب های مورد بحث خاکسپاری مخفیانه کشته شدگان نوشته شده است جلب می کند:


نام وبلاگ: من فرزند یک کارمند بهشت زهرا هستم

در شبهای 22 . 23 و 24 تیرماه در بهشت زهرا چه گذشت ؟

من دانشجو هستم و یکی از افراد خانواده ما در بهشت زهرا مشغول کار است وضعیت مالی آنچنانی نداریم و من و خانواده همگی طرفدار احمدی نژاد هستیم ( میخواد خوشتون بیاد میخواد خوشتون نیاد ! ) هر چند که میدونیم که تقلب هم واسش کردن ! . چون این دولت خانواده کارمندان بهشت زهرا ( بخصوص ما ) روبعد از سالها صاحب خانه کرد طرفدارشیم !. من بر این باور هستم نیرویی ما فوق احمدی نژاد این جنایات رو مرتکب میشه و اگر احمدی نژاد از این جنایات اطلاع پیدا میکرد شدیدا جلوی آن می ایستاد و به دلایلی هم نمیتونه علیه این جنایات انجام شده موضع بگیره……………………… بگذریم

مادر من که در یکی از شیفتهای قسمت خدمات بهشت زهرا کار میکنه و سابقه طولانی در بهشت زهرا داره خیر داد که به تعدادی از اونها گفتن که چند شب یعنی 22 و 23 و 24 تیر ماه تعدادی تصادفی دارند که باید در شب خاک بشوند ! که هم او و هم من تعجب کرده بودیم . و حدس زدم که احتمالا خبرهایی است . من از مادرم بارها درباره اجساد کشته شدگان تظاهراتها سوال میپرسیدم . و اون هم به خاطر روحیات من سعی میکرد هیچوقت درباره این چیزها صحبت نکنه و من رو به درس خوندن ترغیب میکرد . اما اینبار توی شیفت شب این اتفاقات قرار بود بیفته البته تو یه مواردی هم شیفت شب باز هم کار کردن . مثل تصادفات که کار آنها یک خورده مشکل میشد و نیاز به وقت بیشتر داشتند . ولی اینبار برای 3 شب !. خلاصه مادرم رو قرار بود خودم برسونم ولی مادرم گفت قراره خودشون بیان سراغش . خلاصه مادرم صبح ساعت 6 برگشت و ازش سریع پرسیدم که چی شده بود ؟ جوابی نداد ولی توی چهرش اضطراب و ناراحتی رو میدیدم . باز ازش پرسیدم . گفت بگیر بخواب !. فردا صبح که بهش مرخصی داده بودند مشغول کار خونه بود که دستاش رو دیدم که جای جوهر استمب بود . انگار پای یک چیزی رو انگشت زده بود . گفتم نمیخوای بگی چی شده بود ؟تصادفی بودن ؟ گفت هیچ نگو که حالم اصلا خوب نیست . منم گیر ندادم . شب ساعت 12 بود که زنگ زدن موبایلش و دوباره اومدن سراغش و رفت ولی اینبار ساعت 7 صبح بود که اومد و خسته و ناراحت خوابید ساعت 9 صبح دیدم صدای هق هق گریش میاد . سریع بلند شدم و گفتم یا میگی چی شده یا خودم الان میرم بهشت زهرا . گفت هیچی . هیچی نشده . گفتم پس الان زنگ میزنم خاله مهین ( همکار مامانم ) از اون میپرسم که اونجا چه خبره ؟ گفت اون خبر نداره . این رو بگم که مادر من درسته که زنه ولی هیچوقت ندیده بودم که به خاطر مشاهداتش که شغلش ایجاب میکنه گریه کنه ولی باور کنید خیلی دلرحمه .

خلاصه کلی گیر دادم و قسمم داد به روح بابام که چیزایی رو که میگه به کسی نگم . من هم قبول کردم و قرآن رو آورد پیش روم گذاشت و گفت برو وضو بگیر و دستت رو بزار رو قرآن و قسم بخور که جایی این حرفارو که میخوام بگم رو نمیزنی ( من که خیلی تعجب کرده بودم ! چون انگاری خیلی براش مهم بود که جایی چیزایی رو که میگه درز پیدا نکنه .چون تا حالا واسه قسم خوردن انقدر حساس ندیده بودمش ) گفت که بیشتر واسه خود من و حفظ سلامتیم چیزی نمیخواد به گوش کسی برسه . به هر حال قسم خوردم و مادرم شروع کرد . گفت که پریشب ( 22 تیر ) وقتی وارد محوطه بخش شدم تعداد زیادی حدود 30 جنازه کاملا منجمد رو تو محوطه خوابونده بودن که یخشون آب بشه . کلی آدمهای ریش و پشم دار هم اونجا بودن و ما رو همراه تعدادی از همکارام به اتاقی بردند . اونجا واسمون یک آدم مسنی که جای مهر رو پیشونیش بود شروع به صحبت کرد و گفت امشب و چند شب دیگه ما اینجا باید جنازه هایی رو خاک کنیم که مربوط به منافقین هستند . اینها از گروه های ضد انقلاب هستند که با حمله به ما تعداد زیادی رو از سربازان ما رو کشته اند و ما جنازه اونها رو از نقاط مرزی برای شناسایی به اینجا اوردیم . و الان قراره دور از چشم جاسوسان و خبر گزاریها اینها رو خاک کنیم . در این رابطه اگر با کسی صحبت کنید و اشاره ای کنید . مطمئن باشید که جون خودتون و تک تک افراد خونوادتون در خطره . بعدش یک به یک اسم اعضای خونواده ها رو میپرسیدند و مینوشتند . و در آخر هم اثر انگشت چند چا از ما گرفتند . و دوباره تاکید کردند که نکاتی رو که گفتند رو نباید فراموش کنیم . ما رو به محلهای کارمون راهنمایی کردند . جنازه هایی رو که بیشتر آورده بودند مربوط به آقایون بود و اونجا تعداد همکاران ما بیشتر بود . در قسمت خانمها من بودم و چند نفر دیگه . به ما آنشب 5 جنازه زن و دختر تحویل دادند که به کلی یخ زده بودند ولی قسمت آقایون فکر کنم بالای 20 نفر بودند . اونطوری که توی محوطه دیدم . خلاصه مدیر بهشت زهرا هم که اونشب اومده بود به ما اعلام کرد که حتی اگه جنازه ها رو نیمه کاره شستشو و کفن کنیم باید ساعت 5 و قبل از طلوع خورشید کار رو تموم کنیم . ما هم شروع کردیم . تو کشته شدگان که خون توی صورتشون منجمد شده بود و آثار پارگی در صورت بودن آنها شدیدا دیده میشد . سه زن میانسال بودند و دو دختر 20 تا 30 سال که یکی از اونها کلا سرش متلاشی شده بود و ما آن را بدلیل آب نشدن یخهای شکل رفته در بدن که آنها را مانند چوب کرده بود کفن کردیم و تحمیل خدماتیهای دفن دادیم .

—— ولی مادرم بیشتر از چیزی که امشب 23 تیر ماه دیده بود خواست برایش تعریف نکنم ولی قبول نکردم و با اصرار ازش خواستم که بگه ——-

-از زبان مادرم

امشب هم به محوطه اون بخش رفتیم تعداد 4 برابر شب گذشته بود ! بیش از 100 نفر!! . به ما ( بخش خانمها ) تعداد 23 جنازه بی نام و نشان را تحویل دادند . تعداد ریش و پشمیا ( لباس شخصی ها ) 3 یا 4 برابر شب قبل شده بود . ورودیهای بهشت زهرا مامور گذاشته بودند و تمام رفت و آمدهای احتمالی کنترل میشد . شروع به کار کردیم ولی اعلام کردیم که اینها برای قبل از ساعت 5 حاضر نمیشن که رئیسشون که جای مهر روی پیشونیشون بود وارد بخش ما شد که با اعتراض ما روبرو شد ( چون ورود مرد ممنوع بود ) که ایشون در جواب گفت اینا همه یک مشت فاحشه . قاتل و وطن فروش بودند . گفت از مردا سریع کمک بیارین اینجا ! ولی اونجا هم ( بخش مردها ) کلی جنازه داشتند . به هر حال 3 نفر از اونا هم واسه اولین بار وارد بخش زنها شدن ! و شروع به کمک ما کردند . صحنه ای که من رو آزار می داد جسدهای یخ زده دخترانی بودند که علاوه بر آثار شکستگی فک و شکاف—– . خونی بود که از آلات تناسلی و مقعد آنها لخته بسته بود .( کروبی وقتی این افشاگری تجاوز رو کرد جا خوردم ! چون ما قبل از اون این اطلاعات و این حدسو زده بودیم که تو بازداشتگاه این بلا رو سرشون آوردن ) - امشب یخ جنازه ها تقریبا آب شده بود ولی آثار یخ روی آنها موجود بود . در بین آنها دخترانی بودند که زیر بیست سال سن داشتند . با سرعت زیادی که به کار بردیم توانستیم تا ساعت 4 صبح چهارده تاشون رو به کمک آقایان حاضر کنیم . که کلی به ما تند رفتند و گفتند بقیه رو بدون شستشو و پنبه گزاری فقط کفن کنید . که ما هم همینکارو کردیم ولی تا ساعت 5 به 17 تا رسید . که گفتند این 6 جنازه آخرو پارچه ای بپیچید دورشون و تحویل خدمات دفنی ها بدین که رئیسشون گفت که دیگه دیره و تا طلوع خورشید چیزی باقی نمونده و باید به فردا شب موکول بشه —- مادر من که اشک تو چشماش حلقه بسته بود گفت قراره که فردا شب هم بره و گفتن شب آخره . مادرم خودش از همکاراش شنید که همه میگفتن و زمزمه میکردند که اینا مربوط به درگیریهای بعد از انتخابات تهران بوده .

امشب 24 تیر مادرم رفت و منتظر برگشتنش شدم و خوابم نبرد تا اینکه ساعت 7 صبح کلید رو انداخت در و اومد . سریع رفتم جلوشو دستش رو گرفتم و نشست و تاکید کرد چیزایی رو که به من گفته هیچ جا نگم . گفت که دیشب ( 24 تیر ) فقط دفن اجساد بوده و چند جنازه پریشب رو که نصف و نیمه کفن کرده بودند رو اوردن و کاراشون رو انجام دادند . دیشب مادرم هفته های بعد شنید که تعداد زیادی از جنازه ها رو بهشت زهرا دفن نکردند و با خودشون به جای نامعلومی بردند. در ضمن یکی از کارگرای دفن که رفت و آمد با ما داره بعدا به ماگفت که بهشون گفتن بعضی از قبرها رو خالی بزارن و اگه فردا و روزهای آینده مردم جنازه و فوتیشون رو اوردن بین اینا بذارن خاک . در ضمن نیازی به گفتن قطعه ها نیست چون تو بی بی سی شماره قطعه ها رو گفتند . یک خبر رو هم بگم که بدونید تا چند روز دیگه قراره با رئیس یهشت زهرا به خاطر آنچه که ناشیگری بهش گفتند وقطعه ها رو بدون نام . شماره گذاری ( تابلو ) کرده . برخورد کنند

من هم این اطلاعات رو به دلایلی دادم با این که قسم خورده بودم . هر چی هم بخواد بشه اگر هم طرفدار موسوی بودند و مخالف اونها بودم ولی هموطنهای من بودند و جون من در مقابل جون اونها عزیز تر نیست .

+ نوشته شده در 2009/8/27ساعت 17:16 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 



راديو فردا؛ الهه روانشاد, رویا کریمی : مهدی کروبی، رئیس دو دوره مجلس شورای اسلامی، روز هفتم مرداد ۱۳۸۸ در نامه ای خطاب به آیت الله هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس مجلس خبرگان رهبری نوشت: «برخی افراد با دختران بازداشتی با شدتی تجاوز نموده‌ اند که منجر به ایجاد جراحات و پارگی در سیستم تناسلی آنان گردیده است. از سوی دیگر افرادی به پسرهای جوان زندانی با حالتی وحشیانه تجاوز کرده‌‌ اند به طوری‌که برخی دچار افسردگی و مشکلات جدی روحی و جسمی گردیده ‌اند و در کنج خانه ‌های خود خزیده‌ اند.»

در سال های نه چندان دور نیز نامه دیگری نوشته شد و در تاریخ ثبت شد.

۱۷ مهرماه سال ۱۳۶۵ آیت الله منتظری قائم مقام رهبری درنامه ای خطاب به آیت الله خمینی، رهبر جمهوری اسلامی ایران نوشت: «آیا می دانید در بعضی از زندان های جمهوری اسلامی، دختران جوان را به زور تصرف کرده اند؟ آیا می دانید که هنگام بازجویی از دختران، استعمال الفاظ رکیک ناموسی رایج است؟»

نسرین پرواز، از زندانیان سیاسی سابق و از بازماندگان اعدام‌های سال ۱۳۶۷، نویسنده کتاب «زیر بوته های لاله عباسی» در گفت‌وگو با رادیو فردا از آنچه در دوران بازداشت در زندان های ایران بر او گذشته و دیده ها و یادهایش سخن می گوید:

«سال ۵۷ وقتی از انگلیس به ایران بازگشتم، اولین تظاهرات را دیدم. زمانی که روزنامه آیندگان را بسته بودند. مردم ریختند بیرون و برای آزادی شعار می دادند. حزب الله ریخت توی جمعیت و چاقو زد. این حوادث زندگی مرا تغییر داد و من نتوانستم برگردم انگلیس. سال ۶۱ دستگیر شدم. حکمم اعدام بود. منتها پدرم توانست تغییرش بدهد.»

خانم پرواز در توضیح این نکته می گوید:  «لاجوردی چند صد نفری را به خانواده هایشان فروخت. اعدامی بودند ولی پول هنگفتی گرفت و آزادشان کرد. سال ۶۹ بعد از آمدن هیئت رسیدگی به زندانها، بار سومی که گالین دوپول آمده بود زندان اوین، شب من آزاد شدم.»

شما در طول این ۹ سال آیا شاهد شکنجه جسمی و یا تجاوز به زندانیان زن بودید و احیاناً چنین مواردی را در مورد زندانیان مرد شنیدید؟

نسرین پرواز: من خودم شکنجه شدم و پاهایم فلج شد. نمی توانستم راه بروم. من قبل از اینکه دستگیر بشوم، با دختری به نام یاس آشنا شدم. ۱۴ ساله بود که توی تظاهرات دستگیر شد و سه پاسدار در کمیته به او تجاوز کردند. او بچه بود که حامله شد. رفتم که ببینم بتوانم کمکش کنم برای کورتاژ. در زندان هم با دختری به نام آناهید آشنا شدم که با دخترخاله اش دستگیر شده بود. آناهید وقتی دستگیر شد ۱۲ سالش بود. دخترخاله اش ۱۴ سالش بود. اینها در دوران بازجویی توی دو سلول کنار هم بودند. بازجو به دخترخاله اش تجاوز کرد. آن دو، شب ها که پاسدارها توی بند نبودند با هم حرف می زدند. دخترخاله اش به آناهید می گوید که من می خواهم خودکشی کنم و تو نباید ناراحت بشوی. می گوید که به من تجاوز شده و دوست ندارم دیگر زندگی کنم. آناهید خودش برای من تعریف کرد که تمام شب با سر و صدا سعی می کرده پاسدارها را متوجه کند که نگذارند دخترخاله اش خودکشی کند. اما موفق نشد و او خودکشی کرد.

خانم پرواز با اشاره به ماجرای دختری که او را در کتابش «یاس» نام داده که در ۱۴ سالگی در پی تجاوز حامله شده بود، می گوید نتوانست در کورتاژ به او کمک کند چون پول زیادی برای این کار می خواستند. وی سپس به شرح ماجرای ازدواج یاس با یک جوان و کشتن بچه پس از به دنیا آمدن می پردازد. خانم پرواز می افزاید این ماجرا را در کتابش نقل کرده است.

آیا موارد دیگری از تجاوزهای جنسی یا سوء استفاده های جنسی در زندان زنان مد نظرتان هست؟

نسرین پرواز: دختری را بردند توی سلول انفرادی. توی گوهردشت. یک روز او را بردند و بعد از دو روز وقتی آمد حالش بد بود. یک دفعه شروع می کرد به جیغ زدن. حرفهایی می زد که موقع تجاوز در دفاع از خودش می گفت. دوستانش می فهمند که به او تجاوز شده. حال روحی اش خراب بود. بعد از چند سال آزادش کردند. آمد بیرون در خارج از کشور دست به خودکشی زد.

خانم پرواز می افزاید: «متاسفانه جامعه برخورد درستی به مسئله تجاوز نمی کند. برای همین، کسانی که به آنها تجاوز شده، بیشتر از متجاوزان مواظب‌اند لو نروند. خانواده همین دختر به کسی نگفتند که او خودکشی کرده. اما به نظر من خودکشی او یک خودکشی فردی نیست. خودکشی سیاسی است. گفتند با ماشین تصادف کرده.»

خانم پرواز معتقد است که خانوادهای قربانیان تجاوز باید موضوع تجاوز را علنی کنند. به باور وی به دلیل فرهنگ جامعه ،کسی جرات نمی کند بگوید که مورد تجاوز قرار گرفته است

در مورد آقایان آیا اطلاعاتی دارید؟ آیا در زندان به پسرها و مردان هم تجاوز شده یا می شود؟

نسرین پرواز: در دهه شصت هم به مردان تجاوز می کردند. ولی وسعت آن به اندازه امروز نبود. الان اینها متوجه شده اند که تجاوز وسیله ای است و فشار سریعی است که از نظر روحی و جسمی تاثیر بیشتری بر فرد دارد. من سه تا از آقایان را می شناسم که به اینها تجاوز شده. یکی از آنها دوازده سال پیش مورد تجاوز واقع شد و صدمه زیادی دیده. دو نفر دیگر در دستگیری های دو سال پیش مورد تجاوز قرار گرفته اند. یکی از آنها هنوز مشغول مداوای جسمی است.

خانم پرواز به قربانیان و خانواده های قربانیان تجاوز توصیه می کند به درمانهای روانی بپردازند. وی بر این باور است که نوشتن هم یک نوع درمان است و کمک می کند به شناخت مشکلات.

سودابه اردوان، زندانی سیاسی سابق و بازمانده قتل عام زندانیان سیاسی سال ۱۳۶۷ که هشت سال را در زندان های اوین و قزل حصار بسر برده، می گوید. وی از کسانی سخن می گوید که نمی خواهند دختران اعدامی به بهشت بروند.
سودابه اردوان: شکنجه جنسی یک ابزار دیگری است برای خورد کردن زندانی. این چیزی نیست که مال الان باشد. از همان سال ۶۰ نگاهی که عمال جمهوری اسلامی و شکنجه گران بخصوص روی زن ها داشتند از این طریق همیشه فکر کردند که شکنجه بیشتری را می توانند اعمال کنند. یکی از متداول ترین چیزها این است که زندانیان سیاسی زن، بخصوص در آن سال هایی که ما زندان بودیم، اکثراً ۱۷ یا ۱۸ ساله بودند. بچه های جوانی بودند ازدواج نکرده. اینها را قبل از اینکه اعدام کنند، فکر می کردند حتماً به اینها تجاوز کنند که اینها بهشت نروند. این سیستماتیک بود. اینها توجیه مذهبی پشت آن داشتند.

در موردهای مشخص بوده که به خانواده فرد اعدام شده، شیرینی یا مقداری کمی پول دادند، که این شیرینی ازدواج دختر شماست قبل از اعدام. یک قوطی شیرینی فرستادند در عین حال گفتند که اینقدر مثلاً پول گلوله باید بدهید. یک چیزی را اشاره کنم. تمام این چیزهایی که رو می شود الان و بحق هم باید رو شود، خیلی خوب است. ولی دوران ما اختناق خیلی بد بود. یعنی دوران دهه ۶۰ که ما زندان بودیم.

ما نمونه ای داریم. مثلاً زندان تبریز. بازجویی به شکل سیستماتیک به اکثر دخترهای زندانی تجاوز کرده بود. ولی نه شرایط اجتماعی نه سیاسی، مناسب نبود که کسانی که قربانی این تجاوزها شدند، بتوانند صحبت کنند. کسی هم نبوده که حتی از داخل رژیم بخواهد این ها را افشا کند. ما خیلی ماجرا داریم که هنوز پس پرده است.

شادی صدر، حقوقدانی که خود به تازگی از زندان آزاد شده، می نویسد: «ترانه موسوی، چه همان دختر سبزپوشی باشد که در روز ۷ تير، در تجمع اطراف مسجد قبا دستگير شد، مورد تجاوز قرار گرفت و بعد، به دليل پارگی رحم و مقعد سر از بيمارستانی در کرج و سر آخر سر از سينه گورستانی بی نام و نشان در شمال ايران درآورد و چه اصلا نباشد، اسم رمز همه زنانی است که پس از انقلاب ۵۷، در زندانها مورد تجاوز قرار گرفتند.»

 

+ نوشته شده در 2009/8/27ساعت 17:14 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

مطالب قدیمی‌تر