تبليغاتX
کمیته بحران زندانیان سیاسی
این لینک ثابت است اخبارراپایین تربخوانید

توجه توجه فرمایید:

 علاوه بروبلاگ فعلی نشریه جدیدکمیته بحران:

http://comitebohran.blogfa.com

برای دیدن اخبار روز  این آدرس هم درخدمت شماستhttp://comitebohran.blogfa.com

 

+ نوشته شده در 2009/10/22ساعت 5:42 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

کمیته بحران زندانیان سیاسی ایران ضمن محکوم کردن هرگونه اقدام تروریستی:

طرفین درگیردر شرق کشور حقوق انسانی وقانونی اسرارا رعایت کنید

فعالان وتلاشگران حقوق بشر درکمیته بحران زندانیان سیاسی ایران ضمن تسلیت به خانواده های جانباختگان درگیریهای اخیرشرق کشور هرگونه رفتارتروریستی وخارج از هنجارهای انسانی راکورومحکوم دانست .فعالین این تشکل حقوق بشری باتوجه به دریافت اخبارنگران کننده درخصوص انتقال برخی از زندانیان سیاسی سیستان وبلوچستان به مکانهای نامعلوم طرفین درگیررابه خویشتن داری وحل اختلافات ازطریق گفتگو دعوت کرده وازاحتمال انتقام گیری ازاسرا واعدام آنهابشدت ابرازنگرانی کردند.درهمین رابطه بسیاری دیگرازکوشندگان وفعالان حقوق بشری نیزنسبت به احتمال اعدام وفشاربرکسانیکه درعملیات تروریستی اخیرنقشی نداشتندهشدارداده خواستارتوجه بیشتر افکارعمومی براینموضوع شدند.

+ نوشته شده در 2009/10/21ساعت 6:24 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 

مصاجبه مادر ندا آقا سلطان با صدای آمريکا




http://www.onmvoice.com/play.php?a=9229

+ نوشته شده در 2009/10/18ساعت 19:0 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 

 

وکیل هدایت‌الله آقایی عضو حزب کارگزاران سازندگی و از متهمان دادگاه‌های نمایشی پس از انتخابات اعلام کرد که موکلش به پنج سال حبس قطعی محکوم شده است.


علیرضا جعفریان در گفتگو با خبرگزاری حامی کودتا ایرنا، اظهار داشت: روز گذشته حکم محکومیت موکلم به من ابلاغ شد که در مدت قانونی به حکم صادره اعتراض خواهم کرد. موکلم در ارتباط با چهار اتهام "اخلال در نظم عمومی از طریق بلوا و آشوب،‌ تحریک و تشویق مردم به شورش و اغتشاش، فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران از طریق شرکت در تجمعات غیر قانونی، ایجاد شبهه جعل و تقلب در نتیجه انتخابات و سلب اعتماد عمومی نسبت به حاکمیت مراجع رسمی کشور و اقدام علیه امنیت کشور از طریق اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت عمومی" به پنج سال حبس قطعی محکوم شده است.

وکیل آقایی گفت: در مورد سایر اتهامات یعنی توهین و هتک حرمت به مسوولان نظام، پرداخت رشوه و تحصیل مال نامشروع، پرونده موکلم مفتوح است.

جعفریان درباره موکل دیگرش "موسی شاه کرمی" نیز گفت: وی نیز به ۲۷ ماه حبس محکوم شده است.

+ نوشته شده در 2009/10/18ساعت 18:59 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 

 

"علاالدین نورمحمدزاده، 19 روز است که در اعتصاب غذا به سر می‌برد"

با گذشت 19 روز از بازداشت علاالدین نورمحمدزاده، منتخب سه دوره مردم تبریز در شورای شهر، عضو فعلی و رییس سابق شورای شهر تبریز، به جرم حمایت از میر حسین موسوی در جریان انتخابات دهم و به اتهام مجعول "زمین خواری"، بر خلاف وعده‌های داده شده از طرف مسولین قضایی تبریز، این عضو شورای شهر تبریز همچنان در بازداشت و اعتصاب غذا به سر می‌برد.


به گزارش موج سبز آزادی به نقل از فعالان سیاسی در تبریز، پس از اظهارات نگران کننده مهدی نورمحمدزاده، فرزند علاالدین نورمحمدزاده از وضع جسمانی پدرش که پس از 16 روز موفق به ملاقات با وی شده بود معلوم شد که از همان روزهای اول بازداشت، علاالدین نور محمدزاده در اعتصاب غذا به سر می‌برد. بنا بر اظهارات فرزند وی، نورمحمدزاده به دلیل اعتصاب غذا و کاهش شدید وزن، وضع جسمانی وخیم و نگران کننده‌ای دارد.

از این رو خانواده و جمعی از دوستان و مردم تبریز روز پنج شنبه از حوالی ساعت 11 در حمایت و تاکید بر بی‌گناه بودن نورمحمدزاده، در مقابل استانداری آذربایجان شرقی در تبریز تجمع کرده و خواهان آزادی و خاتمه دادن به بازداشت غیرقانونی وی شدند. این تجمع آرام مردمی تا عصر روز پنج شنبه ادامه داشت که با وعده‌های مسولین امر مبنی بر آزادی نورمحمدزاده خاتمه پیدا کرد. اما متاسفانه تا شب روز جمعه خبری از آزادی ایشان نشد و همین امر باعث شد روز شنبه 25/7/88 برای دومین روز مردم و خانواده ایشان جلوی استانداری تبریز اقدام به تجمع و اعتراض بکنند.

+ نوشته شده در 2009/10/18ساعت 18:58 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 

 

بنابه گزارشات رسیده از بند 1 زندان گوهردشت ،در اثر فشارها و اذیت و آزارهای طاقت فرسا و غیر انسانی علیه زندانیان بی دفاع باعث گردید که یکی از زندانیان اقدام به خودکشی نماید.

زندانی رضا رضائی 24 ساله بیش از 4 سال است که در زندان بسر می برد و چند ماهی به آزادی او باقی نمانده بود . ولی فشارها و اذیت و آزارهای مشقت بار و غیر انسانی که بصورت مستمرعلیه زندانیان بکار برده می شود شرایط ادامه حیات در زندان را برای او غیر ممکن کرده بود .او روز پنچشنبه 23 مهر ماه برای پایان دادن به این شرایط غیر قابل تحمل دست به خودکشی زد ولی بعد از مدتی توسط یکی از همبندیانش متوجه خودکشی او گردید و او را بلافاصله به بهداری زندان منتقل کردند.از زمان انتقال او به بهداری زندان هنوز از وضعیت و شرایط او خبری در دست نیست.

لازم به یاد آوری است که برادر آقای رضائی در جریان اعدام های گروهی 2 ماه اخیر اعدام گردید.

آمار خودکشی در بند 1 زندان گوهردشت که معروف به بند آخر خطیها است بسیار بالا است و زندانیان برای رهایی یافت از ضرب وشتم،اهانت و تحقیر،انتقال به سلولهای انفرادی و موارد متعدد فشار اقدام به خودکشی می کنند. میانگین سنی افرادی که اقدام به خودکشی می کنند بین 18 تا 38 سال می باشند.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،فشارها،اذیت وآزارها ی مشقت بار علیه زندانیان بی دفاع که آنها را بسوی مرگ سوغ میدهد را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد خواستار اعزام یک هیئت تحقیق بین المللی برای بررسی جنایتهای که در زندانهای رژیم ولی فقیه روی میدهد ،است

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران

26 مهر 1388 برابر با 18 اکتبر 2008

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:

کمیساریای عالی حقوق بشر

کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا

سازمان عفو بین الملل

سازمان دیدبان حقوق بشر

+ نوشته شده در 2009/10/18ساعت 11:2 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 
 

 

مراسم جشن تولد شبنم مددزاده، دانشجوی زندانی دانشگاه تربیت معلم، در مقابل زندان اوین برگزار شد.


به گزارش خبرنامه امیرکبیر شامگاه دوشنبه‌ی هفته‌ی گذشته برابر با بیستمین روز مهر ماه، محوطه ی مقابل درب اصلی زندان اوین، پذیرای جمعی از فعالان حقوق بشر و دوستان شبنم مددزاده بود تا در شب بیست و دومین سالگرد تولدش کمی به او نزدیک تر باشند و نشان دهند که 8 ماه حبس و بازداشت موقت، باعث فراموشی وی نشده است.

پنجمین جشن تولد زندانیان سیاسی در حالی برگزار شد که حضور نیروهای امنیتی و لباس شخصی در اطراف پل مقابل زندان محسوس بود. در این برنامه علاوه بر خانواده ی شبنم مددزاده، اعضای انجمن اسلامی دانشگاه تربیت معلم، چند تن از اعضای شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت و تنی چند از فعالان حقوق بشر حضور داشتند.

در ابتدا خانواده ی مددزاده با خوشامد گویی به میهمانانی که امسال برای شرکت در مراسم تولد دوستشان به مقابل زندان اوین آمده بودند، با ابراز نگرانی از وضعیت شبنم، خواستار آزادی هرچه سریع تر او و سایر زندانیان سیاسی شدند. در ادامه و پس از روشن کردن شمع ها، حاضرین یک صدا با همدیگر شروع به خواندن کردند: "زندانی سیاسی تولدت مبارک"، "یار دبستانی ام، تولدت مبارک"، "زندانی سیاسی آزاد باید گردد" از جمله شعارهایی بود که حاضرین سر دادند.

در ادامه مراسم دوستان شبنم مددزاده خاطر نشان کردند که شبنم قطعا به یکی از اسطوره های جنبش دانشجویی مبدل خواهد شد و نگاه و حرف های کوردلان و تنگ نظرانی که تاکنون تهمت های فراوانی را به وی نسبت داده اند، رسوا گشته است. در پایان حاضرین با یاد زندانیان بعد از انتخابات، افرادی همچون مسعود باستانی، هنگامه شهیدی، عزت تربتی، احمد احمدیان و نیز دیگر افراد دربند، خواستار آزادی هرچه سریع تر آنان شدند.

گفتنی است شبنم مددزاده از اعضای شورای عمومی دفتر تحکیم و عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه تربیت معلم از اسفند ماه سال گذشته بازداشت شده است و پس از گذشت هفت ماه کماکان در بازداشت موقت بسرمی برد. به گزارش خبرنامه امیرکبیر برگزاری دادگاه وی نیز تاکنون چندین بار به تعویق افتاده است.

+ نوشته شده در 2009/10/18ساعت 11:1 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 
سعید حجاریان بعد از تحمل بیش از ۱۰۰ روز زندان به ۵ سال حبس تعلیقی محکوم شد. حبس تعلیقی برای فعالین سیاسی به عنوان گروگانگیری قضایی تعبیر می گردد.

موج سبز آزادی، خبر داد که سعید حجاریان، فعال سیاسی و عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی که در حوادث پس از انتخابات بازداشت شد و تحت فشارهای بسیار او را وادار به اعتراف های دروغین کردند، به ۵ سال حبس تعلیقی محکوم شده است.

لازم به ذکر است خبر محکومیت سعید حجاریان هنوز از سوی مقامات قضایی به صورت رسمی اعلام نشده است.همچنین از حکم صادره برای سایر فعالان سیاسی هنوز اطلاعی در دست نیست
+ نوشته شده در 2009/10/18ساعت 9:52 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

عکس صفحه اول مجله تایم که توسط جواد مقیمی (عکاس پناهنده خبرگزاری فارس)

+ نوشته شده در 2009/10/18ساعت 9:49 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

پراودا یک روزنامه روسی از قول منابع اپوزیسیون اعلام کرد که علی خامنه ای مرده است. پروادا نوشت: رهبر ایران مرده ، مخالفان می گویند.منابع در اپوزیسیون ایران اعلام کرد که رهبر معنوی جمهوری اسلامی ایران ، آیت الله علی خامنه ای ، فوت کرده است. پلیس ایران فعالیتهای خود را در خیابان های تهران به تازگی افزایش داده است.چندین نشریه غربی نوشتند که اطلاعات در مورد مرگ خامنه ای را می تواند به عنوان خبری قابل اعتماد مورد توجه قرار داد . علی خامنه ای 70 ساله بود. این روزنامه سپس مطالبی در مورد سوابق ریاست جمهوری و رهبری علی خامنه ای را منتشر کرده است. خبر پراوادا بسیار شبهات به خبری دارد که چندی پیش از سوی مایکل لیدن در مورد به کما رفتن خامنه ای دارد.

http://english.pravda.ru/world/asia/15-10-2009/109910-khamenei-0

ادامه مطلب
+ نوشته شده در 2009/10/16ساعت 10:43 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

روزگذشته بعلت اعمال خارج ازشئون یکی ازسرورهای خدماتی پستی دراین وبلاگ نمایش داده شده که مسئولیت آن خارج ازحیطه تحریریه ما بوده اما به هرتقدیرضمن اصلاح از شما عزیزان عذرخواهی میکنیم. ضمنا هموطنان داخل کشور بدلیل  فی ل تر وب میتواننداز http://akhbarcomiteyebohran.blogfa.com  استفاده کنند.

                                                    روابط عمومی کمیته بحران زندانیان سیاسی ایران

+ نوشته شده در 2009/10/16ساعت 2:22 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران

 
 

 


 کمیته گزارشگران حقوق بشر

با گذشت چند ماه از شیوع آنفولانزای نوع آ و ورود آن از طریق کشورهای عربی و نیز با توجه به امکان شیوع آن در محیط‌های با تراکم جمعیتی بالا نظیر خوابگاههای دانشجویی، پادگان هاٰ، زندان ها و .. هنوز قدم جدی برای مقابله با آن برداشته نشده و بنابرگزارش‌های رسیده زندان اوین، با توجه به وضعیت بهداشتی نابسامان، در معرض شیوع آنفولانزای نوع آ . قرار دارد

گفته می شود با وجود مشاهده چندین مورد آنفولانزای مشکوک به نوع آ در چند هفته اخیر که از جمله گریبان‌گیر حمیدرضا محمدی از زندانیان سیاسی بند 8 گردید، متاسفانه هیچ راه‌کاری برای مقابله و پیشگیری از شیوع این بیماری در زندان اوین اندیشیده نشده است.

مسئولان زندان حتی در مورد برخی بیماران، از دادن حداقل امکانات درمانی نیز خودداری می کنند.

+ نوشته شده در 2009/10/11ساعت 12:25 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 
 

 

کمیته گزارشگران حقوق بشر- حامد روحانی‌نژاد از دست‌اندرکاران رادیو تندر وابسته به انجمن پادشاهی ایران که در نیمه دوم سال 87 پس از بازگشت به ایران به همراه محمدرضا علی زمانی و احمد کریمی دو تن دیگر از دست‌اندرکاران این رادیو بازداشت شده بود، صبح امروز حکم اعدام خود را در شعبه 28 دادگاه انقلاب تهران دریافت کرد.

رادیو تندر در سال‌های اخیر از شهر اربیل کردستان برنامه پخش می‌نمود.

صدور حکم اعدام برای حامد روحانی‌نژاد، محمدرضا علی زمانی و آرش رحمانی‌پور در شرایطی صورت می‌گیرد که این افراد از اسفند و فروردین ماه در بازداشت وزارت اطلاعات به سر می‌برند و هیچ‌گونه دخالتی در وقایع قبل و پس از انتخابات نداشته‌اند. با این حال، با فشار ماموران امنیتی و وعده آزادی به این سه تن، آن‌ها در جلسات محاکمه عوامل دخیل در اعتراضات پس از انتخابات حاضر شده و اعتراف به دست داشتن در وقایع پس از انتخابات نمودند.

لازم به یادآوری است، برخلاف اظهارات مسئولان قضایی مبنی بر صدوم سه حکم اعدام برای بازداشت‌شدگان مرتبط با وقایع پس از انتخابات، تاکنون صدور سه حکم اعدام قطعی شده است.

+ نوشته شده در 2009/10/11ساعت 12:24 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 
 

 

کمیته گزارشگران حقوق بشر- ناصر عبدالحسینی، از بازداشت‌شدگان وقایع پس از انتخابات، که در جلسه دوم دادگاه‌های عوامل دخیل در اعتراضات مردمی، به اتهام محاربه مورد محاکمه قرار گرفت، از سوی شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلوانی به اعدام محکوم شد.

ناصر عبدالحسینی از متهمانی است که در جلسه دادگاه به عنوان یکی از اعضای سازمان مجاهدین محاکمه شد. اتهام وی، "محاربه" از طریق همکاری با "گروهک منافقین، اجتماع علیه امنیت ملی و شرکت در اغتشاشات به دعوت این گروهک، خروج غیرقانونی از کشور و ارحاب و نیز تلاش برای تخریب اموال عمومی" اعلام شده است. او با قبول اتهامات انتسابی به خود، تقاضای عفو کرده بود.

گفته می شود، "آرش رحمانی‌پور"، 20 ساله، که به اتهام عضویت در انجمن پادشاهی ایران، "اقدام علیه امنیت" ملی از طریق شرکت در تجمعات و تلاش برای "بمب‌گذاری" در مراکز عمومی مورد محاکمه قرار گرفته بود نیز، از سوی دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شده است. پیش‌تر محمدرضا علی‌زمانی به اتهاماتی مشابه به اعدام محکوم شده بود.

لازم به يادآوری است، هیچ‌یک از متهمانی که در جلسات دوم و سوم دادگاه های علنی، مورد محاکمه قرار گرفتند، امکان دسترسی به وکلای انتخابی را نداشتند و با وکلای تسخیری مورد تأیید دادگاه انقلاب، در این محاکمات حضور یافته بودند.

+ نوشته شده در 2009/10/11ساعت 12:24 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 

 







در مدارک زیر شما مشاهده خواهید کرد اعدام بهنود شجاعی به خواست و اسرار رئیس قوۀ قضائیه منصوب شده توسط ولی فقیه علی خامنه ای که با پنهان شدند در پشت خانواده مقتول جنایت مرتکب شده را مشروع جلوه دهد. این اعدام بخاطر رضایت خانواده پایان یافته بود و همچنین به لحاظ مذهبی مشروعیت خود را از دست داده بود. و از لحاظ قوانین بین المللی که ایران امضاء کننده آن است به طور فاحشی نقض شده است.

فیلم اعلام رضایت خانواده
در زیر شاهد فیلم رضایت خانواده مقتول در تاریخ 17/4/1387 در حضور هنرمندان سینما عزت الله انتضامی،پرویز پرستوئی و کیومرث پور احمد همراه با آقایان سید محمد مجابی ،نویسنده و فعال محیط زیست و دکتر محمد گلزاری ،استاد دانشگاه علامه طباطبائی در منزل خانواده نصرالهی (آقای عزیز نصرالهی) که در حضور حاضرین و مقابل دوربین اعلام رضایت می نمایند.
و همچنین صورتجلسه امضاء شده توسط خانواده مقتول و شهود حاضر در جلسه تیرماه 87 و به تایید قوه قضائیه رسیده شده

فتوای روحانیون
همچنین فتواهای مذهبی چند روحانی به نامهای مکارم شیرازی،آیت الله بهجت و صانعی

نقض کنوانسیون حقوق کودک

کنوانسیون حقوق کودک، مجازات اعدام برای نوجوانانی را که هنگام ارتکاب جرم زیر سن قانونی بوده‌اند، منع کرده است. براساس ماده ۳۷ این کنوانسیون «مجازات مرگ و یا حبس ابد بدون امکان بخشودگی را نمی‌توان در مورد کودکانی اعمال نمود، که در سن زیر ۱۸ سالگی مرتکب جرم شده‌اند.»

+ نوشته شده در 2009/10/11ساعت 12:23 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 


هادی قابل عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی به علت بیماری در بیماریتان فیروزگر تهران بستری شد.


به گزارش خبرنامه امیرکبیر هادی قابل، عضو در بند جبهه مشارکت که به علت ناراحتی قلبی نیاز به مراقبت های ویژه پزشکی در زندان دارد و بار ها با بی توجهی مسولین زندان لنگرود قم و سازمان قضایی این شهر مواجه شده است اکنون به علت وخامت بیماری مدت 5 روز است که در بیمارستان فیروزگر تهران بستری شده است.


گفتنی است که این عضو جبهه مشارکت بر طبق حکم دادگاه ویژه روحانیت به 40 ماه حبس تعزیری محکوم شده است که مدت 20 ماه است که در زندان سپری میکند.
+ نوشته شده در 2009/10/11ساعت 12:22 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 
http://www.youtube.com/watch?v=Et5dOH4K36M
+ نوشته شده در 2009/10/11ساعت 12:21 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

(کاربران عزیز درمشکین شهر توجه کنند شرکت رایانه ای یاشیل نت مشغول تهیه کپی از فعالیت مشتریان برای اداره اطلاعات است ازخدمات آنان صرفنظرکنید)

بهنود اعدام شد!!!!

شجاعی اعدام شد،عدام شد، ساعت 5:30 صبح...با عرض تسلیت به خانواده و تمام آنانی‌ که برای زنده ماندن این عزیز تلاش کردند (متاسفانه هم اکنون با خبر شدیم که سیستم قضائی جمهوری اسلامی ایران برگ ننگین دیگری را در پرونده سیاه خود ثبت کرد ! با تاسف و اندوهی فراوان باید به اطلاع برسانیم که بهنود شجاعی لحضاتی پیش اعدام گردید. روحش شاد) بهنود زمان مرگ تنها نبود،ملتي در کنارش بود وبراي آرامش وي دعا ميکرد .

بهنود شجاعي جواني که در سن 17 سالگي مرتکب قتل شده بود با عدم رضايت خانواده مقتول ساعت 5:30 بامداد يکشنبه 19 مهر اعدام شد.

گفتني است طبق ماده ‌ي 37 کنوانسيون حقوق کودک، صدور احکام يا مجازات طالب حيات براي افراد زير 18 سال ممنوع است و مجلس شوراي اسلامي نيز در سال 1379 اين کنوانسيون را به امضا رسانيده و به تاييد شوراي نگهبان هم رسيده است، طبق ماده 9 قانون مدني، اين کنوانسيون در حکم قانون است و اجراي آن الزامي‌ست.

اما علي رغم اينکه امضاي ايران پاي اين ميثاق نامه ديده مي شود همچنان با چشم پوشي از قوانين بين المللي حکم اعدام براي نوجوانان صادر مي شود.

محمد مصطفايي ، وکيل مرحوم بهنود شجاعي در وبلاگ شخصي خود آخرين لحظات زندگي بهنود را بدين شکل نقل مي کند:

گریه کن جنگل سبز گریه کن بحرخزر





" منتظر بودم تا زمان بگذرد و به درب زندان اوين روم حدود ساعت 2:30 دقيقه با کوهيار قرار گذاشتم و به سمت زندان اوين رفتيم. حدود 200 نفر از فعالان حقوق اجتماعي و تعدادي مادر داغديده هم حضور داشتند. منتظر بوديم که اولياءدم به زندان بيايند. بعد از گذشت يک ساعت مادر و پدر احسان (مقتول) را به همراه برادر و خواهرش ديديم. جمعيت به سمت وي رفتند تا آنان را از اعدام بهنود منع کنند. مدتي گذشت و مادر و پدرش گفت که ما گذشت مي کنيم. جو بسيار سنگيني حاکم شده بود. درب زندان باز شد . اولياءدم من و آقاي اوليايي فر به داخل رفتيم. مدتي در سالن انتظار ايستاديم. فکر مي کرديم که اوليائدم گذشت خواند نمود و بهنود اعدام نخواهد شد. مدتي گذشت صداي دعاهاي فعالان از بيرون زندان به گوش مي رسيد. بعد از چند دقيقه وارد سالن ديگري شديم. بهنود يا تعدادي از مسئولين زندان هم حضور داشتند. وقتي اولياءدم به داخل رفت. بهنود به دست و پاي آنها افتاد و خواهش و التماس کرد که او را نکشند. سرپرست اجراي احکام صورتجلسه اجرا را تنظيم کرد. چند نفر از مسئولين زندان، من و آقاي اوليايي فر به سمت اولياء دم رفتيم از آنها خواستيم و التماس کرديم که بهنود را اعدام نکنند. مادر مقتول گفت من الان نمي توانم فکر کنم بايد طناب دار را به گردن بهنود بياندازم. بعد از چند دقيقه صداي اذان به گوش رسيد. بهنود به اتاقي رفت تا آخرين نماز زندگي اش را بخواند. او رفت تا از خداوند خود طلب مغفرت کند. پس از اتمام نماز همگي به محوطه زندان رفتيم. تمام بدنم مي لرزيد و نمي دانستم که عاقبت اين پسر بي مادر چه خواهد شد. بهنود وقتي به دست و پاي مادر و پدر مقتول افتاد به مادر مقتول مي گفت که من مادر دارم تو رو به خدا شما مادري کنيد و من را اعدام نکنيد. همگي به سالن ديگر رفتيم. در سالن چهار پايه مستطيل شکل آهني وجود داشت که بالاي آن طناب دار پلاستيکي آب رنگي نصب کرده بودند. اولياءدم داخل رفتند و پس از مدتي بهنود را به آن سالن کذايي بردند. سالني که اعدامها در آنجا صورت مي گرفت. من تا به حال نديده و نشنيده بودم که اجراي احکام يک نفر را به صورت خاص در زندان اوين اعدام کند. ولي برايم تعجب انگيز بود که چرا بهنود به تنهايي اعدام مي شد. شايد اين هم از بد اقبالي او بود که تنها به آسمان رود. کساني که آنجا بودند باز هم از مادر و پدر بهنود خواهش کردند و گفتند اگر با خدا معامله کنيد زيان نخواهيد ديد. مادر مقتول گفت بايد طناب دار را به گردن بهنود بيانداريد. بهنود به بالاي چوبه دار رفت و طناب را به گردنش انداختند. چند ثانيه اي نگذشت که مادر و پدر مقتول به سمت چارپايه رفتند و آن را از زير پاي بهنود کشيدند. بهنود به ملکوت اعلي پيوست.

طاقت ديدن اين صحنه را نداشتم. تا چارپايه از زير پاي بهنود کشيده شد تمام اطراف سياه شده بود.

امروز ديگر بهنود در زندان و بين دوستان خود نيست. جاي خالي بهنود را احساس مي کنند.

من تمام تلاش خودم را کردم ولي هيچ فايده اي نداشت. باز هم عقيده دارم او مستحق مرگ نبود.

او نمي بايست اعدام شود.

+ نوشته شده در 2009/10/11ساعت 4:7 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

باحضوردراداره اطلاعات مشکین شهروتحویل اعتراض کتبی:

امیر حسین موحدی

دبیراول کمیته بحران زندانیان سیاسی ایران خواستارجمع آوری اراذل امنیتی شد

تدین-آذربایجان:براساس خبری که ظهرامروزجمعه منتشرشدروزنامه نگاروفعال حقوق بشر٬امیرحسین موحدی پیش ازظهرامروز ضمن مراجعه به اداره اطلاعات مشکین شهر نسبت به تهدیدات مترسک گونه افرادی که ازآنها به اراذل امنیتی یادشده اعتراض نمود .دبیراول کمیته بحران زندانیان سیاسی یادآورشددرروزهای اخیر افرادمعدودی از وابستگان گروههای جدیدالخلقه بومی که بی شباهت به تجزیه طلبان آنارشیست نمی باشنددرحالی به تهدید وایجادمزاحمت برای فعالین مدنی وخانواده های آنان مشغولندکه نهادهای امنیتی کاملا ازاقدامات غیرقانونی آنها مطلع می باشندعلاوه بر این مسئولین ذیربط نظارتی بطوردائم تلفنها ومبادی ارتباطی مارا تحت نظروکنترل دارند بنابراین انتظار بحق اینست که  مترسکان واراذل مزاحم مجهول الهویه نیستند بنابراین مسئولیت حفظ امنیت وحقوق شهروندی ما مستقیما برعهده دستگاه اطلاعاتی منطقه میباشد .موحدی افزود بدون اینکه پیش داوری کنم امیدوارم این اراذل ضدامنیتی جمع آوری ومسببین چنین رفتارهایی جلب قانون شوند.این روزنامه نگار مجددا تاکید کرد فعالیت حقوق بشری وی کاملا درچهارچوب قوانین کشوربوده ودلیلی برای مرعوب شدن وجودندارد.

+ نوشته شده در 2009/10/9ساعت 6:20 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران

 



http://www.youtube.com/watch?v=gLe9hVRr8tA
 

+ نوشته شده در 2009/10/7ساعت 19:30 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 

 

بنابه گزارشات رسیده خانواده های دستگیرشدگان اخیر به تجمعات اعتراضی خود در مقابل زندان اوین و دادگاه انقلاب برای آزادی عزیزانشان ادامه می دهند.

روز های سه شنبه و چهارشنبه 14 و 15 مهرماه دهها نفر از خانواده بازداشت شده ها از ساعت 8:30 صبح در مقابل دادگاه انقلاب تجمع كردند و خواستار آزادي عزيزانشان بودند.

طی دیروز وامروز اسامي تعدادي از بازداشت شده های ورزشگاه آزادی مورد تایید دادگاه انقلاب قرار گرفت و براي بعضی از بازداشت شدگان قدیمی كفالت و وثيقه تعیین شد .اما با توجه به اينكه در بین خانواده ها ، خانواده هايي همچون خانواده علي اميني ،‌رامين عبدالمحمدي ،اميد وحيدي ، متين حيدرزاده بودند كه با وجود گذاشتن كفالت و وثيقه هنوز عزيزانشان آزاد نشده بودند نگراني خانواده ها در مورد آزادي عزيزانشان بيشتر شده.

به خانواده ها گفته شده بود که بروید مقابل زندان اوين ما نامه آزادي را فرستاده ايم. خانواده ها از صبح تا شب به اميد آزادي عزيزانشان به انتظار مي ايستادند اما دريغ از آزادي در دادگاه انقلاب هم هيچ كس پاسخگوي آنها نيست و دائما آنها را به زندان اوين و از اوين به دادگاه انقلاب پاس مي دهند.

.تعدادي از خانواده ها به نمايندگي از بقيه خانواده ها به داخل دادگاه انقلاب رفتند تا با دفترحداد و حيدري فر تماس بگيرند و مطمئن شوند كه اگر كفالت و وثيقه بگذارند عزيزانشان ازاد مي شوند.منشي دفتر حداد ابتدا با شنيدن اين صحبت خانواده ها ميني بر اينكه عده اي وثيقه گذاشته اند اما هنوز عزيزانشان آزاد نشده اند اگر ما هم وثيقه بگذاريم عزيزانمان آزاد مي شوند يا نه با عصبانيت و برخورد وحشیانه به خانواده ها جواب داد: اگر فكر مي كنيد ما دروغ مي گوييم كفالت و وثيقه نگذاريد تا بچه هايتان در آنجا بپوسند آنوقت مي فهميد راست مي گوييم يا دروغ. شما علنا داريد به ما تهمت دروغگويي مي زنيد و تلفن را به روي خانواده ها قطع كرد.

همين امر باعث شد صداي اعتراضات خانواده ها در بيرون دادگاه انقلاب شدت یابد.چرا كه تا به حال غير از توهين و تحقير و دروغگويي و زدن برچسب به عزيزانشان چيز ديگري از مسئولين دادگاه انقلاب نشنيده اند.

در مقابل بخش اداری زندان اوين 28 نفر از خانواده بازداشت شده ها تجمع كردند و خواهان آزادي عزيزانشان بودند كه هيچ كس جوابگوي آنها نبود.

از طرفي هنوز از تعدادی از بازداشت شدها هيچ خبري در دست نيست و خانواده ها با نگراني در انتظار خبري از وضعيت عزيزانشان هر روز به دادگاه انقلاب و زندان اوين مراجعه مي كنند

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،ادامه بازداشت وبی اطلاع نگه داشتن خانواده های آنها را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل و سایر مراجع بین المللی خواستار اقدامات عملی برای آزادی زندانیان سیاسی در ایران است.

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران

15 مهر 1388 برابر با 07 اکتبر 2009

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:

کمیساریای عالی حقوق بشر

کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا

سازمان عفو بین الملل

سازمان دیدبان حقوق

+ نوشته شده در 2009/10/7ساعت 19:30 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 

 

کمیته گزارشگران حقوق بشر- محمدرضا علی زمانی، عضو انجمن پادشاهی ایران که در جلسه دوم محاکمه عوامل دخیل در اعتراضات مردمی پس از انتخابات ریاست جمهوری، اعترافات مفصلی از وی اخذ گردید و سخنان وی در دادگاه انقلاب با پخش تلویزیونی نیز مواجه شده بود، روز دوشنبه 13 مهرماه از بند 209 زندان اوین به شعبه 15 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی منتقل شده و حکم اعدام به وی ابلاغ شد.

هیچ یک از متهمانی که در جلسات دوم و سوم دادگاه های علنی، مورد محاکمه قرار گرفتند، امکان دسترسی به وکلای انتخابی را نداشتند و با وکلای تسخیری مورد تأیید دادگاه انقلاب، در این محاکمات حضور یافته بودند.

+ نوشته شده در 2009/10/7ساعت 19:29 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 
 
مدیریت دانشگاه امیرکبیر به درخواست نیروهای امنیتی از برگزاری مراسم یادبود برای یکی از دانشجویان و نیز کارمند این دانشگاه که چند روز قبل به ضرب گلوله ماموران نیروی انتظامی کشته شد، ممانعت بعمل آوردند.


به گزارش خبرنامه امیرکبیر، سیمه جعفر قلی، فارغ التحصیل کارشناسی ارشد مهندسی کامپیوتر دانشگاه امیرکبیر و یکی از کارکنان مرکز تحصیلات تکمیلی آموزش های مجازی در هفته ی نخست مهرماه، در حالیکه به همراه حمیدرضا و سارا؛همسر و دختر 8 ماهه اش در حال بازگشت از قم به تهران بودند، بر اثر اشتباه فاحش یکی از ماموران نیروی انتظامی، که در همان حین در تعقیب خودروی دیگری بوده اند، در اتوبان تهران-قم و شلیک گلوله بسر زخمی شده و جان سپرد.

بدنبال مرگ دلخراش این دانشجوی دانشگاه پلی تکنیک، جمعی از دانشجویان دانشکده کامپیوتر و اعضای شورای صنفی این دانشکده برای برگزاری یک مراسم یادبود برای این دانشجوی بیگناه، با ممانعت ها و سنگ اندازی های عجیب مدیریت انتصابی دانشگاه پلی تکنیک شده اند.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر، دیروز علیرضا رهائی طی تماسی با رئیس دانشکده کامپیوتر این دانشگاه شخصا به وی دستور ممانعت از هرگونه برنامه یادبود برای این دانشجوی کشته شده را داد. هم چنین واعظ از مسئولان حراست پلی تکنیک نیز به دستور نهادهای امنیتی تلاش زیادی برای ممانعت از این مراسم بعمل آورد.

این واقعه دلخراش در حالی رخ داد که پس از گذشت 10 روز از این فاجعه طی تماس های مکرر از سوی ارگان های مختلف لغو فوری مراسم یادبود درخواست شد.اما با پیگیری و اصرار مسئولان دانشکده کامپیوتر و نیز مسئولان مرکز تحصیلات تکمیلی آموزش های مجازی این مراسم روز گذشته در سکوت و بی خبری کامل و نیز بی اطلاعی دانشجویان در این دانشگاه برگزار شد.

ممانعت از برگزاری مراسم یادبود برای این دانشجوی در حالی است که جمع گسترده ای از دانشجویان این دانشگاه از آغاز سال تحصیلی، از حضور بر سر کلاس های درس منع شده و از ثبت نام آنها نیز جلوگیری بعمل آمده است.

هم چنین با وجود احتمالاتی مبنی بر حضور کامران دانشجو در این دانشگاه طی روزهای آتی جمع قابل توجهی از دانشجویان به این دانشگاه ممنوع الورود شده اند.

گفتنی است مدیریت دانشگاه و نهادهای امنیتی از بیم اعتراضات گسترده دانشجوئی به مرگ دلخراش این دانشجو، تاکنون برای عدم اطلاع رسانی خبری پیرامون این حادثه هولناک تلاش های زیادی نموده اند.
+ نوشته شده در 2009/10/7ساعت 19:28 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 
 

 

کمیته گزارشگران حقوق بشر- پیمان عارف، فعال دانشجویی که در مدت بازداشت خود تنها یک بار موفق به ملاقات کابینی با خانواده اش شده است، از هفته گذشته توسط ریاست زندان اوین ممنوع الملاقات شد.

هفته گذشته، "صداقت" رئیس زندان اوین در دستوری به عباسی رئیس اندرزگاه 8، ملاقات این فعال دانشجویی با خانواده اش را موکول به دستور شخصی خود نمود. پیمان عارف پیرو اطلاع از این مسأله در نامه ای درخواست ملاقات خود را به رئیس زندان ارسال کرد، با این حال به او گفته شده است که این نامه می بایست از طریق خانواده اش به زندان تحویل داده شود.

همچنین این فعال دانشجویی در مدت 110 روز بازداشت خود، از حق ملاقات با وکیلش محروم بوده است.

طبق مواد 180 تا 197 آیین نامه اجرایی سازمان زندان ها و اقدامات تأمینی مصوب 9 دی ماه 84، استفاده از امکان ملاقات به صورت تلفنی، حضوری و خصوصی از حقوق غیرقابل سلب هر زندانی محسوب می شود

+ نوشته شده در 2009/10/6ساعت 20:57 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 
 

 

کمیته گزارشگران حقوق بشر- سعید لیلاز، روزنامه نگار زندانی با گذشت بیش از 110 روز از بازداشتش همچنان در سلول انفرادی به سر می برد. این روزنامه نگار که در ماههای اخیر جهت اعترافات تلویزیونی به شدت تحت فشار قرار داشته است، در آخرین ملاقات خود از ادامه نگهداریش در سلول انفرادی خبر داد.

نگهداری طولانی مدت زندانیان سیاسی در سلول انفرادی در شرایطی صورت می گیرد که مطابق آیین نامه شهروندی قوه قضائیه،" نگهداری متهم در سلول انفرادی خلاف مقررات قانونی است و مصداق شکنجه روحی و روانی تلقی می شود" .

سعید لیلاز، صبح روز 27 خردادماه در منزلش در تهران بازداشت شد. مأموران در جریان این بازداشت، مقداری از لوازم شخصی وی را با خود بردند.

لیلاز، سردبیر روزنامه اقتصادی سرمایه و از مدیران اقتصادی دولت محمد خاتمی بوده است. وی همچنین یکی از منتقدان دولت آقای احمدی نژاد محسوب می شود

+ نوشته شده در 2009/10/6ساعت 20:56 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 

 

ساعت باید حدود 10 شب باشد، سرمان به تلویزیون گرم است.. صدای فریاد زن نگهبان بلند می شود، مثل همیشه دعوا بر سر دستشویی رفتن است، زندانی می گوید:" مااینجا به عنوان زندانی حقوقی داریم و .." زن نگهبان، فریاد می زند که خفه شو، صداتو بیار پایین.. هیس" دعوا بالا می گیرد و فریادها و توهین های نگهبان می پیچد در سکوت راهرو، ما در سلول های دیگر گوشهایمان را چسبانده ایم به دریچه های سلول، صدا از سلول 14 می آید و من حدس می زنم که هنگامه ( شهیدی) باشد. چشمهایمان نگراناست و با ناراحتی به صورت هم نگاه می کنیم، بازهم حدیث دستشویی و ممانعت نگهبان از آن.



میگوید:" می برمت جایی که صداتو کسی نشنوه" ... هنگامه می گوید:" هر کاری دلت میخواد بکن، ببینم چیکار می تونی بکنی." و بعد دست او را( احتمالا) می گیرد و کشان کشان جای دیگری می برد، در بسته می شود و ما می فهمیم که هنگامه را برده است سلول انفرادی، باز سکوت برقرار می شود. باز همان خاموشی غذاب آور در راهروهای بند حاکم می شود. کبری نگاهی می کند به من و حوری نیز، عصبانی شده ام، به خاطر هنگامه ناراحتم و نمیدانم چه باید کرد. تصمیم میگیریم که همگی نامه هایی را به رئیس بازداشتگاه بنویسیم و بگوییم که عدم اجازه برای رفتن به دستشویی یک شکنجه است و به آن اعتراض داریم.
 
می خواهیم برویم دستشویی، اما دودلیم که چراغ را بزنیم یا نه، از ترس نیست که به سمت چراغ نمی رویم، دلمان نمی خواهد با نگهبان درگیری لفظی پیدا کنیم، دلمان نمی خواهد به او اجازه دهیم تا بهمان توهین کند. و او در سکوت راهرو داد می زند که " آنوقت که از صبح تا شب در خیابان ول بودید، نیازی به دستشویی نداشتید؟" یکجوری عجیب به من بر می خورد، ناسزایی می گویم و گوشه سلول می نشینم، غمزده برای هنگامه که حالا چه خواهد شد..
 
درست چند شب پیش هم، همین خانم نگهبان با کبری( هم سلولیم) بر سر اینکه چرا دستشویی را زیاد طول می دهد، دعوا کرد و او را به انفرادی برد. می گویم آخر مگر ما مرض داریم که بیش از احتیاجمان به دستشویی برویم و یا بیش از حد در آنجا بمانیم. نمی فهمم مگر محیط توالت، جای دوست داشتنی است که آدم بخواهد در آن بماند. نگهبان اما می گوید، رفتن به دستشویی برای شما تفریح شده است. باز هم خوب است که خودشان می دانند که در چه شرایطی هستیم که رفتن به دستشویی را وسیله تفریح خود می کنیم.
 
حدیث توالت های ساعتی از اواسط مردادماه در بند حاکم شد. روزی که به هر سلول یک کاغذ نوشته پرینت شده دادند که روی آن ساعت های توالت رفتن را نوشته بود، 4 بار در روز.
 
از همان ابتدا اعتراض ها شروع شد، هیچ کس نمی خواست زیر بار این قضیه برود. ما چند بار در ملاقات با رئیس بازداشتگاه به او گوشزد کردیم که این کار مصداق شکنجه است، آخر مگر می شود یک نفر را به زور ساعت 6 صبح بیدار کنند و بگویند باید بروی توالت وگرنه تا ساعت 12 ظهر، حق توالت رفتن نداری!... آخر مگر قضای حاجت، ساعت می شناسد..
 
آقای رئیس هر بار قول پیگیری می داد و باز هم در شیفت بعضی از نگهبانان از جمله همین خانم نگهبان که ما خانم مدیر صدایش می کردیم، زندانیان جرأت زدن چراغ را نداشتند.. یا دعوا می شد، یا با قیافه ای روبرو می شدند که همانجا یادشان می رفت که برای چه چراغ زده اند.
 
امروز در گزارشی خواندم که هنگامه در ملاقات با مادرش نسبت به مسأله دستشویی رفتن اعتراض کرده است، ظاهرا همان خانم نگهبان به لجبازی با هنگامه ادامه داده و همچنان او را بر سر این موضوع اذیت می کند. یاد فریادهای آن شبش افتادم که از حقوق زندانیان می گفت و صدایش که سکوت بند را شکسته بود. و یادم می افتد به خودم که گاهی اوقات ناچار بودیم 7-8 ساعت با خودمان کلنجار برویم تا ساعت دستشویی صبح برسد. فکرش را بکنید، صبح زود یک نفر از خواب بیدارتان کند که باید حالا بروی توالت وگرنه تا 6 ساعت دیگر حق چراغ زدن نداری؟
 
این روزها که دیگر بدون کسب اجازه می توانم هر زمان که بخواهم به دستشویی بروم و نیازی به انتظار طولانی مدت نیست، غمگین می شوم وقتی یادم می افتد به کبری که هنوز بعد از 60 روز از بازداشتش از کوچکترین حقوق یک زندانی برخوردار نیست و یا هنگامه و یا فریبا با آن موهای ژولیده اش.
 
راستی کبری الان چه می کند؟
 
پی نوشت: کبری در مردادماه در مراسم بزرگداشت شهدای انتخابات در بهشت زهرا به همراه همسرش بازداشت شده بود.
 
 
وبلاگ آزادی زن

+ نوشته شده در 2009/10/6ساعت 20:55 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 
 

 

بنابه گزارشات رسیده ،دهها نفر از خانواده های دستگیر شدگان ورزشگاه آزادی و همچنین دستگیرشدگان27 شهریور در مقابل زندان اوین و دادگاه انقلاب تجمع کردند و خواهان آزادی فرزندان و بستگان خود شدند.

روز دوشنبه 13 مهرماه بیش از 80 نفر از خانواده بازداشت شده ها در سالن ملاقات زندان اوين تجمع كردند و خواستار ملاقات با عزيزان خود بودند.در بين اين خانواده ها ، خانواده بازداشت شده هاي روز جمعه در ورزشگاه آزادي نيز حضور داشتند. به آنها اطلاع داده شد فرزندان و بستگانشان که روز جمعه در ورزشگاه آزادی و پیرامون آن بازداشت شدند به زندان اوين منتقل شده اند.

اما هنوز هيچ گونه خبري از وضعيت و شرایط و علت بازداشت آنها به خانواده ها داده نشد و نام برخي از آنها هنوز به تاييد دادگاه انقلاب نرسيده است.

تعدادی از جوانان هنگام خروج از ورزشگاه آزادی و سر دادن شعار علیه رژیم با یورش مامورین سرکوبگر مواجه شدند و آماج باتونهای نیروهای سرکوبگر ولی فقیه قرار گرفتند که تعدادی مجروح شدند از جملۀ آن آقایی با نام ا.م از ناحیه سر و زانو مورد اصابت باتون قرار گرفت که باعث زخمی شدن و خونریزی در ناحیه سر وی شد و زانوهای وی در اثر ضربات باتون متورم شده است.

امروز به اكثر خانواده بازداشت شده هاي روز جمعه 27 شهريور براي اولين بار اجازه ملاقات كابيني داده شد .بیشتر خانواده ها بعد از بازگشت از ملاقات از ضعف جسمي و شرایط سخت عزيزانشان شكايت مي كردند و اينكه هنوز تكليف و وضعيت آنها روشن نشده است.به برخي وعده آزادي داده اند و به برخي دیگر گفته اند تا زمان تشكيل دادگاه در اينجا آب خنك خواهيد خورد.

اما به خانواده هايي كه عزيزانشان روز جمعه در ورزشگاه آزادي بازداشت شده اند اجازه ملاقات داده نشد و زماني كه خانواده ها از اين وضعيت شكايت و اعتراض مي كردند كه مگر عزيزان آنها جنايت كرده اند كه نبايد ملاقات داشته باشند به آنها گفته شد در اينجا هيچ چيز دست ما نيست به دادگاه انقلاب مراجعه كنيد.

تعدادي ديگر از اعضا خانواده بازداشت شده ها هم براي روشن شدن وضعيت عزيزانشان به دادگاه انقلاب مراجعه كردند .كه تعداد انها به دهها نفر مي رسد .

ديروز زماني كه خانواده ها با دفتر حداد و حيدري فر تماس می گرفتند به آنها گفته شد براي آزادي عزیزانشان وثيقه يا سند تهيه كنند .خانواده ها طی ديروز و امروز با تمام مشكلات وثيقه را تهيه كرده و تمام كارهاي اداري آن را انجام داده بودند. اما در پايان كار منشی دفتر حداد و حيدري فر به آنها گفتند پرونده هنوز تمكيل نشده بعدا به شما خبر مي دهيم. خانواده ها با عصبانيت هر چه تمام تر برمي گشتند و احمدي نژاد و خامنه اي را لعن و نفرين مي كردند.

لیست اسامي عده اي از بازداشت شده هاي روز جمعه 10 مهرماه در درون و پیرامون ورزشگاه آزادی برای ارسال به سازمانهای حقوق بشری و اطلاع عموم انتشار می یابد.

1-محمد حسين كرمي 28 ساله شغل ازاد

2-ساسان شاه حسيني 32 ساله فوق ديپلم رياضي

3- عليرضا علي آقايي 27 ساله ليسانس برق

4- جواد بيات 35 ساله و متاهل شغل آزاد

5- امير سخايي 24 ساله دانشجوي عمران دانشگاه آزاد واحد تهران مركز

6- سعيد برزگر پور 17 ساله محصل

7- فردين منوچهري آذر29 ساله ديپلم شغل آزاد

8- طاها جمشيدي 22 ساله دانشجوي جغرافي

9- كيهان حسيني بيجاري 30 ساله ليسانس كامپيوتر

10- حسن رشيدي 26 ساله ليسانس زبان انگليسي و كارمند بخش خصوصي

11- مهدي علي آبادي 27 ساله شغل آزاد

12- ابراهيم بيات اسكويي 32 ساله و متاهل شغل آزاد

13- كريم اسماعيلي 29 ساله شغل آزاد

14- علي مصطفي پور 20 ساله دانشجوي مديريت صنعتي

15- علي نورايي 25 ساله ديپلم

16- بهروز بهرامي 28 ساله فوق ديپلم الكترونيك

17-محمد مهدي صالحي 30 ساله شغل آزاد ليسانس تربيت بدني

18-امير گرشاسبي 30 ساله ليسانس نرم افزار

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، یورشهای وحشیانه به اعتراض کنندگان ،مورد ضرب و جرح قرار دادن آنها ،بازداشت و در بی اطلاعی قرار دادن خانواده های آنها را محکوم می کند و از دبیر کل و کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل در مقابل جنایتهای روزانه که بدستور و توسط ولی فقیه صورت می گیرد سکوت پیشه نکنند و با ارجاع پرونده این رژیم به شورای امنیت سازمان ملل متحد به جنایتها علیه بشریت این رژیم رسیدگی نمایند.

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران

13 مهر 1388 برابر با 5 سبتامبر 2009

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:

دفتر دبیرکل سازمان ملل

کمیساریای عالی حقوق بشر

کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا

سازمان عفو بین الملل

سازمان دیدبان حقوق بشر

+ نوشته شده در 2009/10/5ساعت 11:43 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 
 

بعد از گذشت 45 روز از بازداشت دکتر محمد ملکی و در حالیکه کماکان وی در سلول انفرادی نگهداری میشود، اکنون نشانه ها حکایت از آن دارد که حال وی در زندان وخیم است و از اینرو خانواده را در بی‎اطلاعی مطلق گذاشته اند. در 14 روز گذشته دکتر ملکی هیچ تماسی با منزل نداشته است و امروز، دوشنبه، قرار بود که طبق نامه کتبی قاضی پرونده، خانواده با وی در زندان اوین ملاقات داشته باشد، اما در پی مراجعه خانواده اعلام شد بازجو اجازه ملاقات نمیدهد و وی ممنوع الملاقات است. این درحالیست که وکیل دکتر ملکی اطلاع یافته بود که ظاهرا بازجویی وی پایان یافته است. این شواهد نشان دهنده این است که همانطور که خانواده بارها در نامه به مسئولان هشدار داده بود، وضعیت سلامتی محمد ملکی وخیم است و احتمالا اتفاقی برای ایشان رخ داده که مقامات زندان از دادن هر نوع اطلاعی از وضعیت او خودداری میکنند. دکتر ملکی در تنها ملاقاتی که حدود یکماه پیش در زندان با همسر و وکیلش داشته به شدت از مشکلات بیماری ابراز ناراحتی کرده و خواستار اقدام فوری جهت درمان بوده که علیرغم درخواستهای مکرر خانواده و وکلای وی، هیچ اقدامی توسط مقامات تاکنون صورت نگرفته است.
خانواده دکتر ملکی به شدت نگران وضعیت سلامتی ایشان بوده و بار دیگر هشدار داده و اعلام میکند که مقامات عالی نظام ظاهرا با شیوه نرم و تدریجی و با علم به بیماریهای تهدیدکننده سلامتی محمد ملکی، قصد حذف فیزیکی ایشان را دارند و از اینرو مسئول هرگونه اتفاق ناگواری برای سلامتی وی خواهند بود.

خانواده ملکی - دوشنبه 13 مهر

+ نوشته شده در 2009/10/5ساعت 11:42 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 


روزنامه سرمایه : پروین فهیمی: جناب آقای حدادعادل آیا شما واقعاً «عادل» هستید همانطور که نام خانوادگی تان است یا اینکه از «عادل» بودن فقط این نام را یدک می کشید؟ آقای حداد عادل، شما را نماینده ما مردم در مجلس معرفی می کنند، یعنی باید از مردم دفاع کنید، از من مادر که فرزندم را کشته اند و بعد از سه ماه و اندی هنوز هیچ مسوولی و هیچ ارگانی و قوه ای در این مملکت پاسخگوی من نبوده و هنوز معلوم نیست کدام نیرو یا چه کسی او را کشته، به کجا برده و بعد از چندین روز او را عریان به پزشکی قانونی تحویل داده است.

من و مادران دیگر هر روز و هر لحظه فقط به خدای خود پناه می بریم و از پروردگامان برای مجازات قاتلان و آمران درخواست کمک می کنیم و مطمئناً اوست که ما را درمی یابد زیرا چشم بینایی در مسوولان نیست که اشک و آه ما را ببینند.
با اینکه من
به تمام مسوولان مربوطه نامه داده ام و از آنها دادخواهی کرده ام ولی هنوز هیچ کدام پاسخگو نبوده اند و گلایه من از شما این است که اگر زخم ما را التیام نمی بخشید، لااقل روی آن نمک نپاشید.
اگر فرزند شما هم مانند فرزند آقای روح الامینی و فرزندان ما مادران مورد آزار قرار می گرفت و در خیابان کشته می شد، آیا باز هم اینگونه قضاوت می کردید؟
«درد را آن بداند که روزی به آن گرفتار شود.»
خدایا، از ته دل می گویم آه من مادر حتماً گربیانگیر همه کسانی که فرزندان عزیزمان را از ما جدا کردند خواهد گرفت. اگر صدای فرزندان ما قبل از ترک دنیا رسا نبود، اما الان صدای آنها در همه دنیا شنیده می شود. صدای نداها و سهراب ها و محسن ها و اشکان ها و... در همه جا طنین انداز صدای ما مردم است.
ما مادران داغدار آرام نخواهیم گرفت تا زمانی که دادگاهی عادلانه با قضاتی عادل مسببان را به سزای اعمال خود برساند و از شما نیز می خواهیم در رابطه با مسائلی که اطلاع کامل ندارید، اظهارنظر نکنید چون نماینده ای بی خبر از درد ملت، نمی تواند نماینده واقعی مردم باشد.
از خداوند برای خود و سایرمادران صبر و برای شما قضاوت عادلانه آرزومندم و امیدوارم وسوسه صندلی قدرت آنقدر برخی را مجذوب نکند که پنبه ها را از گوش خود درنیاورند و چشم بندها را از چشم خود باز نکنند

+ نوشته شده در 2009/10/5ساعت 11:42 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 

خبرگزاری هرانا : حکم 5 سال زندان جعفر اقدامی، فعال حقوق بشر و زندانی سیاسی سابق پس از اعتراض به ده سال زندان افزایش یافت.
به گزارش واحد زندانیان مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران ، پرونده جعفر اقدامی، فعال حقوق بشر و زندانی سیاسی سابق که از 8 شهریورماه سال 87 در حین عزیمت به گورستان خاوران توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود و در تاریخ 17 اردیبهشت ماه سال جاری در یک رویه پرابهام قضایی به 5 سال زندان محکوم شده بود پس از اعتراض به حکم و ایراد نقص از سوی دادگاه تجدیدنظر به شعبه 28 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه ای برای بررسی مجدد ارجاع داده شد

+ نوشته شده در 2009/10/5ساعت 11:41 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 
 

«من از آغاز انقلاب تا به امروز سرباز گوش به فرمان نظام مقدس اسلامی و مقام ولایت بوده و هستم، هیچگاه بدون کسب اجازه و یا بدون دستورات مقامات عالی نظام کاری انجام نداده ام. هرچه را که به صلاح نظام و اسلام دانسته ام به عنوان پیشنهاد به مسئولانم ارائه کرده ام. من خود را گناهکار نمیدانم. کسانی که حذف شدها ند، مرتد، ناصبی و محارب بودها ند. حکم مجازات آنها مثل همیشه به ما تکلیف شده است و ما آنچه کرده ایم اجرای تکالیف شرعی بوده است نه قتل و جنایت … حکم اعدام داریوش فروهر و پروانه اسکندری را به روال معمول همیشگی حجتالاسلام علی فلاحیان به من داد. احکام اعدام سایر محاربین قبلا” در زمان وزارت فلاحیان صادر شده بود. از مدتها پیش قرار بر این بود که عوامل مؤثر فرهنگی وابسته که توطئه تهاجم فرهنگی را در ایران پیاده می کردند و جمعا” صد نفر بودند اعدام شوند. حکم حذف 29 نفر از نویسندگان از مدتها پیش مشخص و احکام قبلا” صادر شده بود که در مورد 7 تن از آن عناصر احکام در دوره وزارت علی فلاحیان اجرا شده بود. وقتی حکم اعدام فروهر به ما ابلاغ شد پرسیدیم که تکلیف احکام معطل مانده اعضای کانون نویسندگان چه میشود که حاج آقا دری نیز گفتند هرچه سریعتر اقدام شود بهتر است و این بار نیز مثل ماقبل انجام شد با فرق اینکه بجای ابلاغ از سوی فلاحیان امور از طریق حاج آقا دری نجف آبادی هماهنگ میشد.»

در جلد 16 پرونده صفحه 384 پرونده بازجویی سعید امامی نیز ، هنگامی که بازجو از امامی سؤال می کند که آیا اعدامها رویه امنیتی داشت و با حکم “حفظ نظام از واجبات است” انجام میشد یا حکمهای موضوعی نیز داشت ، سعید امامی پاسخی می دهد که شابد بتوان آنرا مهم ترین فراز بازجوئیهای وی تلقی نمود. وی در جواب میگوید:
« فلاحیان با وجود آنکه خود حاکم شرع بود، اما معمولا” و در موارد حساس احکام حذف محاربان را شخصا” صادر نمیکرد. او این احکام را از آیت الله خوشوقت، آیت الله مصباح، آیت الله خزعلی، آیت الله جنتی و گاها” نیز از حجت الاسلام محسنی اژه ای دریافت میکرد و بدست ما می داد. ما فقط به آقایان اخبار و اطلاعات میرساندیم و بعد هم منتظر دستور میماندیم. مثلا” وقتی باخبر شدیم که حاج احمد آقا در جلسات خصوصی به مسئولان نظام و حتی به ولایت امر اهانت میکند. آنرا ارجاع دادیم و بلافاصله دستور آمد که همه رفت و آمدهای ایشان را زیر نظر بگیرید و از مکالمات و ملاقاتهای ایشان نوار تهیه کنید. ما هم بمدت یکسال همین کار را کردیم. متأسفانه حاج احمد آقا به راه یک طرفه بدی وارد شده بود که برگشت نداشت. وقتی دستور حذف حاج احمد آقا را آقای فلاحیان به من ابلاغ کرد مضطرب شدم و حتی به تردید فرو رفتم. دو روز بعد همراه با آقای فلاحیان به دیدار آیت الله مصباح رفتیم، آقایان محسنی اژه ای و بادامچیان هم آنجا بودند البته بعدا” حاج آقا خوشوقت هم از بیت آمدند آنجا و نظر جمع بر این بود که نباید به کسانی که با ولی امر مسلمین خصومت میکنند، رحم کرد
+ نوشته شده در 2009/10/5ساعت 11:40 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 

 دادگاه انقلاب شهرستان اهواز برای هفت متهم سیاسی این شهر حکم اعدام و برای دو تن دیگر حبس تعزیری صادر کرد.
به گزارش خبرگزاری هرانا (مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران) دادگاه انقلاب اهواز روز چهارشنبه مورخ 8\7\1388 دو تن ازفعالان سیاسی عرب اهواز را به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و فعالیت تبلیغی برعلیه نظام به تحمل حبس تعزیری محکوم کرد.
در این دادگاه، متهم اول آقای "سید مرتضی موسوی" به سه سال ونیم و متهم دوم آقای "عدنان بیانات" به دوسال حبس تعزیری محکوم شدند.
این احکام در حالی صادر میشوند که دادگاه انقلاب 7 نفر دیگر از اعراب اهوازرا به اتهام ترور یک روحانی شیعی به اعدام محکوم نموده است.
از روند دادرسی این افراد اطلاعی در دست نیست اما گفته میشود تمامی این افراد اتهام وارد شده مبنی بر ترور فرد مزبور را رد نموده و خود را از هر گونه فعالیت مسلحانه مبرا دانسته اند.
لازم به توضیح است بسیاری از سنی مذهبان اهوازی روحانی مقتول آقای "هشام صیمری" را به توهین به مقدسات اهل سنت متهم می کنند، وی در سال 1386 توسط عوامل ناشناس در اهوازبه قتل رسید.

+ نوشته شده در 2009/10/5ساعت 11:40 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 
يکشنبه، ۱۲ مهر، ۱۳۸۸
بسم الله الرحمن الرحيم


به نام خدايی که مرگ و زندگی مان به دست اوست و هم اوست تقديرکننده روز و شبمان.
نزديک به سه ماه از اولين بازداشت غيرقانونی پس از انتخابات می گذرد و متأسفانه عليرغم تغييرات صورت گرفته در قوه قضائيه شامل جابجايی مسئولان عالی رتبه قضايی، جامعۀ ملتهب از محبوس شدن بهترين، مومن ترين و وفادارترين فرزندانش به نظام وانقلاب، شاهد تغييری اساسی در روند رسيدگی به وضعيت اين عزيزان نيست. هنوز مديران خدوم و خدمتگزاران صديق انقلاب در سلول های انفرادی و در شرايط بسيار بد بهداشتی که سلامتشان را به طور جدی به مخاطره افکنده است، به سر می برند و به بهانه ادامه مراحل تحقيقات ملاقاتشان با وکلای تعيينی امکان پذير نيست و تماس تلفنی و ملاقات با خانواده نيز که حق شرعی و انسانی و قانونی آنان است به سختی و با تأخير زياد و منت فراوان حاصل می شود به نحوی که حق طبيعی ما بدون رعايت حرمت و کرامت انسانی، بصورت صدقه داده می شود و با اين همه ما فريادزده و می زنيم که" افوّض امری الی الله، ان الله بصير بالعباد" و به مجريان قانون گوشزد می کنيم که در کشور اسلامی، امور خود و عزيزان دربندمان را با نااميدی از بندگان خدا به خود او واگذار کرده ايم اما اين باور و اعتقاد بدان معنا نيست که بر ظلمی که به ما و عزيزانمان می رود سکوت کنيم و دم برنياوريم.



پس از گذشت نزديک به سه ماه، در شرايطی نهمين بيانيه دادخواهانه خود را منتشر می کنيم که صدايمان در سانسور و اختناق خبری شديد رسانه های دولتی و حتی غيردولتی به گوش همه مردم حق طلب و آزادی خواه کشورمان نمی رسد و هرچه صدای ما بلندتر می شود، هياهو و جنجال رسانه های اهريمنی نيز بيشتر می شود. رسانه هايی که دست اندرکاران آن، خود عامل آشوب و فتنه اند و اسناد و مدارک فراوان از قبل از انتخابات تاکنون دالّ بر مجرميت آنان به دليل انتشار دروغ و بستن افترا به اشخاص حقيقی و حقوقی توسط آنان موجود است و عجبا که حتی استقلال قوه قضائيه در برابر مصونيت آهنين آنان و عروسک گردانان پشت صحنه شان به زانو درآمده است و شکايت هايی که عليه آنان شده به هيچ گرفته می شود و چه بسا شاکی در عوض مشتکی عنه مجازات می شود.



پس از بيش از صد و دوازده روز در شرايطی بار ديگر لب به سخن گشوده و بر مواضع حقمان پافشاری می کنيم که مسئولين محترم به جای رسيدگی عاجل به وضعيت زندانيان سياسی، تلاش می کنند اين روند غيرقانونی را عادی جلوه داده به عزيزانمان تحت فشارهای داخل زندان و به خانواده هايشان با بی اعتنايی ها، بی حرمتی ها و عدم پاسخگويی، و به افکار عمومی با نمايش های بی مبنای تکراری،‌ بباورانند که به واقع عوامل اغتشاش در حبسند و اسارت آنان موجب آرامش جامعه شده است. و اين درحالی است که حضور مستمر معترضين عدالت طلب و آزادی خواه از راهپيمايی های آرام پس از انتخابات تا راهپيمايی باشکوه روز قدس، روز مقابله با ظلم و حمايت از مظلومين در سراسر عالم و تا هم اکنون نشانگر اين واقعيت است که به گفته مراجع عاليقدر و با تأکيد همه صاحبان درک و فهم از شرايط کشور و ويژگی های جامعه ايرانی، اين حرکت و جنبش سبز، عقبه مردمی دارد و انکار اين واقعيت نه تنها اصل مسئله را پاک نمی کند بلکه اصرار بر انکار و پافشاری بر اقدامات غلط ازجمله ادامه دستگيری ها به هرچه ملتهب تر شدن جامعه مدد می رساند.
اينک ما خانواده هايی که نزديک سه ماه است زندگی خصوصی و اجتماعيمان به دليل سوء مديريت قضايی و تخلفات بیّن قانونی و تفتيش و بازرسی های غيرقانونی ومداخلات روحی و روانی، دچار اختلال شده است با صدايی بلند به مسئولين قوه قضائيه و صاحبان حلّ و عقد هشدار می دهيم که آدرس را عوضی نروند و به جای نشانه رفتن معتقدترين و ايثارگرترين و صديق ترين فرزندان نسل گذشته و جديد انقلاب به سراغ کسانی بروند که دست در دست دشمنان اين ملک و ميهن با برافروختن آتش فتنه هرروز به التهابات دامن می زنند.

هشدار می دهيم که نخوت و غرور دولتيان، سستی و رخوت مجريان قانون و غفلت و بی اعتنايی نمايندگان مردم، می رود که کاسه صبر ما را لبريز کند.
هشدار می دهيم که ما مظلومان محروم از حقوق انسانی و شرعی و قانونی خود می توانيم فرياد مظلومانه خود را با فرياد گروه های مختلف اين امت آگاه و در صحنه پيوند بزنيم تا پژواک آن خواب را از چشمان آنان که خود را به بی خبری زده اند و آنان که لجوجانه می خواهند فرزندان ملت را در مقابل ملت قرار دهند، بربايد. اگر تا امروز صدای الله اکبرمان را جلوی ديوارهای بلند اوين تنها به گوش عزيزانمان رسانيده ايم که با ذکر خدا قلب هايشان آرام گيرد می شود غريو ظلم ستيز الله اکبر را مانند سيلی از دامنه های البرز تا دشت های لاله گون سراسر ايران عزيز جاری کرد. می توان اين فريادها را که از گلوی خسته ما بيرون می آيد به فرياد جوانان رشيد و معتقدی که در مکتب حسين(ع) و روح الله درس ظلم ستيزی آموخته اند گره زد تا مهری که بر دل ها خورده و صمٌ بکمٌ عمیٌ ساخته بشکند.

نزديک سه ماه از حبس غيرقانونی عزيزان ما در محبس که بايد اندرزگاه خاطيان باشد می گذرد و خاطيان همچنان در حجره های سياه و تاريک خود فتنه گری می کنند و از فروافتادن پرده ها هم ديگر بيمی ندارند و عوامل سرسپرده شان در رسانه های دولتی به پشتگرمی آنان مصرانه و مستمر بر طبل فتنه می کوبند و اين داستان تلخ ادامه دارد.
ما خانواده زندانيان سياسی طی اين سه ماه بارها طبق تکليف شرعی و وظيفه انسانی خود هشدار داديم و اتمام حجت کرديم و اينک که علاوه بر روان خسته بهترين های دربندمان جسم عزيزشان نيز آماج امراض و بيماری های حاصل از بودن در محيط غيربهداشتی زندان قرار گرفته با ابراز نگرانی شديد از وضعيت عزيزانمان اعلام می کنيم که بيم جان آنان را داريم و بار ديگر هشدار می دهيم که به مخاطره افتادن سلامت زندانيان سياسی از سردمداران قهرمان اصلاحات تا فرزندان برومند و افتخارآفرينشان که قهرمانان واقعی اين سرزمين بوده و خواهند بود، هزينه های گزاف برای حکومت دارد و مقصرين نه تنها در محکمه عدل الهی مواخذه خواهند شد بلکه در همين سرای فانی
نيز از آتش قهر و انتقام مردم مصون نخواهند ماند.


در پايان ضمن درخواست مجدد آزادی عاجل همه عزيزان، مردان و زنان و جوانان دربند در
مراجع عظام، علمای اعلام، انديشمندان و فرهيختگان و اساتيد و فرهنگيان و گروه های مرجع و همه مردم رشيد و آگاه کشورمان اعلام می داريم که اگر اين درخواست ما همچنان توسط مسئولين ذی ربط بی جواب بماند، عليرغم ميلمان چاره ای جز مراجعه به مراجع بين المللی باقی نمی ماند. و توصيه مشفقانه ما فرزندان امام و ياران انقلاب اين است که بزرگان، تدبير ملک خويش کنند و پناه بردن فرزندان اين خانه را به بيگانه نپسندند و قبل از ادعای استقرار عدل جهانی و صدور انقلاب، به حفظ دستاوردهای ارزشمند انقلاب و حراست از يادگارهای ارجمند آن که همان استقلال و آزادی و جمهوريت و اسلاميت توأمان نظام است بينديشند و بپردازند.



لاحول ولا قوه الا بالله العلی العظيم.
۱۱/۷/۱۳۸۸
+ نوشته شده در 2009/10/4ساعت 12:35 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

+ نوشته شده در 2009/10/4ساعت 12:34 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 
 

 

بنابه گزارشات رسیده از بند زنان زندان اوین، زندانی سیاسی کبری بنازاده امیر خیزی از هفتۀ گذشته از زندان اوین به زندان مخوف گوهردشت کرج تبعید گردید.

زندانی سیاسی کبری بنازاده امیرخیزی هفتۀ گذشته بصورت ناگهانی از بند زنان زندان اوین به زندان مخوف گوهردشت کرج منتقل گردید.این زندان دارای شرایط غیر انسانی است و زندانیان در شریط طاقت فرسایی بسر می برند.

خانم بنازاده امیر خیزی از ناراحتی حاد چشم رنج می برد و بنابه گفتۀ خانواده اش در اثر عدم رسیدگی پزشکی بینائی یکی از چشمانش را از دست داده است و چشم دیگر وی در صورت عدم معالجه سریع آن در خطر جدی نابینائی قرار دارد.بنابه توصیه پزشک متخصص، او می بایست اردیبهشت 88 تحت عمل جراحی قرار می گرفت ولی پیگیریهای مکرر خانواده وی برای انجام عمل جراحی با مخالفت حسن زارع دهنوی مواجه گردید و مخالفتهای وی باعث از دست دادن بینائی یکی از چشمان او شد.

زندانی سیاسی کبری بنازاده امیرخیزی 57 ساله ، در پی صدور حکم سنگین و غیر انسانی 5 سال زندان و تبعید به زندان گوهردشت کرج توسط محمد مقیسه ای معروف به ناصریان از اعضای کمسیون مرگ قتل عام زندانیان سیاسی سال 67 بدلیل قصد دیدار با فرزندانش در قرارگاه اشرف در فرودگاه بین المللی تهران که با داشتن ویزای معتبر عراق لحظاتی قبل از پرواز توسط مامورین وزارت اطلاعات دستگیر شده بود محکوم گردید.

خانم بنازاده و وکیل ایشان خانم غنوی نسبت به این حکم در دادگاه تجدید نظر اعتراض کردند ولی دادگاه تجدید نظر بدون بررسی پرونده وی و توجه به اعتراضات آنها حکم غیر انسانی صادره را مورد تایید قرار داد.

در حال حاضر 2 برادر خانم بنازاده به نامهای حمید و اصغر بنازاده در بند 4 زندان گوهردشت بدلیل دیدار با اعضای خانواده شان در قرارگاه اشرف ،به 2 سال زندان محکوم شده اند و در زندان بسر می برند .قبل از این خانم شهلا زرین فر عضو دیگر این خانواده بدلیل دیدار با عزیزانش در قرارگاه اشرف به یک سال زندان محکوم شد که مدتی پیش پس از پایان یافتن محکومیتش آزادشد.

لازم به یادآوری است که در تاریخ 27 دی ماه خانم بنازاده همراه با 17 نفر از مادران و پدران و سایر بستگان درجه1 که برای دیدار با عزیزان خود در قرارگاه اشرف عازم عراق بودند. همگی آنها با داشتن ویزای معتبر عراق و سایر مدارک قانونی و در حالی که در فرودگاه تهران آماده پرواز می شدند مورد یورش مامورین وزارت اطلاعات قرار گرفتند و تمامی آنها دستگیر و به سلولهای انفرادی بند 209 زندان اوین منتقل شدند.خانم بنازاده پس از چند ماه در سلول انفرادی و بدلیل وخیم شدن وضعیت جسمی اش او را به بند زنان زندان اوین منتقل کردند .

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ، تبعید به زندان گوهردشت وعدم موافقت حسن زارع دهنوی جهت معالجه چشمانش که منجر به از دست دادن بینائی یکی از چشمانش و در آستانه نابینائی قرار گرفتن چشم دیگرش را به عنوان جنایت غیر انسانی محکوم می کند واز کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل و سایر سازمانهای حقوق بشری خواستار اقدامات عملی برای آزادی فوری و بی قید وشرط این زندانی سیاسی است.

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران

12 مهر 1388 برابر با 04 اکتبر 2009

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:

کمیساریای عالی حقوق بشر

کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا

سازمان عفو بین الملل

سازمان دیدبان حقوق بشر

+ نوشته شده در 2009/10/4ساعت 12:32 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 
 

خبرگزاری هرانا: علیرغم گذشت دو ماه از بازداشت یک شهروند کرد هیچ خبری از سرنوشت وی در دست نیست.
به گزارش کمیته کردستان مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، علیرغم پیگیریهای مستمر خانواده از سرنوشت حامد سیف پناهی، شهروند کرد اهل تایسر سنندج که حدود دو ماه قبل توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده هیچگونه اطلاعی در دست نیست.
عدم پاسخگوی مراکزی قضایی و امنیتی نسبت به سرنوشت این شهروند بازداشت شده موجب نگرانی روزافزون خانواده سیف پناهی شده است.
لازم به ذکر است حامد سيف پناهي سال گذشته نيز به اتهام شركت در تجمعات اعتراضي حمایت از زندانيان سياسي بوده در سنندج دستگیر شد كه با تودیع وثیقه موقتاً آزاد شده بود.

+ نوشته شده در 2009/10/4ساعت 12:31 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

+ نوشته شده در 2009/10/4ساعت 12:30 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 
 

جمعی از دانشجویان دانشگاه علم و صنعت روز شنبه در اعتراض به صدور احكام سنگين كميته انضباطي براي شش نفر از فعالين دانشگاه که منجر به اخراج سه تن از آنان شده است و همچنین احضار هفت دانشجوی ديگر، اقدام به سر دادن شعار "الله اکبر" و "یاحسین میرحسین" در سلف دانشگاه نموده و خواهان بازگشت این دانشجویان به دانشگاه شدند. گفتنی است دانشجویانی که این احکام غیرقانونی در مورد آن ها صادر شده است هم اکنون به دانشگاه و خوابگاه ممنوع الورود می‏‏باشند. در بیانیه این دانشجویان آمده است این اعتراض همه روزه و راس ساعت 12:30 در سلف دانشگاه ادامه خواهد یافت.

به گزارش موج سبز آزادی، متن بیانیه به این شرح است:

به نام او
و به ياد شهید كيانوش آسا

تابستان امسال دانشگاه علم وصنعت كه هنوز داغدار شهادت كيانوش آسا و ده ها هم وطن ديگرمان بود، بار ديگر از سوي اقتدار گرايان مورد هجوم قرار گرفت. احكام سنگين كميته انضباطي براي شش نفر از فعالين مستقل دانشگاه که منجر به محرومیت از تحصیل برای تعدادی از آنان می گردد، و همچنين احضار هفت نفر ديگر از دوستانمان به اين كميته بيش از پيش معناي " آزادي نزديك به مطلق" را برايمان روشن كرد.

ما جمعي از دانشجويان علم و صنعت ضمن اعلام حمايت از اين دوستان و پاسداشت خدماتي كه در حفظ استقلال و شأن دانشگاه انجام دادند، از عموم دانشجويان دعوت مي كنيم تا هر روز رأس ساعت 12:30 با سر دادن نداي "الله اكبر" علاوه بر اعلام حمايت از اين دوستان، تلاشي كنيم تا شايد اين بار مسئولين دانشگاه را از خواب و خيال پست و مقام به در آريم و به اربابانشان نيز يادآور شويم كه دانشگاه زنده است.



http://www.youtube.com/watch?v=mxKHmc2H8xY

+ نوشته شده در 2009/10/4ساعت 12:29 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 
 

 

رادیو زمانه - پروین اردلان فعال جنبش زنان در ایران و برنده جایزه سال ۲۰۰۷ بنیاد اولاف پالمه، روز جمعه طی مراسمی در بیست و پنجمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب گوتنبرگ (۲۳ تا ۲۶ سپتامبر) دیپلم افتخار این نهاد را با دو سال تأخیر از دست پیر شوری، سخنگوی بنیاد اولاف پالمه و سفیر سابق سوئد و یواکیم پالمه فرزند اولاف پالمه دریافت کرد.

جایزه اولاف پالمه از سال ۱۹۸۷ به منظور پاسداشت تلاش‌های بشردوستانه اولاف خواکیم پالمه، نخست‌وزیر پرآوازه سوئد، و یک سال بعد از ترور او در سال ۱۹۸۶ با هدف ایجاد تفاهم بین‌المللی و امنیت مشترک به افراد مختلف اهدا شده است.

پروین اردلان قرار بود این جایزه را روز ششم ماه مارس (شانزدهم اسفند) سال ۲۰۰۷ در مراسمی در بنیاد اولاف پالمه در استکهلم دریافت کند؛ اما سه روز پیش از برگزاری مراسم، هنگام خروج از کشور با ممانعت ماموران فرودگاه روبه‌رو شد و به او اجازه پرواز داده نشد.

روز جمعه خبرگزاری «ت ت» در سوئد نوشت: «پروین اردلان از دریافت این جایزه خوشحال بود و در میان جمعیت علاقه‌مندی که در آن‌جا حضور داشتند، اعلام کرد که قصد کوتاه کردن صدای اعتراض خود را ندارد.» این روزنامه‌نگار و فعال حقوق زنان هم‌چنین تأکید کرد که جایزه بنیاد اولاف پالمه به همه زنان ایران تعلق دارد که جامعه جهانی صدای بلند اعتراضشان را در ماه‌های اخیر به طور شفافی شنیده است.

پروین اردلان که خود را یک فعال اجتماعی می‌داند و نه یک سیاستمدار، گفت که «شرایط در ایران تغییر کرده است. تغییرات اجتماعی نیز به سرعت اتفاق نمی‌افتد. تغییرات امروز جامعه ایران محصول حدود ۳۰ سال فعالیت تمامی جنبش‌های اجتماعی از جمله جنبش زنان است.»

وی در پاسخ به پرسش خبرنگار «Bang» درباره چگونگی ارتباط فمینیست‌ها با همدیگر و این‌که فعالان اجتماعی کشورهای اروپایی چه کمکی می‌توانند به جنبش زنان ایران بکنند، پاسخ داد: «چنین پرسش‌هایی اغلب از سوی روزنامه‌نگاران و فعالان حقوق بشر که در کشورهای مختلف فعالیت می‌کنند، مطرح می‌شود؛ ولی ما نیاز به کمک نداریم. ما به شکل‌گیری یک شبکه گسترده از زنان و فعالان این عرصه در کشورهای مختلف خاورمیانه، اروپایی و داخل ایران نیاز داریم تا بتوانیم با همدیگر تبادل اطلاعات داشته باشیم و از این طریق به همدیگر کمک کنیم.»

پروین اردلان یکی از پایه‌گذاران مرکز فرهنگی زنان و از اعضای اولیه کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض‌آمیز علیه زنان در ایران است. او به دعوت مجله فمینیستی «Bang» به سوئد سفر کرده است.

پروین اردلان، متولد سال ۱۳۴۵ و فارغ‌التحصیل رشته روزنامه‌نگاری در مقطع لیسانس و رشته مطالعات زنان در مقطع فوق لیسانس است. او در نشریات مختلفی فعالیت کرده است و از جمله سردبیر نشریه اینترنتی «تریبون فمینیستی ایران» و عضو تحریریه مجله اینترنتی «زنستان» بوده است.

پروین اردلان علاوه بر روزنامه‌نگاری، در زمینه تألیف و تدوین کتاب نیز فعالیت کرده است. در این زمینه می‌توان به کتاب «سناتور» اشاره کرد که با مشارکت نوشین احمدی خراسانی در سال ۱۳۸۲ منتشر شده است و به فعالیت‌های مهرانگیز منوچهریان در زمینه مبارزات حقوقی زنان در ایران می‌پردازد.

+ نوشته شده در 2009/9/30ساعت 10:29 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 
 

 

کمیته گزارشگران حقوق بشر- حضور در خانه ای که بیشتر از 100 روز پیش، قدم های مأموران وزارت اطلاعات در آن گذاشته شده و زنی را به گروگان برده اند تا همسرش خود را معرفی کند، سخت است و این حضور آنگاه سخت تر می شود، که زن از زندان آزاد شده باشد و خود را به خاطر همه فشارهای وارد بر همسرش ملامت کند.

مهسا امرآبادی در نامه اش به مسعود باستانی نوشته است:" قول داده بودم هیچ گاه مانع رسالت خبررسانی و شغلی که هیچ گاه حاضر به ترک آن نشدی، نشوم اما می ترسم ناخواسته وارد بازی شده باشم که تمامی ندارد."

او می گوید که بازجویان با اعمال فشار بر مسعود باستانی، او را وادار کرده اند برای آزادی همسرش تن به اعتراف دهد و درست هنگامی که مسعود می پذیرد که در دادگاه، برگه های از پیش نوشته شده بازجو را بخواند، مهسا امرآبادی از زندان آزاد می شود. او به مدت دو ماه گروگان نگه داشته شد، تا مسعود باستانی ناچار شود به هر آنچه نبوده، اعتراف کند و چه کسی است که نداند در این مدت بر مهسا و مسعود در بند 209 زندان اوین چه گذشته است.

مهسا امر آبادی در مورد آخرین ملاقات خود با همسرش می گوید:" حال مسعود چندان مساعد نبود، احساس کردم که دوباره او را اذیت کرده اند و مورد ضرب و شتم قرار گرفته است." وی همچنین می گوید که هم اکنون همسرش به همراه چند تن دیگر از زندانیان که از آنها اعترافات ساختگی اخذ شده است در یک سلول نگهداری می شوند.

مسعود باستانی روزنامه نگار و فعال سیاسی، صبح روز 14 مردادماه درحالی كه برای پیگیری امور همسرش به دادگاه انقلاب تهران مراجعه كرده بود با حكم قضایی بازداشت شد. پیش تر مأموران وزارت اطلاعات در شامگاه 24 خردادماه، با حضور در منزل مسعود باستانی قصد دستگیری وی را داشتند که به دلیل عدم حضور او در منزل، این امر میسر نشد. باستانی بیش از یک ماه در سلول انفرادی به سر برده است و تاکنون از وضعیت پرونده وی اطلاع دقیقی در دست نیست.

وی همچنین با اجبار وزارت اطلاعات، در نامه ای اعلام کرد که " نیازی به حضورر وکیل در جلسه محاکمه خود ندارد."

** مهسا امرآبادی از روزهای زندان می گوید و از روند بازجویی ها، برای وضعیت همسرش بسیار نگران است و خودش را مسبب بازداشت و اعترافات مسعود می داند. او در تمام روزهای پس از آزادی، هر روز و هر لحظه، این جمله مسعود را به یاد می آورد که گفته بود :" نمی دانی برای آزادی تو چه کردم!" و حالا، این زن تمام روزهای پس از آزادی اش را در مسیر دادگاه انقلاب و زندان سپری کرده و امیدوار است و منتظر تا همسرش از زندان آزاد شود و به قول خودش بتواند از او حلالیت بگیرد.

امر آبادی در انتهای نامه به همسرش نوشته است:"من منتظر می مانم تا روزی بدون چشم بند و بدون حضور دیگران برایت بگویم و بگریم و از تو حلالیت بطلبم

+ نوشته شده در 2009/9/30ساعت 10:29 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 
 

 

العربیه: فرمانده انتظامی تهران روز سه شنبه 29 – 9 – 2009 اعلام کرده است که پلیس با کسانی که بخواهند در بازی روز جمعه بین استقلال وپیروزی " اقدام مجرمانه ای " انجام دهند ،برخورد خواهد کرد.

عزیزالله رجب زاده درگفتگو با خبرگزاری ایلنا گفته است " اگر كسی به عنوان مثال نماد سبزی بالا ببرد و بخواهد فضا را سياسی كند، پليس فقط نماد را می ‌گيرد و تذكر می‌ دهد اما اگر کسی بخواهد نظم و امنيت را به هم بزند برابر قانون بازداشت می‌ شود."

هواداران میرحسین موسوی وکروبی دربازی استقلال واستیل آذین که هفته پیش انجام شد با حضورچشمگیر در ورزشگاه با نمادهای سبز وسردادن شعارهایی علیه حاکمیت به نتایج انتخابات گذشته اعتراض کردند.

این بازی که قراربود به صورت زنده از تلوزیون دولتی ایران پخش شود مسئولان را غافلگیر کرده بطوریکه برای عدم نشان دادن نمادهای سبز تصاویر به صورت سیاه وسفید پخش شد وپس از مدت کوتاهی از پخش مستقیم این دیدار جلوگیری شد.

به گفته فرمانده پلیس تهران " در بازی روزجمعه در ورزشگاه آزادی، اگرحركتی هم بشود اقليتی هستند و پليس هم اگر كسی به عنوان مثال نماد سبزی بالا ببرد و بخواهد فضا را سياسی كند، پليس فقط نماد را می گيرد و تذكرمی ‌دهد."

دستگاه قضائی ایران پیش از این نیز اعلام کرده بود که همزمان با بازی پیروزی واستقلال در ورزشگاه آزادی تهران دو قاضی مستقرخواهند شد تا برای کسانی که مرتکب جرم شوند " قرار متناسب " صادرکنند.

پس از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری جنجال برانگیز اخیر در ایران دولت بارها با درخواست تشکیل تظاهرات اعتراضی توسط هواداران میرحسین موسوی ومهدی کروبی مخالفت کرده است.

معترضان در واکنش به این محدودیت ها طی ماههای گذشته از فرصت های مختلف مانند تظاهرات روز قدس و اخیرا حضور در ورزشگاهها برای برگزاری تجمع های اعتراضی استفاده کرده اند.

دربازی بین دو تیم پرطرفداراستقلال وپیروزی نیز قراراست معترضان با نمادهای سبزحضور پیدا کنند وعلیه حاکمیت شعار سردهند.

+ نوشته شده در 2009/9/30ساعت 10:28 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 
عاطفه نبوی، در تاریخ 25 خرداد ماه 1388، به همراه پسرعموی خود ضیاء الدین نبوی، سخنگوی شورای دفاع از حق تحصیل، و تعدادی دیگر از دوستانش بازداشت و به بند 209 زندان اوین منتقل شد. وی در مدت بازداشت خود چندین بار مورد بازجویی قرار گرفته و از آنجا که با شورای دفاع از حق تحصیل نیز همکاری هایی داشته به " ارتباط با سازمان مجاهدین" متهم شده است.

عاطفه نبوی با وجود فشارهای شدید وارده، این اتهام را نپذیرفته و آن را بی پایه و اساس دانسته است. وی در سال 84 نیز، به مدت سه هفته در بند 209 زندانی بوده است.

نبوی از روز شنبه هفته گذشته از بند 209 به قرنطینه زندان اوین معروف به بند متادون، منتقل شده و هم اکنون با وجود گذشت 105 روز، همچنان در بلاتکلیفی به سر می برد. به گفته نسرین ستوده، وکیل وی، پرونده او به شعبه 12 دادگاه انقلاب ارجاع داده شده و قاضی این شعبه نیز به مدت 3 هفته به مرخصی رفته است.

نامه زیر، توسط عاطفه نبوی در بند 209 نوشته شده و از طریق کمیته گزارشگران حقوق بشر انتشار می یابد.

نگران نباشید! اینجا اتفاقی نمی افتد.

روزهای اول هنوز باران های بهاری می بارید و حال باران پاییز بوی خوشایند خاک را سخاوتمندانه از توری های بالای سلول به درون می ریزد و اگر خوب جاگیری کنی، شاید بعضی قطرات نافرمان باران که کج باریده اند به بند 209 بیایند و صورتت را نوازش کنند. روز نود و هفتم! مبادا فکر کنید که فرقی با روزهای دیگر دارد، فقط بهانه ایست برای نوشتن، اگر نه، تفاوتی با روز 30 ام ، 87 ام و دوم ندارد. اینجا روزها از هم جدا نمی شوند و به مجموعه ای پیوسته از روزان و شبان بدل می شوند. همیشه روزها به واسطه اتفاقات هویت می یابند و می توان به آنها ارجاع داد، اما در اینجا هیچ اتفاقی نمی افتد به جز " اتهامی که تفهیم نمی شود"، " وکلایی که دیده نمی شوند"،" دادگاههایی که تشکیل نمی شوند" و ... گویی " ما بیرون زمان ایستاده ایم.".

اینجا احساساتت ملغمه ای ازتضادهاست و تو گویی آونگی هستی که در رفت و برگشت بی پایان خود، شب را به روز پیوند می دهی و آنچه بیش از همه آزارت می دهد، اینهمه بیهودگی است، چیزی برای اعتراف کردن نیست، اینگونه بیهوده به " بودن" ات حتی شک می کنی ولی عیب اینجاست که آنان همچنان بر این بیهوده بودنت در اینجا پای می فشارند.

در اینجا گریه می کنی، می خندی، می خوری، می خوابی و همچنان بیهوده منتظر می مانی در حالی که بیرون از اینجا زندگی ای جریان دارد که باید تو را هم می برد، دانشگاهی که نتیجه اش را نگرفتی، کاری که به مصاحبه اش نرسیدی و ...

صبح است، اما چشمانت را می بندی تا دوباره به این صبح نا به جای خشکیده بر دریچه خورشید گشوده نشود، تا صبح بی اتفاق را با معجزه خواب پیوند زنی. روزهای اول تا مدتی خواب آزادی را می بینی و رؤیای پلاستیک مشکی لباس ها در دست نگهبان خندان، لباس هایی با بوهای آشنا. اما مدتی دیگر در خواب هم رها نمی شوی، در خواب هایت هم دیگران به زندان می آیند و دنیایت می شود سلول، راهرو، دستشویی!!- بیرون، رویایی است دور! فردایی که باید از آن بیدار شوی به خصوص حالا که تک تک هم سلولی هایت آزاد می شوند و پتوهای زیرت بیشتر و جایت نرمتر و نگهبانان مهربانتر. باز بی هیچ اتفاق و دست اندازی که راحت روزت را بر هم زند!! اما گریزی نیست، بدن میل به بیداری دارد، هرچند ذهن پس می زند و روزت آغاز می شود و به کندی چاقویی کند از رگ و پی ات می گذرد و زمانی که به پایان می رسد، انگار هیچ وقت نبوده! مانند چاه سیاهی که هر چه دست می سایی، پیش می روی و مردمک ها را گشاد می کنی که هیچ نمی بینی و ناگاه در چاه دیگر فرو می غلطی و شب زندان فرا می رسد، شب ها بارت سبک تر است و گویی باری را که از آغاز روز بر روش گرفتی بر زمین می نهی و فراموشی خواب، ترا می رباید.

راستی!! امروز هم اتفاقی نیفتاد، اما خوب- یک ساعتی گذشت.

عاطفه نبوی چاشنی

زندان اوین/ بند 209
+ نوشته شده در 2009/9/30ساعت 10:27 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 

انجمن دفاع از آزادی مطبوعات، طی بیانیه‏ای به ادامه‌ی بازداشت و تهدید روزنامه‌نگاران و اعمال فشارهای گوناگون بر مطبوعات منتقد اعتراض کرد. به گزارش موج سبز آزادی، متن این بیانیه به این شرح است:

به‌نام خدا

اعتراض انجمن دفاع از آزادی مطبوعات به
ادامه‌ی بازداشت و تهدید روزنامه‌نگاران و اعمال فشارهای گوناگون بر مطبوعات منتقد

بیش از یک‌صد روز از بازداشت جمعی از روزنامه‌نگاران کشور، در پی برگزاری انتخابات ریاست جمهوری دهم و رویدادهای پس از آن می‌گذرد. با وجود آزادی به قید وثیقه‌ی برخی از فعالان مطبوعاتی در چند هفته‌ی اخیر، متاسفانه همچنان جمعی از روزنامه‌نگاران در شرایطی سخت، در بازداشت غیرقانونی به‌سر می‌برند و از سوی دیگر بازداشت و تهدید و اعمال فشار علیه روزنامه‌نگاران منتقد و مستقل ایران، به بهانه‌های گوناگون ادامه دارد.

آقایان عیسی سحرخیز، کیوان صمیمی و احمد زیدآبادی، اعضای شورای مرکزی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات، ازجمله‌ی روزنامه‌نگارانی هستند که هفته‌هاست شرایط دشواری را در حبس و بند، به ناحق، تحمل می‌کنند. تاسف‌بار آن‌که اخبار نگران‌کننده‌ای درباره‌ی چگونگی برخورد با ایشان و نیز دیگر روزنامه‌نگاران شنیده و مطرح شده است.

آقایان بهمن احمدی امویی، سعید لیلاز، محمد قوچانی، مسعود باستانی، فیاض زاهد، رضا نوربخش، علی پیرحسینلو، محسن آزموده، مهدی محمودیان، حسین نورانی‌نژاد، مسعود لواسانی و خانم‌ها هنگامه شهیدی و فریبا پژوه، از جمله روزنامه‌نگارانی هستند که برخی از ایشان یک‌صد روز است در سلول انفرادی و شرایط سخت و دشوار و بدون دسترسی به کتاب و مطبوعات، به‌سر می‌برند. فشارهای روحی و روانی و جسمی وارد شده بر این روزنامه‌نگاران، نه در چارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی قابل توجیه است و نه با اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق‌نامه‌های بین‌المللی مشابه، نسبتی دارد.

افزون بر برخورد خشن با روزنامه‌نگاران و به حبس و بند کشیدن ایشان، باید به احضارها و تهدیدهای مستقیم و غیرمستقیم اهالی مطبوعات (به‌ویژه روزنامه‌نگاران مستقل و منتقد) توسط نهادهای امنیتی نظام اشاره کرد. اتفاق ناگواری که در کنار توصیه‌های مکرر و فشارهای گوناگون بر اندک نشریات منتقد و مستقل موجود، آزادی مطبوعات و فعالیت روزنامه‌نگاران و تحلیل‌گران را در ایران امروز، بیش از هر زمان، به مخاطره افکنده و به‌شدت تهدید می‌کند.

انجمن دفاع از آزادی مطبوعات با ابراز نگرانی و اعتراض شدید نسبت به روند تاسف‌بار کنونی، از دستگاه‌های مسئول می‌خواهد ضمن آزادی بی‌قید و شرط و فوری تمامی روزنامه‌نگاران و صاحب‌نظران بازداشت‌شده در جریان حوادث پس از انتخابات 22 خرداد، از اعمال فشارهای غیرقانونی بر مطبوعات منتقد، پرهیز نمایند، و آزادی مطبوعات را محترم شمارند. ادامه‌ی روند ناگوار کنونی، نه تنها جایگاه ایران را در جهان، از جهت وضع آزادی بیان و مطبوعات، از آنچه که هست، اسف‌بارتر و رسواتر می‌سازد؛ بلکه فاقد هرگونه توجیه قانونی، دینی، عقلی و عرفی بوده، و نیز مغایر و تهدیدکننده‌ی منافع ملی است.

انجمن دفاع از آزادی مطبوعات
8 مهر 1388
 

+ نوشته شده در 2009/9/30ساعت 10:25 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 

خبرگزاری هرانا : فاطمه افتخاری همسر سعید ملک پور، متهم ردیف اول معرفی شده با نام سیاوش حسین خانی در پروندهی موسوم به «مضلین ۲» مربوط به جرایم اینترنتی است.
به گزارش واحد زندانیان مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، وی پس از بازداشت همسر خود در فروردین ماه سال جاری با انتشار نامه ای نسبت به افشاگری در خصوص سناریو سازی دستگاه امنیتی به نوبه خود اقدام نمود. دستگاه امنیتی با تهدید خانم افتخاری نامبرده را مجبور به سکوت کرد که  نهایتاً نامبرده پس از سپری شدن ماهها سکوت با مشاهده وضعیت مخاطره آمیز همسر خود علیرغم تهدیدات جاری با ارسال نامه ای که عیناً در ذیل می آید به سکوت خود پایان داد:

با سلام
بعد از انتشار نامهٔ اول اینجانب در سایت مجموعه فعالان حقوق بشر،خانواده من در تهران تهدید و به دادگاه احضار شدند. و با این مطلب که با رسانه ایی کردن این قضیه شما بر علیه همسرتان عمل می‌کنید، من را مجبور به سکوت کردند
از ستون حوادث روزنامه ایران، متوجه شدم که پرونده همسرم، سعید ملک پور، با صدور قرار مجرميت و كيفرخواست به اتهام فساد في‌الارض به دادگاه انقلاب فرستاده شد
دو هفته پیش، طی‌ تماس تلفنی با اینجانب در کانادا، ابتدا از باب دوستی‌ و نصیحت، حرفهای نامربوط بسیاری به همسرم نسبت دادند، گویی که من با ایشان تازه آشنا شده ام!! وقتی ‌متوجه شدند که اینگونه صحبت‌ها در بنده تاثیری ندارد، شروع به تهدید اینجانب کردند، که اینجا تحت نظر هستم و کوچکترین فعالیت یا مصاحبه در راستای رسانه ایی کردن این جریان عواقب جبران ناپذیری برای من خواهد داشت، از جمله دستگیری من و بازگرداندن من به ایران! این تهدید ها، با توجه به سکوت اجباری من، ابتداً بسیار عجیب مینمود، اما با مشاهده خبر امروز، علت آن برایم روشن شد
متاسفانه با اینکه پرونده به دادگاه انقلاب فرستاده شده، اما همچنان اجازه دسترسی وکیل به پرونده داده نمی‌شود و تا کنون از جزییات پرونده و اتهامات اطلاع دقیقی به دست ما نرسیده است. تنها اطلاعات اندک ما در طی ملاقات خانواده بعد از گذشت هشت ماه از آخرین ملاقات با ایشان در زندان اوین، حاکی از این است که برای اعتراف گیری از همسرم، روشهای مشابه سایرین نظیر خوراندن اجباری دارو‌های آرامبخش و توهم زا در هفته‌های اول دستگیری، شکنجه‌های شدید جسمی‌، و تنهایی‌های طولانی‌ مدت و طاقت فرسا در سلول انفرادی جهت تضعیف روحیه استفاده شده است. بر مبنای گفته های خانواده، ضعف شدید جسمی‌ سعید و مشهود بودن لرزش دست و بدن نشان از تداوم فشارهای جسمی‌ و روحی‌ بسیار بر او دارد. قابل ذکر است همسرم بیش از ۱۰ ماه از این یک سال را در سلول انفرادی بند ۲ الف سپاه پاسداران سپری کرده است، این بند مخوف، همان است که عزیزانی چون ابطحی، عطریانفر و ... را واداشت در مدتی بسی کوتاه تر بر علیه خود و اعتقاداتشان هر آنچه را بازجو در ذهن می پروراند، بر زبان جاری کنند

نکتهٔ نگران کننده اینجاست که در ملاقاتی که من در ۲۱ آذر ۱۳۸۷ با سعید داشتم، همسرم شدیدا نگران روند مستند سازی های خلاف واقع از سوی کارشناسان پرونده بود. وی عنوان کرد، او را به اتاقی‌ بردند و مجبور کردند که با خانمی از پای تلفن حرفهایی بزند که نشان از روابط غیر شرعی داشته باشد!! و همسرم که آن خانم را نمی‌‌شناخت، از این بابت نگران بود که "اگر آن بندهٔ خدا متأهّل باشد چه؟! ممکن است در دادگاه حد اسلامی برای آن خانم‌ قائل شوند". این نگرانی همسرم، در عین اینکه خود در مظن بزرگترین اتهام است، نشان از درستکاری و وجدان آگاه ایشان است. شخصیتی که نه تنها من، بلکه تمام دوستان و همکاران قدیم همسرم از ایشان میشناسند

به گفته خود سعید، عمده اعترافات غیرواقعی‌ و تن دادن به خواسته‌های کارشناسان پرونده تنها به دلیل تهدیدهای جدی بر علیه اینجانب بوده است. گویا در طی‌ حضور من در ایران، بطور مستمر بنده تحت نظر بودم. لازم به ذکر است که در تنها ملاقات اینجانب با همسرم، ایشان به طور عجیبی‌، ملتمسانه از من خواهش میکرد که به کانادا برگردم. مضحک بودن روند اعتراف گیری به آنجا رسیده که در جریان آخرین ملاقات، سعید از اعتراف دروغین ارتکاب به قتل نیز، علیه خود به خانواده خبر داده است.

موردی که برای اولین بار در اینجا مطرح می کنم، طبق اذعان صریح یکی از کارشناسان پرونده در زمانی که در ایران بودم، واداشته شدن سعید به همکاری فنی در مرکز سایبری گرداب است. تخصص اصلی‌ سعید امنیت شبکه و مدیریت بانک اطلاعاتی می باشد. در طی جریانات بعد از انتخابات، ضعف گروه گرداب در مهار اطلاع رسانی اینترنتی، طبق اقرارات خود این گروه، سبب شد که بسیار نیازمند تخصص افرادی همچون همسر من باشند و با تهدید خانواده و همسر، وی را مجبور به همکاری کنند. طبقه آنچه قاضی پرونده قبلا گفته بود، قرار بود که دادگاه سعید در تاریخ ۳۰ خرداد برگزار شود، که اتفاقات بعد انتخابات، و احتمالا نیاز گروه گرداب به تخصص همسرم باعث تاخیر در این ماجرا شد. چه بسا گروه‌های متعددی برای هک کردن سایت گرداب تلاش کردند ومتاسفانه چندان کاری از پیش نتوانستند ببرند و من مطمئنم که تخصص بالای همسر من در این امر بی‌ تاثیر نبوده است.
و براستی که بایست به سوگ نشست حقانیت، صداقت وعدالت این جمهوریت نیم بند اسلامی را که نه قانون و قانونمداری می داند و نه شریعت و مرجعیت
با احترام
فاطمه افتخاری

+ نوشته شده در 2009/9/30ساعت 10:25 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 

پارلمان‌نیوز:پیش از ظهر امروز، بعد از آنکه سعید حجاریان را در دو برنامه تلویزیونی مقابل دیدگان بییندگان سیمای جمهوری اسلامی قرار دادند، او را آزاد کردند.
به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، سایت الف در خبر کوتاهی خبر از آزادی این تئوریسین اصلاحات داد و نوشت:«سعید حجاریان قبل از ظهر امروز از زندان اوین آزاد شد.»
گفتنی است حجاریان که بعد از سوء قصد سعید عسگر تحت القائات اندیشه‌های افراطیون مخالف جمهوریت نظام، ترور شده بود با مشکلات فراوان جسمی دست و پنجه نرم می‌کرد و به سختی قادر به حرف زدن و راه رفتن است، اما او به جرم تلاش برای انجام انقلاب مخملی بعد از انتخابات بازداشت شد!
خبرهای تکمیلی حاکی از آن است که برادر سعید حجاریان خبر آزادی او را تائید کرد

+ نوشته شده در 2009/9/30ساعت 10:23 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 

خبرگزاری هرانا : دفتر حقوق بشر شهر نورنبرگ جایزۀ جهانی حقوق بشر امسال را روز یکشنبه چهارم اکتبر طی مراسمی به عبدالفتاح سلطانی اعطاء می کند. شهر نونبرگ این جایزۀ نقدی را که بالغ بر 15 هزار یورو است همه ساله به یکی از شخصیت هایی هدیه می کند که همۀ توش و توان خود را در جهت دوستی و آشتی و حقوق بشر بکار می گیرند.
وبلاگ یادداشتهای نسرین بصیری دفتر حقوق بشر شهر نورنبرگ جایزۀ جهانی حقوق بشر امسال را روز یکشنبه چهارم اکتبر طی مراسمی به عبدالفتاح سلطانی اعطاء می کند. شهر نونبرگ این جایزۀ نقدی را که بالغ بر 15 هزار یورو است همه ساله به یکی از شخصیت هایی هدیه می کند که همۀ توش و توان خود را در جهت دوستی و آشتی و حقوق بشر بکار می گیرند. عبدالفتاح سلطانی به باور دست اندر کاران علیرغم ممنوعیت کاری و بازداشت های گاه و بیگاه بی پروا و بطرز خستگی ناپذیری همچنان به تلاش هایش برای دفاع از حقوق بشر در ایران ادامه می دهد. سلطانی در کانون مدافعان حقوق بشر که شیرین عبادی آنرا بنا نهاده عضویت دارد. جایزه را دکتر اولریش مالی شهردار نونبرگ طی مراسمی در اپرای این شهر به سلطانی 55 سالۀ هدیه خواهد کرد.

+ نوشته شده در 2009/9/30ساعت 10:22 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 

 

بنابه گزارشات رسیده از بند 1 زندان گوهردشت کرج،زندانی سیاسی بهروز جاوید طهرانی نزدیک به 6 ماه است که در بند 1 زندان گوهردشت تحت شکنجه های جسمی و شرایط طاقت فرسا قرار دارد.
زندانی سیاسی بهروز جاوید طهرانی اخیرا به قسمت حسینیه که سلولهای انفرادی در آن قرار دارد منتقل شده است. محلی که به حسینیه معروف است، محل نگهداری زندانیان است که دچار ناراحتی روحی شدید هستند و افراد خطرناک می باشند بجای انتقال این زندانیان نگون بخت به بیمارستانهای روانی آنها را در این محل نگهداری می کنند . معمولا بعد از تمامی فشارها که علیه زندانی سیاسی بکار برده می شود و قادر به در هم شکستن آنها نیستند آنها را به این محل منتقل می کنند.زندانی سیاسی در این محل از امنیت جانی برخوردار نیستند. زندانی سیاسی بهروز جاوید طهرانی بارها توسط بخشی از قاتلین زهرا کاظمی روزنامه نگار ایرانی-کادایی مورد شکنجه وحشیانه قرار گرفت و این فرد اخیرا باز هم اورا تحت شکنجه های وحشیانه جسمی قرار داده است و هنوز آثارشکنجه و کبودی بر روی بدن او باقی است
حسینیه تشکیل شده است از یکی سلول نسبتا بزرگ در آن یک موکت بسیار کثیف که بوی تعفن از آن بر می خیزد، دارای سقف کوتاه و دریچه های کوچک که کاملا پوشیده شده است و نور طبیعی به درون سلول نمی تابد. این سلول نسبتا تاریک می باشد بطوری که بعد از مدتی چشم زندانی دچار ناراحتی می شود. زندانیان کف خواب هستند و فقط 2 پتو به آنها داده می شود که یکی از آنها را بعنوان زیرانداز و دیگری را برای رو انداز بکار می برند. این در حالی است که در سرمای زیاد زمستان زندانی از سرما قادر به خوابیدن نیست.پتوها بسیار کثیف و بوی بسیار بد آن مانع استراحت زندانی می شود.غذای زندانیان به لحاظ کمی بسیار کم است به هر زندانی در روز یک چهارم نان داده می شود و اکثر به آنها سیب زمینی داده می شود که بسیار کم است .غذای زندانی در حدی بخور و نمیر است.غذای زندانیان فاقد پروتئین و ویتامین مورد نیاز بدن آنها است. بین زندانیانی که دچار ناراحتی روحی هستند هنگام دادن جیره غذایی بخاطر کمبود آن گاها درگیریهای شدید فیزیکی ایجاد می شود.
زندانی سیاسی بهروز جاوید طهرانی نزدیک به 6 ماه است که در بند 1 معروف به بند آخر خطیها تحت شکنجه های جسمی و شرایط غیر انسانی قرار دارد.طولانی ترین مدتی است که یک زندانی سیاسی در این بند بسر برده است.
خانواده آقای جاوید طهرانی تا به حال موفق به ملاقات حضوری با او نشده اند و هر از چند هفته یکبار به مدت کوتاهی می توانند با او ملاقات کابینی داشته باشند.
کسانی که در شکنجه و اذیت و آزار او نقش دارند عبارتند از علی حاج کاظم رئیس زندان که بدستور وی به این شکنجه گاه منتقل شده است،علی محمدی معاون زندان ، کرمانی و نبی الله فرجی نژاد رئیس و معاون حفاظت و اطلاعات زندان،بخشی از قاتلین زهرا کاظمی و شکنجه گر بند 1 زندان همراه با تعدادی از پاسداربندها صورت می گیرد.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،نسبت به خطر جدی که جان زندانی سیاسی بهروز جاوید طهرانی را مورد تهدید قرار میدهد هشدار میدهد.و از کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل و سایر سازمانهای حقوق بشری خواستار اقدامات فوری برای نجات جان این زندانی سیاسی است.
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
8 مهر 1388 برابر با 30 سبتامبر 2009

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر

http://pejvakzendanyan.blogfa.com
pejvak_zendanyan10@yahoo.com
pejvakzendanyan@gmail.com
Tel.: 0031620720193
+ نوشته شده در 2009/9/30ساعت 10:21 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 
 

 

به نام خدا

دادستان محترم دادسرای عمومی و انقلاب تهران

جناب آقای جعفری دولت آبادی

با سلام و عرض ادب،

بسیار متاسفم از اینکه می بینم برخی از مجریان قانون، چشم از مفاد صریح قانون بسته اند و فریاد رسی نیست تا به داد دادجویان رسد. متاسفم از اینکه می بینم عده ای خود را بالاتر از قانون انگاشته و از قدرتی که به آنها اعطا شده است سوءاستفاده می نمایند تا عمل غیرقانونیشان، بازتاب منفی در جامعه داشته و چهره سیستم قضایی و به تبع آن نظام جمهوری اسلامی ایران را مخدوش کند و هیچ کس را توان مقابله نیست.

از تاریخ نهم تیر ماه سال هشتاد و هشت، هنگامه شهیدی، روزنامه نگاری فرهیخته که گناهش، فعالیت در تبلیغات انتخاباتی حزب اعتماد ملی بود دستگیر و برای اخذ اقرار، مدتها در انفردادی نگه داشته شد تا باز هم برخلاف متون قانونی، دلیلی بر ادامه بازداشتش تحصیل گردد. ایشان پس از تفهیم اتهام به ارتکاب جرمی نامعلوم و با دلایلی نامعلوم، با قرار بازداشت موقت، به بند 209 بازداشتگاه امنیتی زندان اوین اعزام گردید. بدون اینکه مدافعی داشته باشد رنج ها و مصائب زندان را تحمل و هم اکنون نیز در اسارت است. قرار بازداشت موقت صادره به زیان خانم شهیدی، تنها به امضای وی رسیده و حقوق قانونی اش از جمله حق اعتراض این قرار به وی تفهیم نگردیده و همچنان پرونده اتهامی ایشان معلق مانده است. بارها و بارها برای اخذ ملاقات و تنظیم وکالتنامه به مراجع مختلف قضایی مراجعه کردم. پس از مدتها بی خبری از محل بازداشت و مرجع رسیدگی کننده به پرونده ایشان، متوجه شدم بازپرس شعبه دوم امنیت دادسرای انقلاب، متصدی رسیدگی به پرونده این روزنامه نگار می باشد. آنقدر به این شعبه مراجعه کردم تا در نهایت توانستم دستور ملاقات هنگامه شهیدی را بگیرم. این دستور طبق نامه شماره 88/14897/ط د صادر و از این تاریخ به بعد مراجعات مکرری به زندان اوین نمودم لیکن متاسفانه علیرغم اخذ دستور ملاقات از دادیار ناظر زندان اوین، مسئولین بازداشتگاه 209 امنیتی این زندان، به دلایل نامعلومی اجازه ملاقات و تنظیم وکالتنامه را ندادند. به کرات به دفتر دادستانی مراجعه کردم و نامه های متعددی نوشتم و وکالتنامه ای نیز تنظیم و با الصاق تمبر مالیاتی، به دفتر دادستانی ارائه دادم ولی هیچ خبری از نامه ها و درخواستهایم نشد.

طولانی شدن بازداشت هنگامه شهیدی، عدم اجازه ملاقات اینجانب با ایشان، نامعلوم بودن وضعیت بازداشت وی، بازجوییهای مکرر از ایشان و نحوه بازجویی ها جهت اخذ اقرار حتی اعمال شکنجه های روحی و روانی و دیگر اخباری که از زندان می شنوم و به دلایل امنیتی بهتر است پنهان بماند و نیز فراهم ننمودن شرایط دادرسی عادلانه بر طبق مقررات قانون حفظ حقوق شهروندی و آیین دادرسی کیفری، در مورد خانم شهیدی از جمله موارد نقض حقوق ایشان است. متاسفانه نقض حقوق بشر در پرونده های امنیتی را در ماههای گذشته دیده ایم و شنیده ایم. زمانی که حضرتعالی در روز معاوفه خود بر سکانداری دادستانی تهران، تاکید بر اجرای قانون نموده و با قانون شکنان اتمام حجت کردید نور امیدی را مشاهده کردم و امیدوار شدم که اوضاع سامان خواهد یافت. حال نیز امیدوارم تا با تجارب و درایت خود، نگذارید عده ای به بهانه های مختلف که هیچ توجیه شرعی و قانونی ندارد. تیشه به ریشه سیستم قضایی کشورمان زنند.

لذا از آن مقام ارشد دادسرای عمومی و انقلاب تهران این استدعا را دارم تا زمینه ملاقات اینجانب با خانم هنگامه شهیدی که از وضعیت جسمانی مساعدی برخوردار نیستند و همچنین آزادی وی را فراهم نمایید تا این روزنامه نگار بتواند به خانواده و جامعه برگشته و به کشورش خدمت کند.

با تقدیم احترام – محمد مصطفایی وکیل دادگستری

+ نوشته شده در 2009/9/30ساعت 10:20 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

 
 

 

کمیته گزارشگران حقوق بشر - جلسه رسيدگي به اتهامات کيوان اميري الياسي، از فعالان دانشجويي چپ امروزهفتم مهرماه در شعبه 28 دادگاه انقلاب اسلامي تهران به رياست قاضي مغيثه برگزار گرديد. در اين دادگاه کيوان اميري به همراه وکيل حضور يافت و در برابر اتهامات تبليغ عليه نظام و اجتماع و تباني براي بر هم زدن امنيت کشور از خود دفاع نمود. روند محاکمه به گونه اي بوده که مورد اعتراض آقاي مهدي حجتي وکيل اين فعال دانشجويي، به دليل سلب حق دفاع آزاد موکل قرار گرفته است.

مسئله قابل ذکر اين که دقايقي پس از ختم محاکمه، حکم کم سابقه و بسيار سنگين 5 سال حبس تعزيري از سوي قاضي صادر و به وي ابلاغ گرديده است.

کيوان اميري الياسي از جمله دانشجويان طيف چپ است که در آذرماه 1386 در جريان دستگيري گسترده اين دانشجويان بازداشت و مدت 58 روز را در زندان اوين بند 209 سپري کرده و با قرار وثيقه 50 ميليون تومان آزاد شده است.

+ نوشته شده در 2009/9/30ساعت 10:19 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |

پنج شنبه مورخ دوم مهرماه، ساعت یک و نیم بامداد محوطه پشتی اندرزگاه 8 زندان اوین شاهد چندین مورد تیراندازی بود.
به گزارش خبرگزاری هرانا، بعضی منابع تیراندازی مورد اشاره را حاصل یک تبادل آتش عنوان می دارند و دلیل آن را اقدام به فرار یک زندانی سیاسی از بند 240 زندان اوین گزارش کرده اند.
پس از واقعه مورد اشاره تمامی بندهای زندان اوین در چندین نوبت آمارگیری شد و روز جمعه نیز آمارگیری از طریق مطابقت چهره، نام و عکس زندانیان صورت پذیرفت.
+ نوشته شده در 2009/9/30ساعت 10:16 توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران |